مقالات صادرات

مقالات واردات

قانون و مقررات افغانستان در فعالیتهای اقتصادی و تجاری

قانون تجارت افغانستان

قانون و مقررات افغانستان :

 

 

فهرست مطالب

  • فیلم سرمایه گذاری در افغانستان
  • قانون تجارت افغانستان
  • قانون گمرک افغانستان
  • تعرفه گمرکی افغانستان
  • عوارض گمرکی افغانستان
  • قانون سرمایه گذاری در افغانستان
  • مقررات صادرات مواد نفتی و میعانات گازی افغانستان
  • ثبت شرکت های خارجی در افغانستان

 

فیلم آموزش راهنمای جامع تجارت با افغانستان و صادرات به افغانستان ( بخش سرمایه گذاری در افغانستان )

برای مشاهده ویدیوهای آموزشی بیشتر در خصوص تجارت با کشور افغانستان به لینک های زیر مراجعه کنید:

فیلم آموزش صادرات به افغانستان ، بخش راهنمای جامع تجارت با افغانستان ” تجارت با افغانستان

فیلم آموزش صادرات به افغانستان ، بخش آشنایی با کشور افغانستانبررسی کلی کشور افغانستان

فیلم آموزش صادرات به افغانستان ، بخش تحلیل بازار افغانستان ” گزارش زندۀ همایون افغان از افشار با فرنیچر فروش “ ” صادرات به افغانستان

فیلم آموزش صادرات به افغانستان ، بخش تحلیل بازار افغانستان ” گزارش همایون افغان با میوه خشک فروش در پل باغ عمومی “ ” صادرات به افغانستان

برای مشاهده و دانلود دیگر فیلم های آموزش تجارت با افغانستان  کلیک کنید.

 


قانون تجارت افغانستان و اصول آن مقررات و طرزالعمل های مربوط به تجارت و سرمایه گزاری همراه با متن کامل قوانین در ادامه مطلب برای سهولت کار شما لیست و معرفی شده است.

 

—————————    قانون و مقررات افغانستان   —————————

 

باب اول: احکام عمومی

فصل اول: مقدمه

ماده 1

احکام قوانین تجارتی دربارۀ تمام معاملات تجاریه جاریست.

ماده 2

مسایل تجارتی ذریعه مقاوله نامه های معتبره قانونی‏‏، و در صورتیکه چنین مقاوله موجود نباشد، به موجب صراحت و یا دلالت قوانین تجارتی حل و فصل میگردد اگر به این ترتیب حل و فصل شده نتواند، عرف و عادات تجارتی تطبیق میگردد.

عرف و عادات محلی و خصوصی بر عرف و عادات عمومی ترجیح داده میشود در صورت نبودن عرف و عادات، احکام قوانین دیگری که به آن استناد میشود‏ تطبیق میگردد.

تبصره:

ترجیح عرف و عادات خصوصی و محلی بر عرف و عادات عمومی عبارت است ازینکه عرف و عادات تجارتی هر محل تابع تعاملات حوزۀ محلی خودش میباشد،

نه تابع تعاملات مناطق دیگر هرگاه عرف و عاداتیکه در حل و فصل معاملات تجارتی مؤثر واقع شده بتواند در یک حوزۀ محلی موجود نباشد‏‏ به عرف و عادات نزدیک ترین محل استناد شده میتواند.

ماده 3

اگر در این قانون صراحت دیگری موجود نباشد‏، رعایت ترتیب مندرجات مادۀ (2) مجبوریست.

 

—————————    قانون و مقررات افغانستان   —————————

 

فصل دوم : تجارت و اهلیت تجارتی

ماده 4

هر فرد که سن هجده را تکمیل و برای تصرفات حقوقی اش از حیث شخصیت و نوع تجارت موانع قانونی موجود نباشد میتواند تجارت نماید.

ماده 5

اگر تجارت خانه به یک صغیر انتقال یابد‏، در صورتیکه محکمه مربوطه تجارتی در ادامه تجارت از طرف ولی و یا وصی او فایده تصور کند، میتواند ولی و یا وصی را به ادامۀ آن اجازه بدهد.

اگر ولی و یا وصی دارای اهلیت قانونی برای اجرای تجارت نباشد و یا از اجرای تجارت منع شده باشد، به او اجازه داده نمشود تا اینکه وصی یا ولی دیگری که برای تجارت صالح باشد تعیین شود.

ماده 6

حکم مادۀ (5) دربارۀ دیگر فاقدین اهلیت حقوقی هم مرعی است.

ماده 7

تمام اشخاصیکه بموجب اصولنامه ترفیع وتقاعد مامورین، مامور مؤظف دولت شمرده میشوند از تجارت مستقیم ممنوع میباشند.

ماده 8

هر شخص اعم از افراد و شرکت ها که حایز اهلیت تجارتی بوده بنام خود به یک و یا چند معامله تجارتی اشتغال ورزیده و این شغل را پیشه معتاد قرار بدهد، تاجر شمرده میشود.

ماده 9

شخصیکه برای اشتغال به معاملات تجارتی محلی را انتخاب و اقناع نموده ذریعۀ متحد المال و جراید و امثال آن به اهالی اعلان نماید، اگر تجارت را برای خود پیشه معتاد هم اتخاذ نکند، تاجر شمرده میشود.

ماده 10

شخصیکه تصادفاً یک معامله تجارتی را اجراء نماید، دارای صفت تاجر شده نمیتواند. لیکن معامله ایکه اجراء شده تابع احکام قانون تجارت است.

ماده 11

دولت و بلدیه ها میتوانند تجارت کنند. لیکن دارای صفت تاجر شده نمیتوانند مگر معاملات تجارتی ایشان تابع احکام این قانون است.

ماده 12

اشخاصیکه تجارت ایشان از سرمایه نقدی زیادتر مستند به مساعی بدنیه بوده و یا حاصل کار و کسب شان آنقدر جزئی باشد که تنها مکفی معیشت گردد، چه سیار و چه در یک دکان و یا در یک محل معین بازار ثابت باشند، تاجر کوچک شمرده می شوند.

ماده 13

تاجر های کوچک به اتخاذ عنوان و داشتن دفاتر تجارتی و موضوعاتیکه نظر به قانون تجارت ثبت آن لازم است مجبور نبوده و همچنان تحت قاعده افلاس نمی آیند.

تبصره:

تجار کوچک کسانی شناخته میشوند که در طبقات اصنافی شامل بوده و جوازنامۀ صنفی را داشته باشند.

 

—————————    قانون و مقررات افغانستان   —————————

 

فصل سوم : معاملات تجارتی

ماده 14

اشخاص تاجر یا غیر تاجر که اموال منقول را بمقصد فروش و یا اجاره دادن به دیگری خریداری مینمایند و آن اموال منقول را بحالت اصلی آن و یا بشکل دیگری تبدیل نموده بفروشند و یا اجاره بدهند، این فروش و اجاره از معاملات تجارت محسوب میشود.

ماده 15

اشخاص تاجر و غیر تاجر که اموال منقوله را به نیت اجاره دادن از کسی اجاره بگیرند،اجاره دادن چنین اموال منقوله از معاملات تجارتی محسوب میشود.

ماده 16

اشخاص تاجر و یا غیر تاجریکه برای اجاره دادن به شخص دیگری مستخدم میگیرند، اجاره دادن عمل و کار مستخدمیکه به این نیت گرفته شده باشد، از معاملات تجارتی محسوب میشود.

ماده 17

اگر صاحب زمین و یا دهقان محصولات ارضیۀ خود را و یا مالدار محصولات حیوانیه خود را بفروشد، از معاملات عادیه است و همچنین اگر یک دهقان بر طبق صنعت زراعیه خود شکل محصولات ارضیه خود را بوسیلۀ یک دستگاه تبدیل کند و با یک صنعتکار خودش و یا توسط استخدام عمله و یا استعمال ماشین آثار صنعتی خود را تولید نموده و بفروشد و یا یک مؤلف اثر تالیف شدۀ خود را نشر نماید و بفروشد، همۀ اینها از امور عادیه محسوب میشوند.

لیکن اگر کسی بمقصد فروش و یا تبدیل شکل محصولات زراعیه و حیوانیۀ خود مؤسسه ای را بطور دایم باز کند که دارای اوصاف یک مؤسسه صناعتی تجارتی باشد، معاملات این مؤسسه از معاملات تجارتی محسوب می شود.

ماده 18

معاملات ذیل از معاملات تجارتی است:

  • تعهد تهیۀ هر نوع اموال منقوله و به ذمه گرفتن و قبول هر نوع اعمالات و انشاءآت.
  • تأسیس فابریکه، تدویر دستگاه مطبعه، عکاسی، نشریات و فروش کتب.
  • افتتاح تیاتر، سینما، تماشاگاه ها و کشودن مقامات عمومیه مانند هوتل و سرای ها و طعام خانه ها و امثال آنها و دفاتر تهیه کارگران و لیلام خانه ها.
  • نقلیات مسافرین و حیوانات و اشیاء در خشکه، انهار و هوا.
  • توزیع آب، گیس، برق و تأسیس مخابرات تیلفونی.

 

—————————    قانون و مقررات افغانستان   —————————

 

ماده 19

معاملات ذیل بدون رعایت نیت طرفین، معامله تجارتی محسوب می شود:

1- کمیشن کاری.
2- دلالی.
3- معاملات برات و حجت (اعم از محرر بنام و محرر بحامل) و چک.
4- معاملات صرافی.
5- معاملات بانکهای خصوصی و عمومی.
6- معاملات حساب جاری و مقاولات مربوط به آن.
7- معاملات راجع به سندات گروی و رسیدات که در مقابل امواع موضوعه در گدامهای عمومیه تجارتی موجود شده باشد.
8- تشکیل شرکت های تجارتی و خرید و فروش اسهام.
9- عقد هر نوع بیمه در مقابل، مخاطرات خواه به اجرت عقد شود و خواه با شرایط متقابله.

ماده 20

تمام معاملات یک تاجر تجارتی محسوب میشود مگر اینکه ثابت شود که معامله عادی است.

ماده 21

اگر عقدی تنها برای یکی از طرفین تجارتی باشد و در قانون تجارتی بر خلاف آن صراحتی موجود نباشد، در بارۀ تکالیفی که از عقد مذکور برای تمام عاقدین تولید شده باشد احکام قانون تجارت تطبیق میگردد.

ماده 22

تکالیف اشخاص تاجر و غیر تاجریکه از معاملات دیگر متولد و یا معاملات متذکره این فصل ماهیتاً قابل قیاس باشد، تابع احکام قانون تجارت است.

ماده 23

تمام معاملاتیکه مرتبط به معاملات مذکورۀ این فصل باشد، از معاملات تجارتی محسوب است.

 

—————————    قانون و مقررات افغانستان   —————————

 

فصل چهارم : ثبت تجارت

ماده 24

یک دایرۀ بنام ثبت تجارت تحت نظارت محاکمی که مکلف بر حل و فصل دعاوی تجارتی میباشند، موجود است.

ماده 25

دایرۀ ثبت تجارتی تحت نظارت رئیس محکمۀ مربوطه به یک مامور مسئول و مکلف محول میشود.

ماده 26

در صورت تعدد محاکم تجارتی در یک موضوع، دایرۀ ثبت تجارتی به امر مقام ذیصلاحیت به یکی از محاکم مذکور مربوط میگردد.

ماده 27

موضوعات و معاملاتیکه نظر به قانون تجارت و سایر قوانین لازم است به ثبت برسد، راساً یا به اثر ابلاغ مقامات مربوطه و یا خواهش و مراجعت علاقمندان دیگر ثبت و قید میگردد.

هرگونه تغییراتیکه در مسایل مذکور واقع شود، مطابق اصول، ثبت و قید میشود.

 

—————————    قانون و مقررات افغانستان   —————————

 

ماده 28

مطالبی که تجار و شرکت های تجارتی به ثبت آن مکلف اند، قرار ذیل است:

الف- اسم (شخص یا شرکت).

ب- ولدیت.

ج- محل تولد و تاریخ آن.

د- تابعیت شخص یا شرکت.

ه- عنوان تجارت.

و- موضوع تجارت.

ز- نوع شرکت و تاریخ تأسیس آن و همچنین مرکز اصلی شرکت.

ح- سرمایه شرکت (تجار انفرادی ازین فقره مستثنی است).

ط- اشخاصیکه در امور تجارت خانه یا شرکت دارای صلاحیت امضاء اند.

ی- سایر خصوصیاتیکه ثبت آن (اصولاً) اجباری قرار داده شده باشد.

ماده 29

طوریکه اشخاص علاقمند خواهش ثبت و قید را میکنند، به خواهش ورثه یا قایم مقام قانونی ایشان نیز ثبت بعمل میآید.

در صورتیکه صلاحیت خواهش قید و ثبت به اشخاص متعدد تعلق داشته باشد، اگر مطابق خواهش یکی از آنها معاملۀ ثبت و قید اجراء شود، چنان محسوب میشود که از طرف همه خواهش شده است.

ماده 30

طوریکه معاملات قید و ثبت به اثر مراجعه شخصی علاقمندان و یا به اثر مراجعه وکیل قانونی شان اجراء میشود، به همان صورت به اثر ارسال اوراق و اسناد رسمیه که رسماً‏‎ ترتیب شده و حاوی مطالبه ثبت باشد هم اجرأ میگردد.

 

—————————    قانون و مقررات افغانستان   —————————

 

ماده 31

خواهش قید و ثبت باید در مدتیکه قانون مقرر نموده است، بعمل آید. اگر در قانون یک مدت برای آن تصریح نشده باشد، در ظرف یکماه بعد از تکمیل وثایق، اجرای آن لازم است.

نسبت کسانیکه مکلف به ثبت بوده و خارج از محل ثبت اقامت دارند نظر به بعد مسافه برای هر 12 میل یک روز علاوه میشود.

ماده 32

ثبتی که قابل اعلان میباشد تا زمانیکه کدام جریدۀ مخصوصه برای اعلانات قانونیه تأسیس گردد، در جراید رسمی یا خصوصی که در آن محل موجود باشد نشر میگردد و اگر در آن محل جریدۀ رسمی یا غیر رسمی موجود نباشد، در جریدۀ که در نزدیک ترین محل نشر میشود اعلان میگردد.

به استثنای خصوصیاتیکه اعلان آنها قانوناً بطور مختصر مجاز است، مراتب ثبت کلمه به کلمه درج و نشر میشود.

اگر تمام مندرجات اعلانات در یک روز اکمال نگردد، آخرین تاریخ نشر تاریخ تکمیل اعلان شمرده میشود.

بر تمام درخواست ها و بیان نامه ها که وثیقه ثبت را تشکیل میدهند و جرایدیکه اعلان در آنها نشر گردیده، نمره و تاریخ دفتر ثبت تحریر و حفظ میشود.

ماده 33

موضوعاتیکه حل آن به حکم یک محکمه مربوط باشد یا مامورین ثبت راجع به ثبت قطعی آن متردد باشند، قرار خواهش علاقمندان، بصورت مؤقتی به دفتر ثبت قید میگردد.

چنین موضوعات که بصورت مؤقتی ثبت میشود، اگر در ظرف شش ماه قطعیت آن به اثر مراجعه علاقمندان به اثبات رسیده نتواند، قید مؤقتی از دفتر حذف میشود.

اگر قطعیت آن اثبات شود، قرار اصل اصول ثبت بصورت قطعی قید میشود.

ماده 34

اگر موضوعاتیکه در دفتر ثبت قید شده باشد، تماماً یا قسمتاً از بین برود و رفع شود، مطالب قید شده در اثر مراجعه تحریری علاقمندان آن که مستند به وثایق لازمه باشد نظر به ایجاب تماماً و یا قسمتاً از دفتر حذف میگردد.

مطالبی که ثبت و قید آن قابل اعلان است حذف و ابطال آن نیز اعلان میشود.

 

—————————    قانون و مقررات افغانستان   —————————

 

ماده 35

راجع به اجرای ثبت و قید و تعدیل یا حذف ثبت از طرف علاقه مندان به محکمه مربوطه دایرۀ ثبت بر علیه اجراآتی که مامورین ثبت مینمایند، اعتراض شده میتواند.

این اعتراض از طرف محکمه مورد غور واقع و فیصلۀ دربارۀ آن داده میشود.

و اگر اجراآت مامور ثبت بر حقوق شخص ثالث مؤثر باشد، محکمه اعتراض را بحضور معترض و شخص ثالث بشکل یک دعوی اصولی تدقیق و در آن باره حکم صادر میکند.

ماده 36

هر شخص میتواند مندرجات ثبت تجارت و تمام اوراق محفوظ متعلق به ثبت و قید را مطالعه و تدقیق و صورت مصدق آنها را طلب و اخذ کند.

تبصره:

حق التصدیق در همچو موارد قرار ذیل اخذ میگردد:

الف – برای هر دفعه مطالعه (یک افغانی).

ب – برای گرفتن سواد غیر مصدق (پنج) افغانی.

ج – برای گرفتن سواد با تصدیق (بیست) افغانی.

ماده 37

کسانیکه مکلف به ثبت یک موضوع باشند و مکلفیت خود را در ظرف مدت معینه آن ایفاء نکنند، ضامن جبران خساره و ضرری میباشند که ازین رهگذر به شخص دیگری وارد شود.

علاوتاً به اثر پیشنهاد مامور ثبت و حکم محکمۀ که دایرۀ ثبت به آن ربط دارد، به جزای نقدی نیز مجازات میشوند.

چنین اشخاص میتوانند از فیصله محکمه به مرافعه و تمیز مراجعه نمایند و برای قبول مرافعه و تمیز خواهی شرط است که مبلغ محکوم به را یا در صندوق محکمه تودیع کند و یا در آن باره ضمانت بدهد.

ماده 38

موضوعاتیکه در دایرۀ ثبت تجارت ثبت و قید گردیده باشد، در مقابل اشخاص ثالث مؤثر است. لیکن موضوعاتیکه ثبت آن قانوناً مقتضی است، اگر ثبت نشده باشد ولو بصورت خصوصی اعلان هم گردیده باشد، در مقابل اشخاص ثالث مؤثر نمیباشد.

مگر اینقدر است که راجع به موضوعاتیکه ثبت نگردیده باشد، مکلف میتواند در مقابل اشخاص دیگر در موضوع های قابل ثبت مطلع بودن آنها را ادعا و به ثبوت برساند.

ماده 39

اشخاصیکه موضوعات را با سوء نیت خلاف حقیقت ثبت بنمایند، به جزای نقدی و یا جزای حبس محکوم میگردند و یا هر دو جزا دربارۀ ایشان یکجا تطبیق میشود و برای مدتی از حق انتخاب بعضویت اطاقهای تجارتی و صناعتی و معاملات در بورسه ها محروم میگردند.

حق طلب جبران خساره و ضرر اشخاصیکه به نسبت جرم مذکور متضرر گردیده اند محفوظ می باشد و عندالمراجعۀ متضرر محکمه میتواند رسیدگی بنماید.

 

—————————    قانون و مقررات افغانستان   —————————

 

فصل پنجم : عنوان تجارتی

ماده 40

هر تاجر مجبور است تا اوراق و معاملات متعلقه تجارت خود را تحت یک اسم معین که عنوان تجارت تعبیر میشود، اجراء و امضاء نماید.

ماده 41

هر تاجر چه منفرداً و چه با شریک خصوصی که اجرای تجارت مینماید و همچنان تمام شرکتهای تجارتی مجبورند که عنوان تجارت خود را در محلی که اجرای تجارت مینمایند و یا مرکز آنها واقع است، به دایرۀ ثبت تجارت، ثبت و اعلان نماید.

ماده 42

عنوان تجارت بایست از اسم شخص تاجر و اسم فامیلی او مرکب بوده و شرط است از عناوینی که قبلاً ثبت گردیده است، واضحاً متمایز باشد.

یک تاجر میتواند بعنوان تجارت خود تزئیداتی را که خواسته باشد بنماید، ولی نمیتواند چنان تزئیداتی بکند که راجع به هویت شخص او یا در مورد وسعت، اهمیت و یا وضعیت مالی تجارت تاجر مذکور و یا دربارۀ موجودیت یک شریک نزد اشخاص ثالث یک فکر غلط و مغایر حقیقت را تولید نماید.

 

—————————    قانون و مقررات افغانستان   —————————

 

ماده 43

عنوان شرکت (تضامنی) عبارت است از اسمای تمام شرکاء و یا اقلاً از اسم یکی از شرکاء با کلمه تضامنی.

عنوان شرکت های تضامنی مختلف (کوماندیت) خواه عادی و خواه سرمایه آن منقسم با سهام باشد، به ترتیبی که در مادۀ (42) ذکر گردیده، اقلاً از اسم یکی از شرکائی که مسئولیت او غیر محدود باشد با کلمۀ تضامنی مختلط تشکیل مییابد.

عنوان شرکت های سهامی عبارت است از موضوع شرکت به اضافه کلمه سهامی. در شرکت های سهامی اسمای شرکاء و یا اشخاص دیگر بعنوان شرکت داخل شده نمیتواند.

ماده 44

در صورتیکه یک تاجر عنوان تجارت خود را اصولاً در یک محل ثبت کرده باشد، تاجر دیگر ولو دارای اسمی باشد که همین عنوان را تشکیل میدهد، تا وقتیکه تزئیداتی به منظور تغیر این اسم از عنوان ثبت شده ما قبل نکند، در همان محل نمیتواند که همان اسم را بحیث عنوان تجارت اتخاذ و یا جهت اجرای یک مقصد تجارتی استعمال نماید.

همچنان اگر یک تاجر و یا شرکت تجارتی بخواهد غیر از محلیکه عنوان تجارت خود را در آن ثبت کرده در کدام محل دیگر یک شعبه افتتاح نماید، در صورتیکه کدام تاجر و یا شرکت تجارتی تحت همان عنوان در همان محل ثبت شده باشد، مؤسس شعبه جدید مجبور است در عنوان تجارت شعبه خود چنان تزئید بنماید که از عنوان ثبت شده ماقبل همان محل واضحاً تفریق شود.

ماده 45

طوریکه تملیک عنوان تجارت با تفکیک آن از تجارت خانه جایز نیست، همچنان در تملیک یک تجارت خانه اگر عنوان تجارت صراحتاً و یا ضمناً داخل نشود، عنوان تجارت تملیک نمیگردد.

ماده 46

شخصیکه عنوان را با یک تجارت خانه یکجا تملیک میکند، طوریکه از تعهدات شخص تملیک دهنده که در تحت همان عنوان اجراء کرده مسئول است.

همچنان بر تمام حقوقیکه از تجارت آن وارد میشود مالک میگردد.

مقاولاتی که خلاف این اساس میباشد بشرط اینکه به دایرۀ ثبت تجارت ثبت گردد و یا رسماً به علاقه مندان اطلاع داده شود، معتبر است.

مسئولیت متذکره این مادۀ بعد از پنج سال سر از تاریخ تملیک ساقط میشود.

 

—————————    قانون و مقررات افغانستان   —————————

 

ماده 47

شخصیکه یک تجارت خانه را بدون عنوان تجارت تملیک میکند اگر در حین تملیک به اساس عقد مقاوله مسئولیت تعهدات تملیک کننده را به ذمه نگرفته و آنرا به ثبت نرسانیده باشد، از تعهدات شخص تملیک دهنده مسئول نیست.

ماده 48

شخصیکه یک عنوان تجارت را بر طبق مادۀ (46) تملک میکند، مجبور است به آن عنوان عبارۀ را که مشعر بر صفت خلفیت باشد ضم کند.

اگر بر خلاف این حکم رفتار شود، شخص تملیک دهنده که به استعمال عنوان تجارت از طرف شخص تملک کننده موافقت نموده باشد، از تعهداتی که تملک کننده در تحت همان عنوان اجراء میکند مسئول است.

مشروط به اینکه به اساس مراجعه دائنین به نسبت تعهدات شخص تملک کننده از طرف دایرۀ (اجرائیه محکمه) تحصیل طلبات بعمل نیامده باشد.

ماده 49

درصورت وفات یک شریک که اسم او در عنوان شرکت داخل باشد اگر وارثین قایم مقام ادامه شرکت را قبول کنند، تغییر عنوان شرکت لازم نمیشود.

درصورت عدم شمول ورثه در شرکت نیز بشرط اینکه موافقه تحریری ایشان حاصل شود، عین عنوان شرکت حفظ میگردد.

و همچنان در صورت خروج یک شریک از شرکت اگر تحریراً از او موافقه گرفته نشود، ابقای اسم او در عنوان شرکت جائز نیست.

ماده 50

در صورتیکه عنوان تجارت تبدیل شود، احکام مادۀ (41) تطبیق میشود.

ماده 51

کسانیکه قصداً بر امتعه، اشیاء، دوسیه ها، پاکت ها، مکاتیب، رسایل اوراق تجاریه، بسته های تجارتی و بار های تجارتی بغیر حق عنوان تجارتی دیگری را وضع و یا امتعه را که عنوان تجارت غیر بر آن وضع شده باشد، دانسته میفروشند و یا برای فروش عرضه میکنند بشرطیکه در حکم مادۀ (54) خللی وارد نشود، به جزای نقدی یا به حبس و یا به هردو مجازات میگردند.

تعقیب جرایم متذکره این ماده به دعوای شخصی مربوط میباشد. بعد از اقامه دعوا، مدعی میتواند از دعوا ابراء نماید. ابراء از دعوی شخصی، دعوای حقوق عمومی را هم ساقط میکند.

ماده 52

از متخلفین مواد (40- 41- 42- و فقرۀ اخیر مادۀ 43) و احکام مادۀ (45) جزای نقدی گرفته میشود.

 

—————————    قانون و مقررات افغانستان   —————————

 

ماده 53

تمام محاکم‏، مامورین اطاقهای تجارت و صنایع و مامورین دائره ثبت و مقامات ذیعلاقه دیگر اگر در اثنای وظیفه آگاه شوند که یک عنوان تجارت ثبت نه شده و استعمال آن مخالف مواد (40- 41- 42 و 43) واقع شده است، مجبورند کیفیت را به مقامات مربوطه اخبار نمایند.

ماده 54

به هر صورتیکه یک عنوان تجارت برخلاف احکام مندرجۀ این فصل استعمال شده باشد، علاقه مندان میتوانند منع استعمال و در صورتیکه ثبت شده باشد، ابطال آنرا تقاضا کنند.

علاوه بر این از استعمال مذکور، خواه عمدی و خواه در اثر سهو باشد، اشخاص متضرر میتوانند جبران خساره خود را دعوی کنند.

محکمه میتواند عند الاقتضاء بعد از استشاره از اهل خبره احوال و کیفیات حادثه را تدقیق نموده دربارۀ وجود و مقدار خساره نظر به قناعت خود حکمی صادر کند علاوه بر این، در صورتیکه شخص متضرر خواهش کند و متحمل مصارف آن نیز شود، به نشر حکم نیز قرار داده میتواند.

 

—————————    قانون و مقررات افغانستان   —————————

 

فصل ششم : رقابت غیر قانونی

ماده 55

اگر در علایم و اسمائیکه یک تاجر استعمال کند با علائم و اسمائیکه تاجر دیگر بطور مستحق استعمال مینماید اشتباه واقع شود، استعمال چنین اسم و علامت برای تاجر اول الذکر ممنوع است.

شخصیکه مخالف این حکم عمل میکند، ولو هیچگونه قصور نداشته باشد، بازهم محکمه میتواند بر حسب درخواست شخص علاقمند امر رفع التباس را صادر کند.

ماده 56

هرگونه حیله و دسیسه در امور تجارتی ممنوع میباشد.

ماده 57

یک تاجر به قصد اجرای رقابت نمیتواند به چنان نشریات مخالف حقیقت بپردازد که به منفعت یا تجارت دیگری ضرر وارد کند.

ماده 58

یک تاجر از اشاعات مغایر حقیقت راجع به منشأ و یا اوصاف امتعه و یا اهمیت تجارت خود به مقصود جلب مشتریان تاجر دیگری که امتعه هم جنس را می فروشد و همچنان از اعلان تصدیق نامه و مکافاتی که حایز آن نبوده باشد و از استعمال حیل و دسایس به مقصد مذکور ممنوع است.

ماده 59

هیچ تاجری نمیتواند مامورین و مستخدمین تاجر و یا فابریکه دیگری را به مقصد اطلاع از مشتریان و جلب آنها بخود تطمیع نماید.

ماده 60

تاجر نمیتواند به هیچ شخصی خلاف حقیقت شهادتنامه یا تصدیق حسن خدمت بمنظور اغفال تاجر دیگر بدهد.

 

—————————    قانون و مقررات افغانستان   —————————

 

ماده 61

تاجریکه مخالف احکام مواد فوق رفتار کند، به جبران خساره اشخاص متضرر مجبور است.

ماده 62

یک نماینده اطلاعاتی تجارتی که قصداً و یا در نتیجه یک غفلت سنگینی دربارۀ اخلاق یا اقتدار مالی یک تاجر معلومات خلاف حقیقت بدهد، مسئول جبران خساره مادی و معنوی یی است که ازین رهگذر به تاجر مذکور عاید شود.

اظهار نماینده مذکور در تصحیح آن معلومات مستلزم برائت او شده نمیتواند. محکمه میتواند در عین زمان با فیصلۀ که دربارۀ جبران خساره مینماید امر کند که مسئله مذکور به مصارف خود نماینده در یک جریده یا جراید متعدد نشر هم شود.

ماده 63

تاجریکه مرتکب افعال مندرجۀ این فصل میشود، اگر با سوء نیت حرکت کرده باشد، علاوه براینکه به جبران خساره محکوم میگردد، به جزای نقدی و حبس نیز مجازات میشود.

ماده 64

شخصیکه به جزاء یا جبران خساره محکوم میشود، اگر فعلی را که موجب جزاء یا جبران خساره شده است مکرراً مرتکب شود، جزای او دو چند شده میتواند.

دعوای جزاء تنها بوسیله شکایت شخص ذیعلاقه با اطاق تجارت محل اقامه میشود. ابراء مدعی شخصی از دعوی، حقوق عمومیه را ساقط میسازد.

هرگونه حیله و دسیسه در امور تجارتی ممنوع میباشد.

 

—————————    قانون و مقررات افغانستان   —————————

 

ماده 57

یک تاجر به قصد اجرای رقابت نمیتواند به چنان نشریات مخالف حقیقت بپردازد که به منفعت یا تجارت دیگری ضرر وارد کند.

ماده 58

یک تاجر از اشاعات مغایر حقیقت راجع به منشأ و یا اوصاف امتعه و یا اهمیت تجارت خود به مقصود جلب مشتریان تاجر دیگری که امتعه هم جنس را می فروشد و همچنان از اعلان تصدیق نامه و مکافاتی که حایز آن نبوده باشد و از استعمال حیل و دسایس به مقصد مذکور ممنوع است.

ماده 59

هیچ تاجری نمیتواند مامورین و مستخدمین تاجر و یا فابریکه دیگری را به مقصد اطلاع از مشتریان و جلب آنها بخود تطمیع نماید.

ماده 60

تاجر نمیتواند به هیچ شخصی خلاف حقیقت شهادتنامه یا تصدیق حسن خدمت بمنظور اغفال تاجر دیگر بدهد.

ماده 61

تاجریکه مخالف احکام مواد فوق رفتار کند، به جبران خساره اشخاص متضرر مجبور است.

ماده 62

یک نماینده اطلاعاتی تجارتی که قصداً و یا در نتیجه یک غفلت سنگینی دربارۀ اخلاق یا اقتدار مالی یک تاجر معلومات خلاف حقیقت بدهد، مسئول جبران خساره مادی و معنوی یی است که ازین رهگذر به تاجر مذکور عاید شود.

اظهار نماینده مذکور در تصحیح آن معلومات مستلزم برائت او شده نمیتواند.

محکمه میتواند در عین زمان با فیصلۀ که دربارۀ جبران خساره مینماید امر کند که مسئله مذکور به مصارف خود نماینده در یک جریده یا جراید متعدد نشر هم شود.

 

—————————    قانون و مقررات افغانستان   —————————

 

ماده 63

تاجریکه مرتکب افعال مندرجۀ این فصل میشود، اگر با سوء نیت حرکت کرده باشد، علاوه براینکه به جبران خساره محکوم میگردد، به جزای نقدی و حبس نیز مجازات میشود.

ماده 64

شخصیکه به جزاء یا جبران خساره محکوم میشود، اگر فعلی را که موجب جزاء یا جبران خساره شده است مکرراً مرتکب شود، جزای او دو چند شده میتواند.

دعوای جزاء تنها بوسیله شکایت شخص ذیعلاقه با اطاق تجارت محل اقامه میشود. ابراء مدعی شخصی از دعوی، حقوق عمومیه را ساقط میسازد.

 

—————————    قانون و مقررات افغانستان   —————————

 

فصل هفتم : دفاتر تجارتی

ماده 65

هر تاجر مجبور است سه دفتر یعنی دفتر دارائی، دفتر کل و دفتر یومیه داشته باشد. علاوه برین مجبور است مینوت تمام مکاتیب و تلگرامات صادره و اصل تمام تلگرامات و مکاتیب وارده را با اوراق تادیات بصورت منظم حفظ نماید.

ماده 66

هر تاجر بر حسب لزوم و احتیاج معاملات تجاریۀ خود میتواند علاوه بر دفاتر متذکرۀ فوق، دفاتر دیگری هم ترتیب کند. لیکن این دفاتر تابع شرایطی که در مواد آتیۀ مذکور است، نمی باشد.

ماده 67

تاجر مکلف نیست خودش دفاتر تجاریۀ خود را ترتیب کند، او میتواند برای اینکار اشخاص دیگری را استخدام نماید.

لیکن قیود مطالبی که از طرف مستخدم مذکور درین دفاتر درج و تحریر میشود، در حکم قیود و مطالبی است که خود تاجر شخصاً آنرا درج و تحریر نموده باشد.

ماده 68

دفاتریکه بر طبق مادۀ (65) ترتیب آن لازمی است، باید قبل از استعمال بصورت مجلد از طرف مالکین آن شخصاً و یا بالواسطه به دایرۀ ثبت که در محل همان تجارت خانه واقع است برای مهر و نشان تقدیم گردد.

دایرۀ ثبت در هر صفحه دفاتر به رنگ ثابت نمره مسلسل را وضع و به مهر رسمی ممهور و در اول و آخر کتاب تعداد اوراق را قید نموده، بعد از نوشتن تاریخ در پهلوی مهر های صفحه اول و آخر تصدیقاً امضاء نیز میکند.

ماده 69

در دفتر دارائی امور ذیل درج میشود:

1- نقودیکه تاجر در روز آغاز با قیمت های تخیمنی هر نوع اموال منقول و غیر منقول که به تجارت خود تخصیص میدهد و قیمت های اسهام و اسناد قرضه که نشر میدارد به اعتبار قیمت جاریۀ آنها که در تاریخ مذکور خرید و فروش میشود و تمام طلباتیکه قابل تحصیل شمرده میشود، خواه از روی اسناد باشد و یا غیر آن.

2- تمام دیونیکه از تعهدات و ذرایع دیگر بدست می آید.

3- پس از تعیین دارائی خالص که عبارت از مقدار دارائی بعد از وضع دیون میباشد، تاجر مجبور است در آخر هر سال حسابی یک بیلانس را که حاوی مقدار دیون و دارائی مخصوص تجارت او باشد ترتیب و درین دفتر درج نماید. بیلانس اقلاًدر سال یکبار باید ترتیب شود.

 

—————————    قانون و مقررات افغانستان   —————————

 

ماده 70

در آغاز تجارت بعد ازینکه سرمایه اصلیه تاجرکه بموجب مادۀ (69) تعیین مییابد، در دفتر یومیه قید گردید، تمام معاملات کلی و جزئی دایر به داد و ستد، چه متعلق به معاملات تجاریه باشد و چه به معاملات عادیه، جدا جدا روزمره به ترتیب تاریخ معامله و همچنان مصارف شخصیه او قید و درج میشود.

ماده 71

تمام مراسلات صادره تجاریه دارای اصل و مینوت خواهد بود و همه مکاتیب و تلگرامهای صادره و وارده به اصول اندیکاتر اجمالاً قید و ثبت خواهد شد.

ماده 72

تصویبات شرکتها در کتاب تصویباتیکه از طرف مجمع عمومی و هیئت مدیره در اثر مذاکره اتخاذ میشود، با اسمای اعضائیکه در مذاکره حاضر بوده اند و تاریخ اجتماع و معلومات دیگریکه موجب اطلاع کامل از جریان مذاکره و اخذ آراء شده بتواند قید و درج گردیده و در ذیل این تصویبات اشخاصیکه بنام شرکت مأذون به امضاء میباشند، امضاء میکند.

ماده 73

تجار یا اخلاف ایشان که معاملات تجاریه ایشان را ادامه میدهند مجبور اند دفاتری را که به داشتن آن مکلف قرار داده شده اند (سر از تاریخ آخرین قید که در دفاتر مذکور میشود) و تلگرامات و مکاتیب را از تاریخ خود آنها تا مدت پانزده سال محافظه نمایند.

ماده 74

دفاتر و مکاتیب تجاریه در مسایل مربوطه به وراثت – شرکت یا افلاس در حال تسلیم چه از جانب محکمه و چه از جانب علاقه مندان تمام جهات و اقسام آن تدقیق شده میتواند.

 

—————————    قانون و مقررات افغانستان   —————————

 

ماده 75

در اثنای جریان دعاوی در موارد متنازع فیها، محکمه میتواند بر حسب تشخیص خود یا برحسب خواهش یکی از طرفین به ارائه دفاتر و اوراق تجاریه امر بدهد.

ماده 76

اگر در نقل و ارائه دفاتر و مکاتیب تجاریه که حکم ارائه آن داده شده باشد بعلت بودن آن در حوزۀ قضاء محکمۀ دیگر غیر از محکمۀ که دعوی در آن دائر است مشکلاتی باشد، محکمه اول الذکر رسماً سواد مصدقه قسمت های لازم را از محکمه مربوطه خواسته میتواند.

ماده 77

مسئولیتی که از عدم دارائی دفاتر ضروریه تجاریه و عدم ترتیب قانونی آن تولید میشود، راساً به خود صاحب تجارت خانه عائد است و تاجر نمیتواند این قصور را بدوش دیگری افگنده، خود را از مسئولیت بری سازد.

ماده 78

اگر دفاتر ضروریه تجاریه در اثر واقعاتی مانند حریق و آفات دیگری در ظرف مدتیکه محافظت آن مجبوری است ضایع شود، لازم است کیفیت ضیاع در ظرف یکماه از طرف تاجر و یا وکیل او به محکمه مربوطه اخبار گردد.

اگر محکمه دربارۀ صحت ضیاع بعد از تحقیق قناعت حاصل کند، به شخص مراجعت کننده تصدیق لازمه را اعطاء خواهد نمود.

 

—————————    قانون و مقررات افغانستان   —————————

 

ماده 79

در اختلافاتیکه بین تجار راجع به معامله تجارتی پیدا میشود، دفاتر قانونی تجارتی را میتوان در دایرۀ شرایطیکه در مواد (80 و 84) تعیین شده است، بحیث وسایل ثبوت قبول نمود.

ماده 80

مندرجات دفاتر قانونی تجارتی، خواه به احکام قانون مطابق باشد خواه نباشد، علیه صاحب آن و یا خلف آن و یا خلف اخیر الذکر دلیل شده میتواند. مندرجاتیکه به له تاجر باشد، در صورتیکه دفاتر تجاریه مطابق قانون ترتیب شده باشد، معتبر میباشد.

ماده 81

اگر مندرجات دفتر تاجری مطابق اصول بوده مخالف مندرجات دفتر یا اسناد تاجر دیگری باشد و غیر حقیقی بودن هریکی از آن به وثایق و دلایل معتبره به اثبات برسد، قوه اثباتیه دفتر و اسناد ساقط میگردد.

ماده 82

اگر دفتر یکی از طرفین قانوناً منظم بوده و دفتر طرف مقابل به اصول موافق نباشد و یا هیج دفتر نداشته باشد و یا نخواهد دفتر خود را ارائه دهد، مندرجات دفتر تاجر اول الذکر علیه طرف مقابل دلیل شده میتواند.

لیکن اگر طرف مقابل ضد مندرجاتی را که بر علیه او استناد شده با وثایق معتبره اثبات نموده بتواند، مندرجات مستندۀ قوۀ اثباتیۀ خود را می بازد.

ماده 83

اگر یکی از طرفین مندرجات دفاتر تجاریه خصم را در حضور محکمه قبول کند در صورتیکه خصم از ارائه دفتر تجاریه خود امتناع ورزد، محکمه میتواند در حق طرفیکه طالب ارائه است به قناعت خود فیصله بدهد.

ماده 84

زمانیکه محکمه مندرجات دفتر تجاریه را موافق اصول دیده بر له صاحب آن دلیل بگیرد، میتواند به جهت اکمال قناعت وجدانی راجع به صحت مندرجات مذکوره و واجب الاداء بودن حق مدعی بر ذمه مدعی علیه یک تحقیقات ضمنی مزید را اجراء و بعد از حصول قناعت فیصله لازمه را بدهد.

تحقیقات ضمنی محکمه به هیچ وجه نباید بیش از 15 روز طول بکشد.

 

—————————    قانون و مقررات افغانستان   —————————

 

فصل هشتم : نمایندگان تجار

ماده 85

کسیکه در محل اجرای تجارت یک تاجر و یا در یک محل دیگر مربوط به امور تجاری او از طرف تاجر به کار تجارت مکلف باشد، نمایندۀ تاجر گفته میشود.

ماده 86

تاجر تنها در حدود دایرۀ اجازۀ که به نمایندۀ خود داده باشد، از معاملات و عقد مقاولات نمایندۀ خویش مسئول میباشد و اگر نماینده مذکور را تجار متعدد استخدام نموده باشند.

هر یک به نوبۀ خود مسئول میباشند و اگر نماینده از جانب شرکت تجاریه گماشته شده باشد، مسئولیت شرکاء نظر به نوعیت شرکت تعیین میشود.

ماده 87

حق نمایندگی ایکه به یک نماینده داده میشود یا صریح میباشد و یا ضمنی.

ورقۀ که متضمن نمایندگی صریح باشد، در دایرۀ ثبت محلی که در آنجا نماینده اجرای تجارت مینماید، ثبت و اعلان میشود و در صورت عدم اجرای این مراسم، احکام مادۀ (88) تطبیق میگردد.

 

—————————    قانون و مقررات افغانستان   —————————

 

ماده 88

حق نمایندگی که به یک نماینده ضمناً داده شده باشد در مقابل اشخاص ثالث غیر محدود دانسته میشود و به نسبت هر نوع تجارتیکه داده شده باشد، تمام معاملاتی را که در ضمن آن تجارت اجرا میشود دربر میگیرد.

اگر نماینده با اشخاص ثالث اجرای معاملات نموده باشد و تاجر اثبات نموده نتواند که اشخاص ثالث از محدودیت حق نمایندگی او در زمان اجرای معامله اطلاع داشتند، ادعای تاجر در باب محدودیت نمایندگی نمایندۀ مذکور به مقابل اشخاص ثالث معتبر نیست.

ماده 89

اگر نماینده دایماً بنام آمر خود یعنی صاحب تجارتخانه اجرای معامله میکند باید در اثنای امضاء نمودن در پهلوی اسم و شهرت خود اسم تاجر و شهرت او یا عنوان شرکت را بنویسد و کلمه (وکالتاً) و یا معادل آن، کلمۀ دیگری را علاوه کند.

در حالیکه احکام این فقره را ایفاء نکند، نماینده از معاملاتیکه اجراء نموده شخصاً مسئول میشود ولیکن اگر اشخاص دیگر راجع به تجارتی که به او سپرده شده است معامله بکنند، میتوانند عند الموقع بر علیه آمر نیز دعوی نمایند.

ماده 90

شخصیکه بدون داشتن حق نمایندگی بصفت نمایندۀ یک تاجر اجرای معامله کند و تاجر معامله او را تصدیق ننماید، مجبور به جبران خسارۀ میباشد که ازین رهگذر به شخص ثالث صاحب حسن نیت وارد شود.

ماده 91

نماینده بدون موافقه صریح آمر خود نمیتواند به حساب خود یا دیگر شخصاً و یا بالاشتراک هیچ یک معامله تجاریه را اجراء کند. نمایندۀ که مخالف این حکم رفتار میکند اگر ضرری از معاملات او تولید شود، مجبور به جبران خساره میباشد و در صورت منفعت تاجر میتواند منافع معاملات او را تملک کند.

 

—————————    قانون و مقررات افغانستان   —————————

 

ماده 92

سلب و یا تجدید حق نمایندگی صریح تابع ثبت و اعلان است.

ماده 93

نماینده راجع به معاملات تجاریۀ که به او مفوض میباشد، مانند قروض و غیره، میتواند بنام آمر خود در محکمه اقامه دعوی کند و همچنان اقامه دعوی بر علیه نماینده نیز جائزاست.

ماده 94

احکام این فصل بر نمایندگان تجارتخانه ها و شرکتهای خارجی که در داخل مملکت افغانستان بنام و حساب آنها اجرای معامله کنند نیز قابل تطبیق است.

 

—————————    قانون و مقررات افغانستان   —————————

 

فصل نهم : نمایندگان سیار تجارتی

ماده 95

مستخدمی که برای اجرای معاملات تجارتی یک تاجربه توسط مکتوب یا اعلان یا متحدالمال یا وثایق دیگری مثل آن از طرف تاجر مجازگردیده به محل دیگر اعزام میگردند، نمایندگان سیار تجارتی گفته میشوند و آمرین شان از نتایجی که در دایرۀ مأذونیت ایشان از معاملات تجاریه متولد میشود، مسئول میباشند.

ماده 96

احکام مادۀ (89) بر نمایندگان سیار تجارتی نیز تطبیق میشود، لیکن زمانیکه این نمایندگان معاملاتی را که اجرا کرده اند بخواهند امضاء کنند، نمی توانند کلمه وکالتاً یا معادل آنرا استعمال نمایند بلکه مجبور اند فقط اسمای آمرین خود را درج کنند.

ماده 97

نمایندگان سیار تجارتی طوریکه اجازه ندارند بدل اموالی را که شخصاً تسلیم نه نموده اند قبض کنند، همچنان نمی توانند قیمت را تأجیل و یا مبلغ آنرا تنزیل بدهند ولی میتواند پیشنهاداتی را که بنام آمرین شان واقع شده باشد، بنام ایشان قبول و تدابیری را که برای حفظ منافع آمرین شان باشد اتخاذ کنند.

 

—————————    قانون و مقررات افغانستان   —————————

 

فصل دهم : مامورین فروش

ماده 98

اشخاصیکه در تجارتخانه ها مجاز به فروش اموال عمده و پرچون باشند، مامورین فروش نامیده میشوند. مامورین فروش حق دارند قیمت اموالی را که در داخل شعبه فروش میفروشند مطالبه و اخذ نمایند در صورتیکه صلاحیت اخذ قیمت به (کسه) داده نشده باشد مامورین فروش تا تصدیقنامه و اجازۀ رسمی به امضای آمرین و صاحبان تجارتخانه نداشته باشند نمیتوانند در خارج تجارتخانه مطالبه و یا اخذ قیمت اموال را بنمایند.

 

—————————    قانون و مقررات افغانستان   —————————

 

فصل یازدهم : دلالی

ماده 99

اشخاصیکه بالمقاوله اجیر خاص هیچ یک از طرفین نبوده و در عقد مقاولات مروجه تجارتی فقط بالمقابل اجرت بین عاقدین وساطت و به این صورت، تسهیل عقد معاملات تجاریه را برای خود پیشه اتخاذ نمایند، دلا ل نامیده میشود. دلالها دارای حقوق مندرجۀ این فصل و تکالیف آن میباشند.

ماده 100

بجز در صورتیکه عاقدین از ترتیب سته صرف نظر کنند و یا نظر به جنس امتعه بنابر عرف محلی لزوم ترتیب آن محسوس نشود، دلال مجبور است که بعد از اجرای معامله بدون معطلی سته های سند را که حاوی اسامی و شهرت کامله عاقدین، موضوع و شرایط مقاوله، نوع و مقدار قیمت و زمان تسلیم امتعه موضوع مقاوله باشد را به امضاء خود به طرفین اعطا کند.

ماده 101

دربارۀ معاملاتیکه اجرای آن فوراً مشروط نباشد، باید سته به امضاء طرفین عاقدین رسانیده شده و سته امضاء شده یکی از طرفین به طرف مقابل اعطاء شود. در حالیکه یکی از طرفین از قبول و یا امضای سته استنکاف ورزد، دلا ل فوراً به طرف مقابل واقعه را ابلاغ خواهد نمود.

 

—————————    قانون و مقررات افغانستان   —————————

 

ماده 102

دلا ل در بارۀ صحت امضای طرفین که در اوراق معامله که توسط او واقع شده و همچنان از صحت امضای ظهر نویس اخیر که در هرنوع سندات محرر به امر باشد، مسئول است.

ماده 103

دلا لی که معامله بواسطه او اجراء میشود اگر سته را طوری ترتیب کند که معرفی یکطرف به طرف مقابل به آتیه موقوف گذاشته شده باشد، درین صورت اگر طرف مقابل سته را قبول کند و بعداً طرف معلوم گردید و اعتراضات جدید هم واقع نشده، باشد طرفی که سته را قبول نموده است به عقد واقعی پابند میگردد.

مدتیکه برای معلوم شدن طرف مجهول لازم است از روی عرف محلی، و اگر چنین عرف وجود نداشته باشد، مطابق ایجاب حال تعیین میگردد.

اگر طرف مجهول در مدت معینه معلوم نشود و یا معلوم شود بر علیه او اعتراضات جدید بعمل آید طرفی که سته را قبول نموده است حق دارد اجرای معامله را از شخص دلال طلب و بر علیه او دعوی کند. معهذا اگر در اثر مراجعه دلا ل فوراً از حق مذکور در اجرای معامله استفاده نمیکند، بعد از آن دعوی او مسموع نیست.

درصورتیکه دلا ل آن معامله را بالذات خودش ایفاء نموده باشد، حقوقیکه از رهگذر عقد معامله عاید بطرف دیگر است، بخودش منتقل میشود.

ماده 104

دلال مجبور است نمونۀ هر یک از امتعۀ را که مطابق نمونه ذریعه او فروخته میشود تا وقتی نزد خود محافظه نماید که معامله ختم گردد.

اگر طرفین از محافظت نمونه صراحتاً صرف نظر کنند و یا نظر به جنس امتعه بنابر عرف محلی لزوم حس نشود، دلا ل میتواند از محافظۀ نمونه مودوعه صرف نظرکند.

دلال برای اینکه بالاخره اتمام حجت نموده بتواند، باید نمونه مورد معامله را نشانی نماید.

 

—————————    قانون و مقررات افغانستان   —————————

 

ماده 105

دلال برای قبول قیمت و یا جنسیکه در مقاوله تصریح شده است صلاحیت ندارد.

ماده 106

دلال مکلف است مانند یک تاجر مدبر و راستکار حرکت نماید نسبت به خساراتیکه از غفلت او نشأت کند، نزد هر یکی از طرفین مسئول میباشد.

ماده 107

طرفداری دلا ل از یک جانب به اندازۀ که مخل بیطرفی شود و یا انتفاع از جانب دیگر با سوء نیت حق مطالبه اجرت و مصارف دلا لی را ساقط میسازد.

ماده 108

دلا ل متعاقب انعقاد معامله و یا اگر عقد مقید بر کدام شرط بوده و متعاقب تحقق شرط سته آن معامله را تسلیم نموده باشد، حق طلب اجرت خود را دارد.

این حق او از روز عقد معامله تا یکسال اعتبار دارد. اگر معامله منعقد نشود و یا شرط معلقه تحقق ننماید، دلا ل نمیتواند از تشبثاتیکه در آن باره نموده است اجرت طلب کند.

ماده 109

اندازۀ اجرت دلا لی از روی مقاولات و مقررات و در صورت عدم آن نظر به عرف محلی تعیین میگردد.

 

—————————    قانون و مقررات افغانستان   —————————

 

ماده 110

اگر تادیۀ مصارف معقول از طرف دلا ل مشروط به نتیجه معامله نباشد دلا ل حق مطالبه آنرا دارد.

ماده 111

اگر طرفین راجع به اجرت مقاوله ننموده باشند و بر طرفین مقررات هم معین نباشد که اجرت را کدام یک متحمل شود، از روی عرف محلی فیصله میشود.

در صورت فقدان چنین عرف لازم است طرفین بطور مناصفه بپردازند.

ماده 112

دلال مجبور است معاملاتی را که بوساطت او اجراء میشود هر روزه به ترتیب تاریخ و هدایت مادۀ (100) درج روزنامچه کند. هر معاملۀ که درج میگردد، هر روزه از طرف دلا ل امضاء می شود.

احکام موادیکه راجع به طرز درج کردن و محافظه روزنامچه تجاریه است، دربارۀ روزنامچه دلا ل نیز جاری است.

راجع به معاملۀ که دلا ل در آن وساطت نموده باشد، مجبور است هر وقت که طرفین تقاضا کنند، نقل روزنامچه خود را که حاوی معامله مذکوره باشد به امضای خود به ایشان بدهد.

 

—————————    قانون و مقررات افغانستان   —————————

 

ماده 113

محکمه برای اثبات خصوصیات دعوی میتواند نقل یا اصل سته و اوراق مثبته دیگر و روزنامچه دلا ل را مطالبه کند.

ماده 114

دلالیکه راجع به طرز درج و محافظه روزنامچه خود مخالف احکام قانون حرکت کند، به جزای نقدی محکوم میشود.

ماده 115

دربارۀ اشخاصیکه بین تجار کوچک دلا لی میکنند احکام عاید بسته و روزنامچه که درین فصل مذکور است تطبیق نمیشود.

 

—————————    قانون و مقررات افغانستان   —————————

 

باب دوم – شرکتهای تجارتی

فصل اول : احکام عمومی

ماده 116

شرکت های تجارتی عبارت از اشتراک اشخاص است که به مقصد اجرای معاملات تجاریه در موضوع واحد یا متعدد به وجود می آید.

ماده 117

شرکت های تجارتی به انواع ذیل است:

الف- شرکت تضامنی(کولکتیف).

ب- شرکت تضامنی مختلط (کوماندیت).

ج- شرکت محدود المسئولیت (لمیتد).

د- شرکت سهامی (انونیم).

ه- شرکت تعاونی (کوپراتیف).

ماده 118

شرکتهای تجارتی دارای شخصیت حقوقیه میباشند.

بنابرین میتوانند در تحت عناوین خود به عقد مقاولات و اجرای معاملات پرداخته صفت داین و مدیون را اکتساب نمایند و نیز میتوانند به این صفت در محاکم اثبات وجود کنند و اموال منقول و غیر منقول را تصرف نمایند.

 

—————————    قانون و مقررات افغانستان   —————————

 

ماده 119

موادیکه در شرکتهای تجارتی سرمایه شناخته میشود، قرار ذیل است:

الف- اموال منقول مادی مانند نقود، اشیاء و حیوانات.

ب- اموال منقول غیر مادی از قبیل امتیاز، حق اختراع، اجازه نامه‌های مارک (تجارتی-صنعتی).

ج- هرگونه اموال غیر منقول.

د- منافع و حق استعمال اموال غیر منقول و منقول.

ه- سعی و عمل.

و- اعتبار تجارتی.

ز- تجارتخانه.

ماده 120

تأسیسات حق کرأیه، اسم و عنوان حق اختراع، مارک تجارتی وغیره از قبیل رسم و مودل هائیکه برای اجرای صنعت تجارتی خدمت می کند، از عناصر تجارت خانه محسوب است.

ماده 121

هر شریک بموجب تعهدیکه راجع به تادیۀ سرمایه به شرکت نموده در مقابل شرکت مدیون و مسئول است.

لذا شریکی که سرمایه متعهدۀ خود را به شرکت در موعد معینه نپردازد، مسئول جبران ضرر و جبران خساره ایست که ازین رهگذر به شرکت عاید میگردد.

 

—————————    قانون و مقررات افغانستان   —————————

 

ماده 122

سرمایۀ که در ادای آن تأخیر واقع شده اگر از قبیل سرمایۀ نقدی باشد بر علاوه جبران خسارۀ عایدۀ که در مادۀ (121) ذکر شده، از روز لازم التادیۀ بودن آن تاجر به تأدیه تکت پولی قانونی مجبور است.

ماده 123

اگر شریکی عوض سرمایۀ که به شرکت تعهد کرده است طلباتی را که بالای اشخاص دارد به شرکت حواله نماید، تا تحصیل طلبات از طرف شرکت بری الذمه شده نمیتواند.

اگر طلبات مذکور مؤجل باشد، در حالیکه بر خلاف آن مقاولۀ موجود نباشد پس از بسر رسیدن موعد و اگر معجل باشد، از تاریخ تأسیس شرکت الی مدت یکماه باید تحصیل شود.

اگر در ظرف یکماه تحصیل نمیگردد، هرقدر روزیکه اضافه از آن بگذرد، مجبور به تادیۀ تکت پولی است.

اگر یک قسمت طلبات تحصیل شده باشد، راجع به قسمت متباقی همین حکم مدار اعتبار است.

ماده 124

قیمت اشیائیکه به صورت سرمایه آورده میشود، در مقاوله باید تعین شود. اگر تعیین نشده باشد، قیمتیکه در روز دادن اشیاء در بازار یا بورس جاریست، معتبر خواهد بود و در صورتیکه اشیاء در بورس و بازار قیمت جاریه نداشته باشد، قیمتیکه از طرف اهل خبره تعیین میگردد، نزد جانبین معتبر شمرده میشود.

 

—————————    قانون و مقررات افغانستان   —————————

 

ماده 125

ملکیت اموالیکه به صورت سرمایه آورده میشود اگر خلاف آن در مقاولۀ حکمی موجود نباشد، عاید به شرکت است.

ماده 126

راجع به ادعای جبران ضرر و خساره تکت پولی که در مواد (121- 122-123) بیان شده اطلاع قبلی بجانب مقابل ضروری نیست. این مدعیات مانع حق فسخ شرکاء که در مادۀ (175) مقرر شده نمی باشد.

ماده 127

هر شریک مؤظف است که در اثنای رسیدگی به امور شرکت مثل امور شخصی خود با نهایت حسن نیت و دقت و بصیرت رفتار نماید.

ماده 128

هیچ یکی از شرکاء به نسبت کار خود از شرکت حق طلب اجرت را ندارد. ولی اگر در مقاوله اخذ اجرت مقرر شده باشد مانعی نخواهد داشت که اجرت بگیرد.

ماده 129

هر شریک مسئول و ضامن ضرریست که به حیله، خدعه و تجاوز از صلاحیت و یا اهمال وظیفۀ خویش به شرکت وارد نموده باشد و این ضرر را نمیتوان با منافعیکه شریک مذکور در امور دیگر به شرکت تأمین نموده باشد مجرا نمود.

ماده 130

اجرتیکه به مامورین و مستخدمین شرکت در مقابل خدمت ایشان پرداخته میشود اگر تادیۀ آن قسماً و یا تماماً بصورت اشتراک در نفع مقرر شده باشد، این وضعیت به ایشان صفت شریک را نمی بخشد.

 

—————————    قانون و مقررات افغانستان   —————————

 

ماده 131

اگر صورت تقسیم نفع و ضرر در مقاوله شرکت تصریح نگردیده باشد، نفع و ضرر هر شریک به تناسب حصۀ سرمایه تقسیم میشود.

ماده 132

اگر در مقاوله تنها صورت تقسیم نفع تعیین و از طرز تقسیم ضرر بحث نشده باشد، ضرر هم مانند نفع تقسیم میشود.

اگر از تقسیم ضرر بحث شده، صورت تقسیم نفع مسکوت عنه گذاشته شده باشد، نفع هم مانند ضرر تقسیم میشود.

ماده 133

اگر در مقاوله شرکت نفع شرکت تنها به یکی و یا چندی از شرکاء حصر و یا عدم اشتراک یکی و یا بعضی از شرکاء در ضرر شرکت درج باشد، شرط مذکور کان لم یکن است.

درین حال، صورت تقسیم مجهول شمرده شده نفع و ضرر بموجب مادۀ (131) در بین شرکاء تقسیم میگردد.

تنها راجع به شریکی که مساعی خود را بحیث سرمایه به شرکت آورده و عدم اشتراک آن بضرر شرکت در مقاوله شرکت مشروط باشد، این شرط معتبر است.

ماده 134

اگر یک شرکت از اختتام موعد معینه خود زیادتر دوام کند، چنان اعتبار داده میشود که دوام آن برای یک مدت غیر معین تمدید شده است.

 

—————————    قانون و مقررات افغانستان   —————————

 

فصل دوم: شرکت های تضامنی

حصه اول – احکام عمومیه

ماده 135

شرکت تضامنی شرکتی است که در تحت عنوان معین برای امور تجارتی بین دو یا چند نفر با مسئولیت تضامنی تشکیل میشود. اگر دارائی شرکت برای تادیۀ تمام قروض کافی نباشد، هر یک از شرکاء مسئول پرداخت تمام قروض شرکت است.

ماده 136

شرکت های تضامنی باید دارای قرارداد تحریری باشند.

ماده 137

در قرارداد شرکت های تضامنی فقرات ذیل درج می شود:

1- تاریخ قرارداد.

2- اسم، شهرت، اقامتگاه و دیگر اوصاف ممیزه شرکاء و اگر شرکت دیگری به شرکت داخل شده باشد، عنوان شرکت مذکور.

3- مرکز تجارت شرکت.

4- تضامنی بودن شرکت.

5- عنوان شرکت.

6- اسامی شرکائیکه بنام شرکت حایز صلاحیت امضاء می باشند با تصریح این که منفرداً و یا مشترکاً صلاحیت امضاء را دارند.

7- موضوع شرکت.

8- حصۀ سرمایۀ را که هر شریک تعهد کرده و قیمت های تخمینی قسمت سرمایه غیر نقدی با صورت تعیین قیمت آن.

9- حصۀ اشتراک هر شریک در نفع و ضرر.

10- تاریخ تأسیس و ختم شرکت، علاوه ازین شرکاء میتوانند فقرات دیگری را که مفید بدانند هم در قرارداد درج کنند.

 

—————————    قانون و مقررات افغانستان   —————————

 

ماده 138

اشخاصیکه شرکت تضامنی را تشکیل میدهند مجبور اند که یک نقل قرارداد شرکت را از روز تشکیل شرکت تا یکماه در محلیکه مرکز شرکت واقع است به دایرۀ ثبت تجارت، ثبت و اعلان کنند.

ماده 139

شرکت تضامنی اگر خارج از حوزۀ محکمه ثبت تجارت خود شعبه تأسیس کند، باید خصوصیات قرارداد خود را در دایرۀ ثبت محل تأسیس شعبه نیز به ثبت برساند.

ماده 140

اگر در یک شرکت تضامنی بعد از ثبت و اعلان، تبدلاتی در عنوان و اقامتگاه و یا موضوع تولید شود و یا شرکائیکه صلاحیت امضاء دارند تغییر نمایند و یا بعضی از شرکاء از شرکت خارج یا بعض شرکای دیگری داخل شوند و یا سرمایه شرکت تزئید و یا تنقیص شود و یا قبل از انقضای مدت معینه، قرارداد شرکت منحل و یا بعد از انقضای مدت، تمدید گردد و یا با شرکت دیگری ملحق شود.

راجع به این خصوصیات از طرف شرکت یک بیان نامه که به امضای تمام شرکاء رسیده باشد ترتیب و با اسنادیکه مثبت این تعدیلات است بعد از تصدیق محکمه مربوطه، ثبت و اعلان میشود.

ماده 141

خصوصیاتیکه به موجب مواد (138، 139 و 140) ثبت و اعلان آنها مقتضی است اگر از طرف شرکاء ثبت و اعلان نشده باشد، این خصوصیات را نمیتوان بر علیه اشخاص ثالث استعمال نمود.

قبل از ثبت و اعلان اگر بنام شرکت به معاملات مبادرت ورزیده شده باشد، شرکت بمقابل اشخاص ثالث مسئول است.

در صورتیکه مراتب ثبت و اعلان شرکت از طرف شرکاء اجراء نگردیده باشد و شرکاء از وجود شرکت انکار ورزند، اشخاص ثالث میتوانند که با هر نوع بینه و قرائن وجود شرکت را اثبات کنند.

 

—————————    قانون و مقررات افغانستان   —————————

 

ماده 142

اگر ثبت و اعلان یک شرکت تضامنی در ظرف مدتیکه در مادۀ 138 ذکر شده اجراء نگردیده و بعداً هم ثبت نشده باشد، هر یکی از شرکاء حق دارند انحلال شرکت را از محکمه مربوطه مطالبه کنند.

شریک طالب انحلال بایست اولاً توسط شعبه ثبت، کیفیت را به شرکاء اخبار نماید. در حالیکه محکمه به انحلال شرکت قرار دهد، حکم انحلال دربارۀ شریک طالب انحلال از تاریخ اعلان جریان می یابد.

اگر شرکت بدین سبب منحل میگردد، تا ختم ثبت و اعلان انحلال معاملاتیکه بنام شرکت اجراء میگردد، به حقوق اشخاص ثالث خلل وارد نمی سازد

 

—————————    قانون و مقررات افغانستان   —————————

 

حصه دوم : مناسبات بین شرکاء

ماده 143

در مناسبات بین شرکاء شرکت تضامنی مقررات مقاوله معتبر است. و در خصوصیاتیکه صراحتاً و یا ضمناً در قرارداد مندرج نباشد، احکام این فصل تطبیق میگردد.

ماده 144

ادارۀ شرکت را به موجب قرارداد و اگر در قرارداد صراحتی موجود نباشد بموجب اکثریت آرای شرکاء میتوان به یکی و یا چندین و یا تمام شرکاء و یا خارج شرکت به شخصی و یا اشخاص متعدد تفویض نمود.

اگر حق اداره مطابق مقررات فوق به کسی داده نشده باشد، برای اداره شرکت، هر یکی از شرکاء صلاحیت دار شمرده میشود.

ماده 145

وقتیکه صلاحیت اداره مدیر به موجب قرارداد شرکت تعیین شود، شرکاء نمیتوانند آنرا محدود و یا مدیر را عزل کنند.

اگر اسباب محققه موجود شود، در اثر خواهش یکی از شرکاء با قرار محکمه صلاحیت اداره تحدید و یا مدیر عزل شده میتواند. مقصد از اسباب محققه اهمال و غفلت بزرگ مدیر در ایفای وظیفه و یا عدم اقتدار در امور اداره است.

 

—————————    قانون و مقررات افغانستان   —————————

 

ماده 146

مدیریکه بموجب تصویب بعد از تحریر قرارداد تعیین شده باشد، با اکثریت آراء شرکاء عزل شده میتوند و اگر برای عزل آن اکثریت آراء شرکاء حاصل نشود، هر شریک حق دارد به محکمه مراجعه و با اسباب محققه عزل آنرا مطالبه کند.

ماده 147

اگر اداره امور شرکت به تمام و یا چندی از شرکاء تفویض شده باشد، هر یکی از ایشان منفرداً به اداره امور شرکت مجاز است.

اگر بعضی از شرکائیکه مکلف به اداره شرکت میباشند راجع به اجرای کدام معامله مخالفت کنند، شرکاء دیگریکه حق اداره شرکت را حایز میباشند، میتوانند با اکثریت آراء معاملۀ مذکور را اجراء کنند.

اگر در مقاولۀ شرکت مصرح باشد که قرار شرکائیکه به اداره شرکت مکلف هستند باید بالاتفاق باشد، به استثنای احوالیکه در تأخیر آن خطر ملحوظ است، در هر امر اتفاق آراء لازم است.

در حالیکه بین مدیران اتفاق آراء حاصل نشود، کیفیت به هیئت عمومی شرکاء تقدیم و تصویبیکه هیئت عمومی میدهد، معتبر میباشد.

ماده 148

اموریکه به اداره شرکت مربوط است عبارت از امور و معاملات عادی میباشد که اجرای آن برای مقصد و موضوع شرکت مقتضی است. مدیر در صورتیکه برای شرکت فایده ملاحظه کند، در مصالحه و حکمیت هم مجاز میباشد.

مگر معاملات مهم امثال اعانه، بیع و انتقال اموال غیر منقول و ضمانت که خارج از معاملات عادی است، به اتفاق شرکاء اجراء میگردد.

 

—————————    قانون و مقررات افغانستان   —————————

 

ماده 149

اگر یک شریک از شرکت استقراض نموده و یا مبلغی را بنام شرکت تحصیل کرده باشد (در صورتیکه بر خلاف آن قرارداد موجود نباشد) و در زمان مناسب تأدیه و تسلیم ننماید، علاوه از تادیۀ اصل پول، مجبور به اعطای تکت پولی ایام معطلی نیز میباشد.

ماده 150

هیچ یکی از شرکاء نمیتواند بدون موافقه شرکاء دیگر حصۀ خود را به شخص خارج شرکت قسماً و یا کلاً منتقل سازد.

در صورت انتقال، در مقابل شرکاء و اشخاص ثالث تاثیری ندارد و مسئولیت ناشیه از این عمل تنها به نقل دهنده راجع است.

ماده 151

شریکی که در ادارۀ شرکت مامور باشد، بدون رضا و موافقت شرکای دیگر نمیتواند شخص دیگری را به صفت شریک در شرکت داخل و یا عوض خود در اداره منصوب نماید.

ماده 152

اگر در قرارداد تشکیل شرکت برای سرمایه تأدیه شده شرط تأدیه تکت پولی موجود باشد، این شرط معتبر است.

ماده 153

مدت شرکت تا حیات شرکاء معتبر شمرده میشود، مگر اینکه در قرارداد طور دیگری تعیین گردیده باشد.

معهذا، شرکتی که مدت آن غیر معین است، اگر نظر به ماهیت کاریکه موضوع اشتغال آنرا تشکیل میدهد مدت دوام آن قابل تحدید باشد، شرکت مذکور تا انجام آن کار معتبر شمرده میشود.

 

—————————    قانون و مقررات افغانستان   —————————

 

ماده 154

یک شریک اگر مدیر هم نباشد، حق دارد که از جریان امور شرکت و وضعیت مالی آن معلومات بگیرد. قراردادیکه این حق را ساقط نماید، معتبر نیست.

ماده 155

تصویبات راجع به تبدیل و تعدیل قرارداد به اتفاق آراء شرکاء و در تصویب باقی امور اکثریت آراء شرکاء معتبر است، مگر اینکه در قرارداد طور دیگر مقرر شده باشد.

ماده 156

مدیر در انتهای سنه حسابیه شرکت به اساس بیلانس، حسابات نفع و ضرر را ترتیب و مطابق آن حصۀ هر شریک را تعیین مینماید.

ماده 157

یک شریک را نمی توان بدون اتفاق شرکاء به اکمال حصۀ که از تناقص سرمایه به او تعلق میگیرد مجبور نمود.

ولی اگر در قرارداد طور دیگری مقرر نشده باشد، مقدار تناقص سرمایه شرکاء از مفاد سال های آتیه تکمیل شده میتواند.

ماده 158

شریک نمیتواند معامله جداگانۀ را از نوع معامله تجاریه شرکتی که عضو آنست (بدون موافقه شرکاء) به حساب خود و یا دیگری اجراء کند.

بهمین صورت، در شرکت دیگریکه به عین همان معامله تجارتی مشغول باشد، به صفت عضو مسئول نیز داخل شده نمیتواند.

اگر شرکای یک شرکت جدید التأسیس مطلع شوند که یکی از شرکاء در حین داخل شدن به شرکت بحیث عضو مسئول در یک شرکت دیگر شامل است.

درین حال، اگر شرکاء صراحتاً راجع به قطع رابطه عضویت او از شرکت دیگر تصویبی نکنند، چنان محسوب میشود که اشتراک او در شرکت دیگر مورد قبول واقع شده است.

 

—————————    قانون و مقررات افغانستان   —————————

 

ماده 159

اگر یک شریک مخالف حکم مادۀ (158) حرکت کند، شرکت میتواند که از شریک مذکور طلب خسارت کند و یا در عوض خسارات، معاملاتی را که شریک مذکور بنام خود و یا اشخاص ثالث اجراء کرده است، بنام شرکت حساب کند.

ترجیح یکی ازین دو مطالب موقوف بر فیصله شرکاء است.

اگر شرکاء بعد از حصول اطلاع از شرکت شریک به شرکت دیگری و یا انجام معاملات او بعد از مرور ششماه اعتراض ننمایند، حق اعتراض شان ساقط میشود.

استفاده از حق فوق مانع حق مطالبه نسبت به انحلال شرکت نمیشود.

 

—————————    قانون و مقررات افغانستان   —————————

 

حصه سوم : مناسبات شرکاء با اشخاص ثالث

ماده 160

شرکت تضامنی در مقابل اشخاص ثالث از تاریخ ثبت و اعلان، موجود شمرده میشود.

ماده 161

حق تمثیل شرکت به مقابل شرکاء و اشخاص ثالث متعلق به اشخاصی است که واجد صلاحیت اداره میباشند، مگر اینکه در قراردادیکه ثبت و اعلان گردیده بر خلاف آن ذکر شده باشد.

ماده 162

شخصیکه صلاحیت تمثیل شرکت را داشته باشد، میتواند بنام شرکت هرگونه معاملات حقوقیه را اجراء و بنام شرکت امضاء نماید. هر شرطیکه این حق را تحدید نماید، دربارۀ اشخاص ثالث (صاحب حسن نیت) معتبر نیست.

لیکن اگر در قرارداد شرکت که ثبت و اعلان گردیده است اعتبار امضای شرکای متعدد بنام شرکت شرط گذاشته شده باشد، این شرط معتبر است.

ماده 163

در معاملاتیکه از طرف مدیران بنام شرکت به عمل آمده باشد، شرکت صفت دائن و مدیون را اکتساب مینماید. این معاملات بنام شرکت، چه صراحتاً واقع شده باشد و چه ضمناً، فرق ندارد.

 

—————————    قانون و مقررات افغانستان   —————————

 

ماده 164

شرکاء از دیون و تعهدات شرکت جمعاً و با تمام دارائی خود مسئول اند. و هر شرطیکه مخالف این اساس باشد، (به مقابل اشخاص ثالث) معتبر نیست.

ماده 165

به نسبت دین و تعهدات شرکت اقامه دعوی اولاً بر علیه خود شرکت میشود، اگر شرکت منحل گردیده و یا از تعقیبات قانونی ایکه بر علیه شرکت اجراء شده باشد کدام ثمره حاصل نشود، بر علیه شرکاء هم اقامه دعوی میشود.

در عین حال دائن میتواند ذریعه محکمه ادعای تحت مراقبت گرفتن اموال شخص شرکاء را بنماید.

ماده 166

فیصلۀ که از محکمه خاص بر علیه شرکت صادر شود، دربارۀ شرکاء تطبیق نخواهد شد.

ماده 167

در صورت تصفیه و یا افلاس شرکت تضامنی دائنین شرکت در اخذ حقوق خود از دائنین شخصی شرکاء مقدم میباشند.

ماده 168

افلاس شرکت موجب افلاس شرکاء محسوب نمیشود لیکن در صورتیکه دارائی شرکت مفلس طلبات دائنین شرکت را کفایت نکند، دائنین میتوانند باقی طلبات خود را از شرکاء مطالبه کنند، و اگر دارائی شرکاء نیز طلبات دائنین را کفایت نکند، محکمه میتواند حکم بر افلاس شرکاء صادر نماید.

در بین دائنین شخصی کسانیکه قانوناً حق ترجیحی دارند، در استفاده از دارائی شرکاء هم مقدم میباشند.

ماده 169

شرکاء از بابت سرمایه خود نمیتوانند از دارائی شرکت مفلس استفاده کنند، ولی میتوانند طلبات دیگر خود را مثل دائنین شرکت مطالبه نمایند.

 

—————————    قانون و مقررات افغانستان   —————————

 

ماده 170

شخص مدیون شرکت نمیتواند دین خود را با طلبی که بالای یکی از شرکاء دارد، مجرا کند. همچنین، یکی از شرکاء هم نمیتواند که دین خود را که در نزد شرکت دارد با طلبی که در نزد مدیون شرکت داراست، مجرا نماید.

لیکن دائن شرکت اگر بموجب مواد (165- 168) از شرکت به استحصال طلب موفق نگردد و به شرکاء مراجعت کند، شریکی که طرف مطالبه دائن واقع میشود اگر از دائن مذکور طلبی داشته باشد، ممکن است دین او در مقابل شرکت به مدیونینش در برابر شریک محسوب و مجرا شود.

 

—————————    قانون و مقررات افغانستان   —————————

 

حصه چهارم : راجع به انحلال، تجزیه، اخراج شرکاء و الحاق به شرکت دیگر

ماده 171

شرکت تضامنی بصورت های ذیل منحل میشود:

1- با ختم مدت شرکت.

2- باتفاق شرکاء (در صورتیکه در قرارداد به اکثریت آراء تصریح نشده باشد).

3- در صورت اعلان افلاس از طرف محکمه و یا توافق دائنین و شرکاء در افلاس.

4- بموجب قرار محمکه مبنی بر اسباب محققه و مهمه که از طرف یک و یا چند نفر شرکاء ادعاء شده باشد.

5- با انجام یافتن موضوع شرکت.

6- با اعلام انحلال شرکت از طرف یکی از شرکاء مستند بصلاحیت معیین که در مقاوله شرکت مندرج باشد.

7- در شرکتهایی که مدت آن غیر معین است با اعلام انحلال شرکت از طرف یکی از شرکاء.

8- در صورت ضیاع دو ثلث سرمایه شرکت (در حالیکه از طرف شرکاء به اکمال سرمایه و یا اکتفاء به سرمایه متباقیه تصمیم اتخاذ نشود).

9- الحاق به شرکت دیگر.

ماده 172

بعد از انحلال شرکت مدیران نمیتوانند بنام و حساب شرکت منحل شده اجرای معامله کنند اگر اجرا کنند، مسئولیت متولده از آن بطور غیر محدود به مدیران شرکت راجع میشود.

تا زمانیکه کیفیت انحلال اصولاً ثبت و اعلان نشود، مسئولیت کافۀ شرکاء در مقابل اشخاص ثالث باقی است.

ماده 173

اگر در قرارداد شرکت شرطی باشد که یک یا چند علل موجب انحلال را بی اثر بداند، معتبر است ولی اگر بدون تعیین بطور مطلق علل و اسباب انحلال را بی اثر دانسته باشد، اعتبار ندارد.

ماده 174

در شرکت هاییکه برای مدت غیر معیینه تأسیس شده باشند، هر شریک میتواند که اقلاً ششماه قبل از ختم سال معامله، شرکاء را به ذریعه اطلاعیۀ که توسط شعبه ثبت صادر میشود اطلاع داده و شرکت را منحل کند.

ماده 175

در شرکتهائیکه مدت آنها معین یا غیر معین باشد، مطابق خواهش یک شریک بواسطه اسباب محققه، محکمه میتواند به انحلال شرکت قرار دهد.

اسباب محققۀ که موجب انحلال شرکت میگردد، قرار ذیل است:

1- عدم امکان وصول به مقصد شرکت بنابر پیش آمدن بعضی علل.

2- خیانت یک شریک چه در امور اداره و چه در تنظیم حسابات.

3- عدم ایفای وظایف اصلی که به یک شریک تفویض شده است.

4- سؤ استعمال عنوان و یا اموال شرکت از طرف یک شریک برای منافع شخصی.

5- عدم قابلیت و اهلیت یک شریک در اثر مرض دائمی و یا علل دیگری در اجرای امور شرکت.

 

—————————    قانون و مقررات افغانستان   —————————

 

ماده 176

برای اینکه تقاضای انحلال به نسبت عدم ایفای تعهد تأدیه سرمایه مسموع شده بتواند، لازم است به شریکی که این وظیفه را ایفا نکرده قبلاً اخطار فرستاده شده باشد.

ماده 177

شرکتی که مدت آن معین و یا با حیات یک شریک محدود باشد، بعد از فوت شریک و یا انقضاء مدت معین، در صورتیکه معاملات ادامه یافته باشد، برای مدت غیر معینی متشکل محسوب میشود.

ماده 178

اگر در مقاوله مندرج باشد که در صورت وفات یا افلاس و یا محجوریت یکی از شرکاء شرکت منحل شمرده میشود، وارث متوفی و یا قایم مقام قانونی دارائی مفلس و یا وکیل قانونی محجور بلا تأخیر باید واقعه را به شرکاء تبلیغ کند.

اگر در تأخیر کار ها خطری موجود باشد، متصدیان قانونی امور شرکت تا وقتیکه شرکاء متفقاً تصویب اتخاذ می نمایند با ادارۀ امور شرکت ادامه دهند.

به همین صورت، هر یک از شرکاء مجبور اند اموری را که به آنها سپرده شده موقتاً اجراء نمایند. درین صورت تا مدتیکه ادارۀ مؤقتی دوام کند، شرکت موجود شمرده میشود.

ماده 179

در صورت وفات یک شریک اگر راجع به دوام شرکت با ورثه متوفی در قرارداد صراحت نباشد، شرکاء میتوانند به اتفاق ورثه متوفی ادامه کار شرکت را تصویب کنند. اگر ورثه از اشتراک آن صرف نظر نمایند، دیگر شرکاء میتوانند سرمایه و حقوق آنها را پرداخته به ادامه شرکت بپردازند.

ماده 180

در صورت وفات یک شریک اگر دوام شرکت بین وارثین متوفی و سایر شرکاء در قرارداد تصریح شده باشد، ورثه به دوام و عدم دوام خود به صفت شریک تضامنی در شرکت مختار اند و اگر اشتراک خود را به شرکت قبول کنند، شرکاء دیگر به قبول آن مجبورند.

لیکن اگر ورثه متوفی بودن خود را بصفت شریک تضامنی در شرکت موافقه ننمایند، میتوانند خواهش نمایند تا به اندازه سرمایه و حقوق مورث خود بصفت شریک محدود المسئولیت قبول شوند. در قبول و رد این خواهش شرکاء دیگر آزاد هستند.

ماده 181

ورثه متوفی مجبورند در ظرف یکماه از تاریخ وفات شمول و عدم شمول خود را به صفت شریک تضامنی در شرکت اظهار نمایند. در ظرف مدت مذکور ورثه به صفت شریک محدود المسئولیت در شرکت شناخته میشود.

اگر بعد از ختم این مدت ورثه بصفت شریک محدود المسئولیت شامل نشده باشند، به صفت شریک شناخته میشوند.

نسبت به ورثه صغار متوفی چه در قرارداد مقرر شده باشد یا نباشد، بصفت شریک تضامنی شناخته نمیشود. اما در صورت مطالبه ولی و یا وصی صغیر، اگر شرکاء دیگر قبول کنند، بصفت شریک محدود المسئولیت شامل میشوند.

 

—————————    قانون و مقررات افغانستان   —————————

 

ماده 182

در حال محجوریت یکی از شرکاء هم احکام مواد (179 الی 181) تطبیق میشود.

ماده 183

در حال افلاس یکی از شرکاء (در صورتیکه در قرارداد شرکت طور دیگری مقرر نشده باشد) شریک مفلس از شرکت اخراج میگردد و درین صورت راجع به حقوق مفلس یا وکیل قانونی او تسویه میشود.

ماده 184

اگر به نسبت عللی که متعلق به شخص یک شریک باشد انحلال شرکت تقاضا شده باشد، در اثر خواهش شرکاء دیگر محکمه میتواند پس از تدقیق به اخراج شریک مذکور و دوام شرکت قرار خود را صادر نماید.

ماده 185

اگر یکی از شرکاء انحلال شرکتی را که مدت آن غیر معین است تقاضا نماید شرکای دیگر میتوانند انحلال را قبول نکرده، آن شریک را اخراج و شرکت را بین خود ادامه بدهند.

ماده 186

در شرکت هائیکه مدت آن معین است اگر یک شریک باستناد حقوقیکه بموجب مادۀ (175) دارد، انحلال شرکت را توسط دایرۀ ثبت به شرکاء اعلام کند، احکام مادۀ (179) درین مورد نیز تطبیق میشود.

ماده 187

اگر شرکت متشکل از دو نفر باشد و یکنفر اخراج گردد، محکمه میتواند بموجب خواهش شریک باقیمانده مستند به اسباب موجبه بدون حکم انحلال و یا تصفیه تمام دارائی و دیون، شرکت را به شریک باقیمانده تخصیص بدهد. درین صورت دربارۀ شریکی که خارج شده احکام مادۀ(190)تطبیق میگردد.

ماده 188

اگر در یک شرکتی که مرکب از دو نفر باشد دائن شخصی یکی از شرکاء حق انحلال را که بموجب مادۀ (195) حایز است استعمال کند و یا یکی از شرکاء افلاس نماید شریک دیگر میتواند در حدود اجازۀ مادۀ (187) امور و معاملات شرکت را به حساب خود ادامه بدهد.

ماده 189

اگر انحلال شرکت بنا بر سببی غیر از افلاس باشد، تمام شرکاء مکلف اند که بموجب مادۀ (174) کیفیت انحلال شرکت را ثبت و اعلان کنند. این حکم در صورت خارج شدن یک شریک از شرکت هم معتبر است.

اگر انحلال شرکت و یا خروج شریک ناشی از وفات باشد، مراسم مذکور از طرف تمام شرکاء با اشتراک ورثه متوفی اجراء میشود.

ماده 190

حصۀ شریکی که از شرکت اخراج میگردد و یا خود خارج میشود، اگر بر خلاف آن در مقاوله صراحتی موجود نباشد، از تاریخیکه تقاضای اخراج بعمل می آید، از دارائی شرکت تعیین میشود.

ماده 191

در صورتیکه بموجب مادۀ (190) حصۀ شریکی معین شود، وجه نقد تأدیه میگردد.

 

—————————    قانون و مقررات افغانستان   —————————

 

ماده 192

حصۀ شریکی که اخراج میگردد و یا خود طلب خروج میکند اگر وقت تسویه در قرارداد معین باشد، در همان وقت و اگر معین نباشد در وقت ترتیب اولین بیلانس که بعد از خروج شریک بعمل می آید، تصفیه میگردد.

ماده 193

شریکی که اخراج میگردد و یا خود خارج میشود، به حقوق و تکالیفی که از معاملات قبل از خروج بوجود می آید اشتراک میکند ولی نمیتواند اجرای معاملاتی را که قبلاً بان تثبیت شده و شرکاء به اکمال آن تصویب کرده اند، مانع شود.

اگر تصفیه امور فوراً ممکن نباشد، در اخیر سنه حسابیه میتواند حسابات امور را که در ظرف سال ختم شده، طلب کند. همچنین میتواند دربارۀ وضعیت معاملات جاریه در ختم سنه حسابیه از شرکاء کسب معلومات نماید.

ماده 194

اخراج و یا خروج یک شریک از شرکت در مقابل اشخاص ثالث از تاریخ ثبت و اعلان معتبر است و قبل از تاریخ ثبت و اعلان مسئولیت آن در مقابل اشخاص ثالث باقی است.

ماده 195

دائن شخصی یک شریک در صورتیکه از اموال شخصی مدیون استحصال حق نتواند، میتواند عندالتصفیه، حصۀ شریک مدیون را ذریعه محکمه تحت مراقبت گرفته و انحلال شرکت را (مشروط بر اینکه ششماه قبل اخبار نموده باشد) در اخیر سنه حسابیه تقاضا نماید.

قبل از آنکه دربارۀ انحلال حکم صادر شود، شرکت و یا سائر شرکاء میتوانند حق دائن را اداء کرده حکم انحلال را ساقط نمایند.

ماده 196

اگر دائن شخصی یک شریک مطابق مادۀ (195) حق انحلال را استعمال بکند، شرکاء دیگر میتوانند به اخراج شریک مدیون راجع به دوام شرکت تصمیم گرفته به دائن ابلاغ نمایند.

درین صورت، شریک مدیون در اخیر سال حسابیه از شرکت اخراج میشود.

ماده 197

دو شرکت و یا شرکتهای متعدد تضامنی میتوانند با یک دیگر ملحق و یک شرکت جدید تضامنی تشکیل کنند و یا به یک شرکت تضامنی موجود ملحق گردند.

ماده 198

برای الحاق شرکتهای تضامنی باید تصاویب جداگانه از طرف شرکتهای مربوطه بعمل آمده وثبت و اعلان گردد.

 

—————————    قانون و مقررات افغانستان   —————————

 

ماده 199

هر یکی از شرکتهای ملحقه مجبور اند بیلانس خود را بصورت متحدالشکل ترتیب و اعلان کنند و درعین حال ترتیبی را که برای تأدیه دیون اتخاذ مینمایند، تصویب و با بیلانس ضمیمه نمایند.

ماده 200

تصویبی که راجع به الحاق به عمل میآید، از تاریخ اعلان تا سه ماه بعد نافذ میگردد.

اگر شرکت های ملحقه دیون خود را تأدیه یا مبلغی را که معادل دیون شان باشد به یک بانک معتبری تودیع کنند و یا دائنین به الحاق شرکتها راضی شوند، لازم نیست که مدت سه ماه انتظار کشیده شود.

رسیدیکه در مقابل مبالغ معادل دیون از بانک اخذ میشود نیز باید ثبت و اعلان گردد. هر یکی از دائنین شرکت های ملحقه در ظرف سه ماه در خصوص الحاق به محکمه مربوطه اعتراض کرده میتواند.

تا زمانیکه از حق اعتراض صرف نظر نکنند و یا قرار محکمه دربارۀ دائن معترض کسب قطعیت ننماید، الحاق صورت نخواهد گرفت.

ماده 201

اگر در ظرف مدتیکه در مادۀ (200) تعیین شده است اعتراض واقع نشود، معامله الحاق کسب قطعیت مینماید. شرکتی که باقی میماند و یا جدید تشکیل میشود، قایم مقام شرکت سابق بوده، کافه حقوق و دیون به آن انتقال می یابد.

اگر از الحاق شرکتها شرکت جدیدی بوجود آمده باشد، ثبت و اعلان آن ضروری است.

 

—————————    قانون و مقررات افغانستان   —————————

 

حصه پنجم : تصفیه شرکتهای تضامنی

ماده 202

اگر در قرارداد شرکت راجع به تصفیه صراحتی موجود نباشد، تصفیه مطابق احکام این قسمت بعمل می آید.

ماده 203

تصفیه یک شرکت تضامنی عاید به مامورین تصفیه است که صورت انتخابات آنها در مواد آتیه نشان داده شده است.

ماده 204

مامورین تصفیه ممکن است قبلاً از طرف شرکاء انتخاب و در قرارداد شرکت درج شود و یا بعداً با تصویب انتخاب شوند.

همینطور بعد از انحلال هم به اتفاق نظر شرکاء میتوانند تعیین شوند، در غیر آن تمام شرکاء و یا وکیل قانونی ایشان مامور به تصفیه شمرده میشوند.

در صورت انحلال با مراجعه هر یکی از شرکاء ممکن است مامورین تصفیه از طرف محکمه مربوطه تعیین شوند.

ماده 205

مامورین تصفیه، چه از طرف شرکاء باشند و چه از طرف محکمه، ممکن است از بین شرکاء و یا از خارج انتخاب شوند.

ماده 206

تعدد مامورین تصفیه مجاز است. اگر حسب مقاوله شرکت یا با تصویبی که بعداً بعمل آمده در تصفیه منفرداً مجاز نباشند، لازم است که متفقاً اقدام کنند. اگر به اقدام انفرادی مجاز باشند، لازم است کیفیت ثبت و اعلان شود.

ماده 207

یک مامور تصفیه وظیفۀ خود را به مامور تصفیه دیگر و یا به شخص ثالث سپرده نمیتواند ولی برای ایفای بعضی امور معاملات معینه میتوانند از بین خود یکی یا چندی را و یا یک شخص ثالث را صلاحیت بدهند.

ماده 208

در شرکتی که معاملات آن در حالت تصفیه میباشد ابلاغ و مراجعات از طرف اشخاص ثالث به یکی از مامورین تصفیه کافی است. در مواردیکه برای منافع شرکت وقوع خطری متصور نباشد، امور و معاملاتی را که یکی از مامورین تصفیه اجراء کند، معتبر است.

ماده 209

شرکت های تضامنی بعد از انحلال هم الی ختم معاملات تصفیه برای امور تصفیه موجود شناخته میشوند.

ماده 210

یک شرکت تضامنی که در حال تصفیه میباشد باید در تمام اوراق و اسنادیکه بنام شرکت تنظیم میگردد جمله (تصفیه شرکت تضامنی….) علاوه شده و در ذیل آن مامور و یا مامورین صلاحیت دار تصفیه امضاء نمایند.

در غیر آن مسئولیت به شرکت متوجه نخواهد شد.

ماده 211

حق رجحان دائنین شرکت تضامنی به اموال شرکت بالمقابل دائنین شخصی شرکاء بعد از انحلال شرکت هم محفوظ است.

ماده 212

اگر دارائی شرکت در حالت تصفیه کافی برای تسویه دیون آن نباشد و موجبات افلاس موجود گردد، محکمه میتواند در چنین حالت حکم به افلاس صادر نماید.

ماده 213

اگر مامورین تصفیه به موجب قرارداد شرکت و یا تصویب شرکاء قبل از انحلال از بین خود شرکاء انتخاب شده باشند، به اتفاق آراء تمام شرکاء عزل شده میتوانند.

در صورت عدم حصول اتفاق آراء به اثر مراجعه و خواهش هر یکی از شرکاء از طرف محکمه بنابر علل قابل قبول عزل شده میتوانند.

ماده 214

مامورین تصفیه که بعد از انحلال از بین شرکاء انتخاب گردیده باشند، به اتفاق شرکای دیگر معزول شده میتوانند.

در صورت عدم حصول اتفاق آراء، به اثر مراجعه و خواهش هر یکی از شرکاء به استناد اسباب قابل قبول از طرف محکمه عزل خواهند شد.

ماده 215

مامورین تصفیه که از شرکاء نبوده مطابق قرارداد شرکت و یا بر حسب تصویب شرکاء انتخاب شده باشند، به هر صورت به اتفاق شرکاء عزل شده میتوانند.

در صورتیکه اتفاق شرکاء حاصل نشود، به اثر مراجعه و خواهش هر یکی از شرکاء از طرف محکمه عزل شده میتواند.

ماده 216

مامور تصفیۀ که از طرف محکمه تعیین شده باشد، عزل آن منحصراً مربوط به محکمه است.

ماده 217

اگر مامورین تصفیه قبلاً انتخاب گردیده باشند، در وقت انحلال شرکت و اگر بعداً از طرف شرکاء و یا محکمه تعیین گردیده باشند، حین انحلال مدیران شرکت را دعوت و به اشتراک آنها و درصورت عدم اجابت مدیران، خود ایشان یک دفتریکه حاوی دارائی شرکت باشد با یک بیلانس تنظیم میکنند.

اگر مامورین تصفیه لازم بدانند میتوانند برای تعیین قیمت اموال شرکت به اهل خبره مراجعه کنند. بیلانس و دفتر دارائی که تنظیم میشود با حضور مامورین تصفیه از طرف مدیران شرکت امضاء میشود.

مامورین تصفیه بعد از امضای دفتر تمام اموالی را که در دفتر دارائی مذکور قید است با دیگر اوراق و دفاتر شرکت منحل شده تحت تصرف خود میگیرند.

ماده 218

مامورین تصفیه مکلف اند که برای محافظه تمام اموال و حقوق شرکت منحل شده تدابیر لازمه را اتخاذ نمایند.

ماده 219

مامورین تصفیه معاملاتی را که در زمان دوام شرکت آغاز گردیده ولی هنوز ختم نشده باشد، انجام میدهند و دیون و سرمایه تعهدات شرکت را نقداً و اگر دائنین موافقت کنند جنساً تأدیه منیمایند و طلبات شرکت را تحصیل و دارائی جنسی آنرا به نقد تبدیل میکنند.

والحاصل تمام امور و معاملاتی را که برای حصول دارائی شرکت و تقسیم بین شرکاء لازم است، اجرا میکنند.

ماده 220

حق تمثیل شرکتی که در حال تصفیه میباشد، در محاکم یا دیگر مقامات به مامورین تصفیه عاید است.

ماده 221

مامورین تصفیه نمیتوانند یک معامله جدیدی را که از ایجابات تصفیه نباشد اجراء کنند. اگر اجراء نمایند، مسئولیتی که از معامله مذکور نشئت کند، کلیتاً به مامورین تصفیه مربوط است.

ماده 222

مامورین تصفیه اگر فایده شرکت منحل شده را در موردی ملاحظه کنند، به مصالحه و تعیین حکم مجاز اند.

ماده 223

مامورین تصفیه میتوانند اموال منقوله شرکت منحل شده را نظر به ایجاب منفعت شرکت بطور مزایده و یا بدون مزایده بفروشند. اما اموال غیر منقوله شرکت را اگر موافقت عمومی شرکاء بدیگر صورت نباشد، منتها به مزایده فروخته میتوانند.

وجود صغیر و یا محجور در بین شرکاء مانع فروش اموال منقوله و غیر منقوله شده نمیتواند.

ماده 224

مامورین تصفیه میتوانند معاملاتی را که موضوع شرکت را تشکیل میدهد، اگر تصفیه از طرف شرکاء تعیین شده باشد، مطابق فیصله شرکاء و اگر از طرف محکمه مقرر شده باشد، به اتفاق نظر شرکاء و تصویب محکمه، آن معاملات را موقتاً اجراء کنند.

ماده 225

مامورین تصفیه مجبور اند که دیون مؤجله شرکت تضامنی در حال تصفیه را به صورت تنزیل (دسکاونت) معجلاً تأدیه کنند و دائنین نیز مجبور به قبول این طرز تأدیه میباشند.

ماده 226

اگر دارائی شرکت تضامنی به تسویه تمام دیون کافی نباشد، مامورین تصفیه میتوانند برای تکمیل دیون شرکت به شرکاء مراجعه کنند.

ماده 227

اگر شرکاء متفقاً تصویب نکنند، مامورین تصفیه نمی توانند اموال شرکت را بطور مجموعی به فروش برسانند.

ماده 228

صلاحیت های قانونی مامورین تصفیه ممکن است به اتفاق شرکاء و یا قرار محکمه (هر مقامیکه آنرا تعیین کرده باشد) توسیع و یا تحدید شود درین صورت، کیفیت ثبت و اعلان میشود.

اگر مسئله تحدید صلاحیت ثبت و اعلان نگردیده باشد، دربارۀ اشخاص ثالت صاحب حسن نیت بی تاثیر است.

ماده 229

مامورین تصفیه در اثنای تصفیه مقید به تصویبی میباشند که شرکاء متفقاً راجع به تصفیه بعمل می آورند. درصورت افلاس یا وفات و یا محجوریت یکی از شرکاء احکام مادۀ (230) تطبیق میشود.

ماده 230

حق اشتراک در تصویب هاییکه راجع به تعیین و یا عزل و یا اعطای تعلیمات به مامورین تصفیه بعمل می آید، در صورت افلاس و وفات، محجوریت شریک به وکیل قانونی و ولی آنها عاید است.

ورثه به اتفاق وکیل تعیین میکند و درصورتیکه اتفاق حاصل نشود، تعیین وکیل مربوط به محکمه است.

ماده 231

مامورین تصفیه میتوانند از دارائی نقدی شرکت مقداری را که برای دیون معجله و مؤجله مثبت و متنازع فیه کفایت نماید نگهداشته، بقیه آنرا در بین شرکاء تقسیم کنند.

ماده 232

مامورین تصفیه برای تأمین صحت معاملات تصفیه به ترتیب دفاتر لازمه بصورت منظم مکلف اند.

ماده 233

مامورین تصفیه مجبور اند در اثر مراجعه شرکاء راجع به وضعیت موجوده امور تصفیه شفاهاً و یا کتباً معلومات بدهند.

ماده 234

مامورین تصفیه درصورت خواهش شرکاء مجبور اند تمام اوراق و دفاتر راجع به شرکت و تصفیه را با آنها ارائه نمایند.
مامورین تصفیه نمی توانند شرکاء، را از اخذ نقل دفاتر و اوراق مذکور منع کنند.

ماده 235

مامورین تصفیه مجبور اند مبالغ زاید از یکهزار افغانی را که در اثنای تصفیه حصول میشود، به یک بانک معتبری تودیع نمایند.

ماده 236

در ختم تصفیه، مامورین تصفیه مجبور اند راجع به معاملات تصفیه به شرکاء حساب بدهند.

ماده 237

تمام احکام قرارداد شرکت که عاید به مامورین تصفیه باشد، با مقرراتیکه از طرف شرکاء و محکمه راجع به تعین، تبدیل و عزل مامورین تصفیه وضع میگردد، ثبت و اعلان میشود.

ماده 238

در ختم تصفیه، مامورین تصفیه نظر به قرارداد و یا احکام قانونی یک بیلانس حاوی حصص شرکاء در خصوص سرمایه نفع و ضرر و سایر اقلام دارائی و بدهی تنظیم کرده، به شرکاء تقدیم میکنند.

اگر شرکاء در ظرف یک ماه توسط محکمه اعتراض ننمایند، بیلانس کسب قطعیت مینماید.

بعد از انقضاء این مدت در صورتیکه شرکاء از اخذ حصۀ مقرره خود امتناع ورزند، مامورین تصفیه حصۀ هر یک را علیحده علیحده بنام هر شریک به یک بانک معتبر تودیع می نمایند.

ماده 239

دارائی خالص شرکت مطابق قرارداد و یا مطابق تصویبی که بعداً بعمل آمده، از طرف مامورین تصفیه تقسیم میشود. در صورتیکه بر خلاف آن در قرارداد صراحت و یا تصویبی از طرف شرکاء نباشد، باید این تقسیم بصورت نقدی بعمل آید.

ماده 240

طوریکه مامورین تصفیه در اجراآتیکه مغایر احکام این قانون باشد در مقابل شرکاء و اشخاص ثالث جمعاً مسئول اند، همچنان در معاملات اشخاصیکه تعیین و استخدام میکنند، در صورتیکه مغایر احکام معینه قانون باشد، نزد شرکاء و اشخاص ثالث جمعاً مسئول میباشند.

ماده 241

مامورین تصفیه که از بین شرکاء تعیین و انتخاب میشوند، اگر در قرارداد و یا تصویبی که بعداً اتخاذ میشود شرط نشده باشد، نمیتوانند معاش و اجرت بگیرند. ولی مامورین تصفیه اگر از خارج تعیین شده باشند ولو از اجرت و معاش ذکری هم نشده باشد، مستحق اخذ معاش و اجرت میباشند.

ماده 242

در ختم تصفیه، اوراق و دفاتر به یک جای معتمدیکه از طرف شرکاء تعیین شده باشد، تودیع میگردد و تا 15 سال حفظ میشود. اگر درین خصوص اتفاق نظر حاصل نشود، محل معتمد را محکمه تعیین میکند.

 

—————————    قانون و مقررات افغانستان   —————————

 

فصل سوم: شرکت تضامنی مختلط

حصه اول : ماهیت و طرز تشکیل شرکت تضامنی مختلط

ماده 243

شرکتی که در تحت عنوان معین به مقصد اجرای تجارت تشکیل میشود و مسئولیت یک یا چند نفر از شرکاء آن در مقابل دائنین شرکت غیر محدود و مسئولیت شریک یا شرکاء دیگر آن به یک سرمایه معین محدود باشد، شرکت مذکور تضامنی مختلط (کوماندیت) نامیده میشود.

سرمایه شرکائی را که تابع مسئولیت محدوده باشند، ممکن است به سهام تقسیم کرد.

ماده 244

اگر بر خلاف آن درین فصل مقرر نشده باشد، احکام راجع به شرکت تضامنی در شرکت های تضامنی مختلط هم معتبر است. اگر تعیین شده نتواند که شرکت تضامنی مختلط میباشد یا تضامنی، درین صورت شرکت تضامنی دانسته میشود.

ماده 245

در قرارداد شرکت تضامنی مختلط علاوه بر خصوصیات مندرجۀ مادۀ (137)، اسامی شرکای محدود المسئولیت با مقدار سرمایۀ که هر کدام آنها داده اند و یا تعهد نموده اند نیز درج گردیده، ثبت و اعلان میشود.

ماده 246

یک شریک محدود المسئولیت (غیر از اختراع علمی و فنی خود) نمی تواند کار و عمل و اعتبار و یا صنعت خویش را بحیث سرمایه تقدیم کند.

 

—————————    قانون و مقررات افغانستان   —————————

 

حصه دوم : مناسبات شرکاء با یکدیگر

ماده 247

در مناسبات بین شرکای شرکت تضامنی مختلط (اگر صراحتی در قرارداد بر خلاف آن نباشد) احکام این قسمت تطبیق میشود.

ماده 248

شرکای محدود المسئولیت به اداره امور شرکت صلاحیت ندارند و نمیتوانند شرکای را که صلاحیت اداره را دارند، از اجرای وظیفه منع کنند. ولی دربارۀ معاملات خارج از صلاحیت اشخاص اداره کننده میتوانند رای بدهند.

ماده 249

هر شریک محدود المسئولیت مأذون است در اخیر سال دفتر دارائی و بیلانس و اوراق شرکت را بالذات یا به معرفت اهل خبره تدقیق و کنترول نماید.

در صورت اعتراض بر علیه اهل خبره به اثر مراجعت شریک محدود المسئولیت، اهل خبره از طرف محکمه تعیین میشود.

ماده 250

احکام مادۀ (158) در منع شرکای شرکت تضامنی از اجرای معاملاتیکه موضوع شرکت را تشکیل میدهد، در مورد شرکای محدود المسئولیت جریان نمی یابد.

ولی اگر شرکای محدود المسئولیت یک مؤسسه را که معاملات آن موضوع شرکت را تشکیل میدهد، تأسیس نمایند و یا با یک شخص دیگر که چنین مؤسسه باز کرده باشد، شرکت کنند و یا به یک شرکت موجود که همین نوع معامله را مینماید داخل شوند، در اوراق و دفاتر شرکت حق تدقیق را نخواهند داشت.

ماده 251

مسئولیت یک شریک محدود المسئولیت به اندازه سرمایه ایست که تأدیه و یا تعهد کرده است.

ماده 252

شریک محدودالمسئولیت در اخیر سنه حسابیه میتواند حصۀ مفاد را و اگر در قرارداد تصریح شده باشد، تکت پولی خود را نیز بگیرد.

لیکن اگر شرکت نقص کرده باشد، تا زمانیکه تلافی شود، تکت پولی داده نمیشود اما در سنه آتیه بعد از اکمال نقص سرمایه از متباقی مفاد، تکت پولی سالهای گذشته پرداخته میشود.

ماده 253

شرکای محدود المسئولیت مجبور نیستند که تکت پولی و مفادی را که قبلاً اخذ کرده اند برای جبران ضرر هایی که بعداً واقع میشود، اعاده نمایند.

ماده 254

شریک محدود المسئولیت که نظر به بیلانس مرتب و منظم مفاد و یا تکت پولی اخذ کرده باشد، مجبور به اعاده آنها نمیشود.

ماده 255

در صورت وفات یک شریک محدود المسئولیت، ورثه قایم مقام متوفی شمرده میشود.

ماده 256

اگر شریک محدود المسئولیت حق خود را در شرکت بدون اجازه سایر شرکاء کلاً و یا بعضاً به شخص دیگری واگذار نماید مشتری حق دخالت در اداره و تدقیق در امور شرکت را نخواهد داشت.

 

—————————    قانون و مقررات افغانستان   —————————

 

حصه سوم : مناسبات شرکاء باشخاص ثالث

ماده 257

شریک محدود المسئولیتی که اسم آن در عنوان شرکت داخل باشد، بمقابل اشخاص ثالث بصورت غیر محدود مسئول شمرده میشود.

ماده 258

مسئولیت اداره و نمایندگی شرکت های تضامنی مختلط به شرکائیکه مسئولیت ایشان غیر محدود باشد، عائد است. حدود این صلاحیت تابع احکامیست که راجع به شرکتهای تضامنی مقرر شده است.

اگر در قرارداد شرکت منع نباشد، شریک محدود المسئولیت ممکن است از طرف مدیر و یا مدیران شرکت برای مسایل معینی وکیل انتخاب شود. درین صورت مسئولیتی که از ایفای معاملات وی نشئت کند، عاید به شرکت است.

شریک محدود المسئولیت که از حدود وکالت خود تجاوز میکند و یا بدون وکالت اجراآت نماید، مسئولیتی که از معامله وی نشئت میکند، عاید به شخص خودش میباشد.

ماده 259

اعطای مشورت از طرف شرکاء محدود المسئولیت، استعمال حق تفتیش و مراقبت در امور شرکت و اشتراک در تعیین و عزل مامورین در احوالیکه قانوناً معین شده است و استخدام در داخل شرکت به امور فرعی موجب مسئولیت غیر محدود شرکاء محدود المسئولیت نمیگردد.

ماده 260

شرکای محدود المسئولیت از مبالغ متعهده به اندازۀ که در ذمت آنها باقی باشد در مقابل دائنین شرکت مسئول اند، لیکن دائنین تا وقتیکه شرکت منحل و یا تعقیبات اصولی بر علیه آن عقیم نمانده باشد به شرکای محدود المسئولیت مراجعه نمیتوانند.

در صورت افلاس شرکت دائنین به مجموع دارائی آن حق مطالبه دارند.

ماده 261

در صورت افلاس شرکت تضامنی مختلط طلبات دائنین شرکت از طلبات دائنین شخصی شرکاء مقدم میباشد.

ماده 262

اگر دارائی شرکت طلبات دائنین را کفایت نکند، دائنین میتوانند برای طلبات متباقیه خود به اموال شخصیه هر شریک غیر محدود المسئولیت مراجعه نمایند و درین حال دائنین شرکت با دائنین شخصی شرکاء حقوق مساوی دارند.

ماده 263

نسبت به دارایی شریک محدود المسئولیت که افلاس کرده باشد، شرکت تضامنی مختلط و دائنین شخصی او حقوق مساوی دارند.

ماده 264

احکام مواد راجع به انحلال و تصفیه شرکت های تضامنی در شرکتهای تضامنی مختلط نیز تطبیق میشود.

ماده 265

شخصیکه بالای شرکت طلب داشته و از طرف دیگر مدیون یک شریک محدود المسئولیت باشد که هنوز حصۀ سرمایه خود را تأدیه نکرده ممکن است این قرض را با دین شریک محدود المسئولیت محسوب نماید.

 

—————————    قانون و مقررات افغانستان   —————————

 

فصل چهارم: شرکت سهامی (انونیم)

حصه اول : ماهیت و صورت تشکیل شرکتهای سهامی ( انونیم )

ماده 266

شرکت سهامی شرکتی است که تحت یک عنوان معین برای معاملات تجارتی تشکیل شده، سرمایه آن معین و منقسم با اسهام بوده و اندازۀ مسئولیت هر شریک به اندازۀ سهم آن محدود باشد.

ماده 267

شرکتهای سهامی یا بصورت آنی و یا تدریجی تشکیل میشود.

اگر مؤسسین تمام اسهام شرکت را تعهد و یا اخذ کنند، شرکت سهامی بصورت آنی تشکیل مییابد.

اگر مؤسسین تمام اسهام را به عهده خود نمیگیرند شرکت سهامی بصورت تدریجی تشکیل یافته و درین صورت برای تعهد متباقی اسهام با اهالی اعلان و مراجعه میگردد.

ماده 268

برای تشکیل یک شرکت سهامی اقلاً وجود پنج نفر مؤسس صاحب سهم شرط است.

ماده 269

در شرکتهای سهامی سهم دارانیکه اساسنامۀ شرکت را تنظیم و امضاء میکنند و بنام سرمایه مبلغی بطور نقدی و یا غیر نقدی تأدیه میکنند، مؤسس شمرده میشوند.

ماده 270

مؤسسین باید اساسنامه را تنظیم و امضاء کنند، اساسنامه بایستی دارای مواد ذیل باشد:

1- عنوان شرکت و مرکز آن.

2- نوع و ماهیت معاملات و موضوع شرکت.

3- تعیین مقدار سرمایه و نوع اسهام، قیمت هر سهم و شرایط تأدیه سهام.

4- منافع مخصوصۀ که از مفاد برای مؤسسین و اعضی هیئت مدیره و یا اشخاص دیگر تأدیه میشود.

5- طرز انتخاب هیئت مدیره و هیئت نظار و وظایف و صلاحیت اداره و امضای ایشان.

6- شکل انعقاد به مجمع عمومی و ترتیب دعوت سهمداران، وقت اجتماع، شروط اجرای مذاکرات تصویب و اتخاذ رای.

7- قید مدت دوام شرکت اگر شرکت محدود به یک مدت باشد.

ماده 271

نقل اساسنامه که به موجب مادۀ (270) ترتیب میگردد، به وزارت اقتصاد ملی تقدیم و برای تشکیل شرکت اجازه حاصل میشود.

ماده 272

بعد از اجازه اگر شرکت تدریجاً تشکیل میشود، مؤسسین اعلانی محتوی مطالب ذیل نشر میدارند:

1- موضوع و مدت شرکت.

2- تعیین قیمت هر سهم و مقدار سرمایه و منافع خصوصی که برای مؤسسین و یا اشخاص دیگر بموجب اساسنامه تأدیه میشود.

3- دارائی جنسی که عوض سرمایه داده میشود.

4- اگر خرید مؤسسه تجویز شده باشد، قیمت آن.

5- محل و صورت انعقاد مجمع عمومی تأسیس.

ماده 273

تقاضای اشتراک به سرمایه شرکت در دو نسخه قرار ذیل تنظیم میشود:

1- خلاصه محتویات مادۀ (272).

2- اسم و شهرت و اقامتگاه اشخاصیکه اشتراک را تعهد میکنند.

3- مقدار سهمیکه اخذ آنرا تعهد نموده اند به حروف و تاریخ تعهد.

4- قبول مندرجات اساسنامه، اگر در ظرف مدت معین شرکت تشکیل نشود، تعهد اشتراک کننده بی اثر است.

تقاضای اشتراک با فرستادن مکاتیبی که امضای اشتراک کننده تصدیق شده باشد هم بحیث تقاضای اشتراک قبول شده میتواند.

ماده 274

مجموع اسهامیکه در مقابل سرمایه شرکت صادر میگردد باید حقیقتاً و تماماً تعهد و اقلاً ربع قیمت هر سهم نقداً تأدیه شود.

ماده 275

صدور اسناد سهم کمتر از قیمت مقررۀ آن جایز نیست.

ماده 276

در صورتیکه پرداخت ربع قیمت اسهام که تأدیه آن قانوناً مقتضی است در حین تعهد شرط نشده باشد، مؤسسین میتوانند بعد از تکمیل و اختتام تعهدات به اشخاصیکه اشتراک را تعهد کرده اند با ارسال مکتوب راجستری و نیز ذریعۀ جراید اعلان کرده و تأدیه ربع اسهام متعهدۀ شان را در ظرف مدت معین تقاضا کنند.

کسانیکه اشتراک را تعهد کرده اند اگر در ظرف مدت مذکور ربع قیمت را تأدیه نکنند، مؤسسین مختار اند که علاقۀ آن اشخاص را از شرکت قطع و یا ایشان را به ایفای تعهد مجبور سازند.

در صورتیکه علائق متعهدین با شرکت قطع گردد، کسانیکه بعوض آنها متعهد میشوند مؤظفند که ربع قیمت سهام را تأدیه کنند و تا وقتیکه ربع قیمت اسهام تأدیه نشود، شرکت تشکیل شده نمیتواند.

ماده 277

ربع قیمت اسهامیکه از طرف تعهد کنندگان تأدیه میشود، به یک بانک معتبر تودیع میگردد.

در صورت تشکیل شرکت بموجب ارائه سندی از طرف هیئت مدیره که حاوی ثبت و اعلان شرکت و اجازه مقام مربوطه باشد، پول جمع آمده به شرکت تأدیه میشود.

ولی در حال عدم تشکیل شرکت، پول مذکور به اشخاصیکه آنرا تودیع نموده اند، بموجب ارائه سند اعاده میگردد. ربع قیمت اسهامیکه به بانک تودیع شده است، به هیچ صورت به مؤسسین داده نمیشود.

ماده 278

بعد از تعهد تمام سرمایه شرکت و تأدیه قیمت معین اسهام، مؤسسین باید در ظرف ده روز به ارسال مکتوبهای راجستری به آدرس معینه هر سهم دار و اعلان به جراید، مجمع عمومی تأسیس را به اجتماع دعوت نمایند.

ارسال این مکاتیب و نشر اعلان باید اقلاً پانزده روز قبل از وقت اجتماع بعمل آید و مطالب ذیل در آن مندرج باشد:

1- تصدیق تعهد اشتراک تمام اسهام و تأدیه ربع قیمت.

2- انتخاب اهل خبره برای تعیین قیمت اجناسیکه عوض سرمایه داده شده و اشترای کدام مؤسسه که به قرار اساسنامه مجاز باشد.

3- پیشنهاد راجع به منافع مخصوصه که برای مؤسسین شرط شده باشد.

4- اگر اعضای هیئت مدیره در اساسنامه پیش بینی نشده باشد، تعیین اعضای هیئت مدیره.

5- تعیین هیئت نظار.

ماده 279

مجمع عمومی تأسیس در روز معین اجتماع نموده، در اطراف مسایل متذکره مادۀ (278) مذاکره و تصویب میکنند.

تصاویب مجمع در صورتی معتبر خواهد بود که اقلاً اشخاصیکه نصف سرمایه شرکت را تمثیل نمایند، حاضر باشند.

هر سهم برای سهم دار حق یک رای را میدهد و تصویبات به اکثریت آرای موجوده معتبر میباشد.

ماده 280

مؤسسین با سایر سهم دارانیکه جنسی را عوض سرمایه میدهند و یا مؤسسینی که منافع مخصوصه را برای خود پیش بینی نموده اند، در مذاکراتیکه راجع به تعیین قیمت اجناس و یا تثبیت منافع مخصوصه بعمل می آید، حق رأی ندارند.

ماده 281

اگر اولین اعضای هیئت مدیره شرکت به موجب اساسنامه تعیین نگردیده باشند، از طرف مجمع عمومی مؤسسین از بین سهمداران انتخاب میشوند.

انتخاب اولین هیئت نظار مخصوصاً مربوط به مجمع عمومی تأسیس بوده، تعیین آن ذریعه اساسنامه جایز نیست.

امور نظارت به دو نفر یا بیشتر از سهمداران یا خارج آن تفویض میشود.

ماده 282

در مجمع عمومی تأسیس که به موجب مادۀ (279) منعقد میگردد، در تعیین اهل خبره جهت قیمت سرمایه های جنسی و مؤسسه هاییکه خریده میشود، حضور اقلاً دو ثلث سهمداران سرمایه نقدی شرکت شرط است.

تصویبات به اکثریت آراء اتخاذ میشود.

درصورتیکه تکمیل نصاب مذاکره ممکن نباشد، اهل خبره نظر به خواهش مؤسسین از طرف محکمه مربوطه تعیین میشود.

ماده 283

بعد از تنظیم راپور از طرف اهل خبره، مؤسسین مجمع عمومی تأسیس را به ترتیب و موعدیکه در مادۀ (278) ذکر است مجدداً به اجتماع دعوت مینمایند و به دعوت نامه یک یک قطعه صورت راپور های اهل خبره را ضمیمه میکنند.

صلاحیت مجمع عمومی تأسیس به مذاکره و اتخاذ تصویب تابع نصاب اکثریت است که در مادۀ (279) توضیح شده است.

ماده 284

مجمع عمومی تأسیس راپور های اهل خبره را مطالعه و توضیحات اشخاصیکه سرمایه جنسی داده اند و مالکینی که مؤسسات خود را میفروشند، استماع مینماید.

قمیتی را که در راپور اهل خبره ذکر شده قبول و یا رد کرده و یا موافقت مالکین آنرا تعدیل مینماید.

ماده 285

در مجمع عمومی تأسیس که برای تدقیق راپور اهل خبره دعوت شده اگر نصاب تکمیل نشود، مؤسسین یک (ورقه رویداد مجلس) را تنظیم و ذریعه مکاتیب راجستری به سهمداران ارسال و در جراید اعلان میدارند.

درین حال، مجلس آینده بعد از یکماه دعوت به اجتماع خواهد شد.

ماده 286

اگر در مجمع عمومی تأسیس اتفاق آراء حاصل نشود، مخالفین میتوانند علل اختلاف عقیده خود را تحریر نمایند.

ماده 287

مؤسسین نمیتوانند در اساسنامه مقرراتی درج نمایند که به موجب آن اسهام بلاعوض (مجانی) و یا پول نقد که باعث تنقیص سرمایه شرکت گردد، به خود تخصیص دهند.

ماده 288

پس از اجرای مقررات مادۀ (279) و (284) مؤسسین در ظرف 15 روز بیان نامه متضمن اجرای شرایط مقتضیه تشکیل شرکتهای سهامی، اساسنامه شرکت، آویز بانک راجع به تأدیه ربع قیمت سهام، رویداد مجمع عمومی تأسیس، راپور اهل خبره راجع به تعیین قیمت سرمایه جنسی یا کدام مؤسسه و اگر معامله مربوط به امتیازی باشد، امتیاز نامه و یا نقل مصدق آنرا به محکمه تجارتی مربوطه تقدیم مینمایند.

محکمه اسناد مربوطه را تدقیق و اگر لازم شود، از مؤسسین تحقیق و اگر نواقص دیده شود تکمیل و تا یکماه پس از تاریخ تقدیم اوراق تشکیل شرکت را تصدیق میکند.

ماده 289

تشکیل شرکتی که بموجب مادۀ (288) تصدیق شده باشد، به دایرۀ مربوطه تجارتی ثبت میگردد.

ماده 290

شرکتی که بموجب مادۀ (289) ثبت و اعلان نشود، قانوناً متشکل شمرده نمیشود و قبل از ثبت و اعلان به اجرای معاملات شروع نمی تواند.

ماده 291

کسانیکه متعهد اشتراک به سرمایه شرکت شده باشند اگر قبل از تشکیل قانونی شرکت اسهام خود شان را به دیگری انتقال بدهند، معتبر نیست.

ماده 292

در شرکت هاییکه بصورت آنی تشکیل میشود، شرکاء یک اساسنامۀ که حاوی مادۀ (274) راجع به تعهد تمام سهام و فقرات 4 و 5 مادۀ (278) و مقررات مادۀ (270) باشد، تنظیم مینمایند.

اگر در جزء سرمایه جنس یا کدام مؤسسه خریداری شده باشد، اهل خبره برای تعیین قیمت از طرف محکمه تجارتی تعیین میشود.

ماده 293

اگر سهمداران شرکت های سهامی که بطور آنی تشکیل میشوند بخواهند اسهام خودرا برای فروش به عامه عرضه دارند مجبور به رعایت احکام مواد (272) و (273) میباشند.

ماده 294

از ضرر و خسارۀ که درنتیجه عدم صحت اظهارنامه یا اوراق متذکره مادۀ (288) و دیگر اسناد تولید شود، مؤسسین و آنهاییکه در تحریر این اوراق اشتراک میکنند، جمعاً مسئول اند.

ماده 295

اگر تمام سهام یک شرکت تعهد نگردیده و قیمت آن تأدیه نشده باشد ولی خلاف حقیقت تعهد و تأدیه شده وانمود شود، مؤسسین و اشخاصیکه درین فعل با ایشان اشتراک نموده باشند مجبورند که چنین اسناد را به حساب خود گرفته و قیمت آنرا تأدیه نمایند.

ماده 296

اگر مؤسسین و یا کسان دیگر در تعیین قیمت سرمایه جنسی و یا خرید مؤسسه به شرکت حیله نمایند، مکلف اند ضرر و خسارۀ که به شرکت ازین راه وارد میشود، مجتمعاً جبران کنند.

ماده 297

اعضاء هیئت نظار و هیئت مدیره دورۀ اول مکلفند تدقیق کنند که در تشکیل شرکت کدام خلاف رفتاری واقع نشده باشد. اگر درین خصوص مسامحه نمایند و ضرری وارد شود، در صورتیکه از مؤسسین جبران نشده باشد، اعضای هیئت و نظار جمعاً مسئول شمرده میشوند.

ماده 298

مسئولیت مؤسسین، اعضای هیئت مدیره و نظار بعد از انقضای پنج سال از تاریخ ثبت طبق تصویب مجمع عمومی شرکاء قابل صلح و ابراء دانسته میشود مشروط بر اینکه ابراء مذکور به تصویب ده یک آراء که از سرمایه نمایندگی کند، بعمل آمده باشد.

ماده 299

حق مطالبه جبران خسارات را که شرکت در مقابل مؤسسین و یا اعضای هیئت مدیره و نظار دارا میباشد، بعد از انقضای مدت پنج سال ساقط میشود.

ماده 300

مؤسسین از باعث تعهدات و سایر معاملاتیکه برای تأسیس شرکت اجراء کرده اند، در مقابل اشخاص ثالث مسئول اند. اگر شرکت تشکیل شده باشد، مؤسسین میتوانند برای جبران این مصارف به شرکت رجوع کنند.

دریافت مصارف فوق از شرکت مربوطه به تصدیق مجمع عمومی تأسیس است. اگر تأسیس شرکت بنابر کدام علتی صورت نگرفته باشد، مصارف مذکور عاید بمؤسسین بوده، حق رجوع به سهم داران ندارند.

 

—————————    قانون و مقررات افغانستان   —————————

 

حصه دوم : هیئت مدیره

ماده 301

شرکتهای سهامی دارای هیئت مدیره ایست که اقلاً از سه نفر مرکب میباشد. اعضای هیئت مدیره از میان سهمداران از طرف مجمع عمومی انتخاب میشود. تعیین اولین اعضای هیئت مدیره ذریعه اساسنامه شرکت هم ممکن است.

ماده 302

هر یک از اعضای هیئت مدیره مجبور است یک مقدار اسهام خودرا که قیمت آن معادل یک فیصد سرمایه اصلی باشد، به شرکت تودیع نماید. اگر یک فیصد سرمایه شرکت متجاوز از (دوصد) هزار افغانی باشد، تودیع زیادتر ازین مبلغ مجبوری نیست.

تا زمانیکه اعضای هیئت مدیره از مسئولیت های زمان تصدی خود از مجمع عمومی برائت حاصل نکنند، سندات سهام مودوعه ایشان نه به دیگری انتقال و نه از شرکت اخذ شده میتواند.

برای این مقصد اسناد مذکور بحیث ضمانت مهر گردیده، در خزانه شرکت حفظ میشود.

ماده 303

اعضای هیئت مدیره حد اکثر برای سه سال انتخاب میشوند. اگر در اساسنامه شرکت تجدید انتخاب اعضاء منع نشده باشد، انتخاب مجدد آنها جایز است.

ماده 304

اعضای هیئت مدیره در هر سال از میان خود رئیس و در صورت لزوم، معاون رئیس را انتخاب میکنند.

ماده 305

اگر یکی از اعضای هیئت مدیره بنابر علل قانونی برطرف شود، هیئت مدیره بطور مؤقتی شخص دیگری را که دارای شرایط قانونیه باشد، انتخاب مینمایند و باید در اولین اجتماع مجمع عمومی این موضوع را برای تصویب پیشنهاد کنند.

ماده 306

اگر اعضای هیئت مدیره ذریعه اساسنامه شرکت هم تعیین شده باشند، عندالایجاب با تصویب مجمع عمومی عزل شده میتوانند.

درینصورت از امتیازات و منافعیکه به حیث عضو هیئت مدیره داشتند بهره مند شده نمیتوانند.

ماده 307

اداره شرکت سهامی و نمایندگی آن در خارج شرکت مربوط به هیئت مدیره است.

ماده 308

هیئت مدیره حق دارد هر نوع معاملات حقوقیه را که در داخل مرام شرکت باشد، بنام آن اجراء و امضا کنند. هیئت مدیره در صورت ملاحظه منفعت شرکت به مصالحه و ارجاع به حکمیت مجاز است.

ماده 309

برای اعتبار اوراق و اسنادیکه به نام شرکت سهامی تنظیم میشود درصورتیکه در اساسنامه صلاحیت امضاء تخصیص داده نشده باشد، امضاء تمام اعضای هیئت مدیره لازم است.

ماده 310

کسانیکه بنام شرکت صلاحیت امضاء دارند، مجبور اند که بعد از قید عنوان شرکت ذیل آن امضاء نمایند.

ماده 311

اعضای هیئت مدیره در مذاکراتیکه به منفعت شخصیه شان تعلق داشته باشد اشتراک نمیتوانند.

درین حال اینطور اعضاء مجبور اند علاقۀ را که به موضوع دارند به مجلس اظهار دارند و در جریان مجلس ثبت نمایند. اعضای هیئت مدیره که مخالف این احکام حرکت کنند، مجبور به تضمین ضرری میباشند که به شرکت وارد میشود.

اگر اکثر اعضای هیئت مدیره بموضوع مذاکره از جنبه شخص ذینفع باشند، مسئله در اولین مجمع عمومی تقدیم میشود.

ماده 312

اعضای هیئت مدیره بدون اذن مجمع عمومی بنام و حساب خود و یا بنام و حساب شخص دیگری بالذات یا بالواسطه یک معامله تجارتی را با شرکت نمی توانند.

ماده 313

هیچ یک از اعضای هیئت مدیره نمیتواند بدون اجازه مجمع عمومی در معامله تجارتی از نوع معامله تجارتی شرکت مربوطه خود اشتغال کند و همچنین نمیتواند شخصاً به صفت عضو مسئول در یک شرکت دیگری که به همین نوع معامله مصروف میباشد، داخل شود.

شرکت میتواند از هر عضو هیئت مدیره که مخالف این حکم حرکت نموده باشد، مطالبه خساره کند و یا معامله را که بنام خود عقد نموده باشد، در بدل خساره بنام شرکت محسوب دارد و تقاضا کند منافعیکه از معاملات مذکور حاصل شده باشد، به شرکت عاید گردد.

در اتخاذ تصویب راجع به مطالب فوق اعضای هیئت مدیره که مسئول اند، شرکت نمیتوانند. استفاده از حقوق مذکور برای شرکت تا مدت یکسال از تاریخ وقوع معامله محفوظ است.

ماده 314

اگر سرمایه شرکت به نصف تنزل کند، هیئت مدیره برای اتخاذ تصویب راجع به تکمیل سرمایه به مقدار اصلی و یا اکتفاء به مقدار متباقی و یا برای انحلال شرکت مجمع عمومی را بصورت فوری دعوت میکند.

اگر تنها یک ثلث سرمایه باقیمانده باشد و مجمع عمومی راجع به تکمیل سرمایه و یا اکتفاء به ثلث آن تصمیم نگیرد، شرکت منحل شمرده میشود.

اگر دیون شرکت از دارایی آن زیادتر باشد هیئت مدیره مجبور است از محکمه رسیدگی و اعلان افلاس را تقاضا کند.

ماده 315

هیئت مدیره مکلف است دفاتر لازمه را ترتیب کرده و در موعد معین بیلانس سنه گذشته را بطور واضح و منظم تهیه دیده و اقلاً 15 روز قبل از اجتماع مجمع عمومی برای تدقیق سهمداران حاضر دارد.

ماده 316

تمام مصارفیکه به نسبت تأسیس اداره شرکت بعمل آمده باشد، در حساب مربوطه مصرف سنویه قید میگردد.

لیکن مصارفیکه برای تأسیسات ابتدائی و یا احداث یک شعبه جدید و یا توسیع معاملات قرار اساسنامه و یا تصویب مجمع عمومی بعمل آمده باشد، حد اکثر تا پنج سال در حساب مصرف ادامه مییابد.

به اینصورت در بیلانس هر سنه باید مقدار مصارف همان سنه درج شود. قیمتهای اموال منقول و بناها و ماشین های شرکت که هر سال نشان دادن آن در بیلانس لازم است عبارت است از قیمت خرید بعد از وضع استهلاک.

اگر این اموال بیمه شده باشد، مصارف بیمه در بیلانس نشان داده میشود.

ماده 317

هیئت مدیره مجبور است در ختم هر سنۀ حسابیه علاوه بر بیلانس راپوری دربارۀ وضعیت تجارتی، مالی و اقتصادی شرکت و خلاصه معاملات عمده سال ترتیب دهد و همچنین پیشنهادی راجع به فیصدی توزیع منافع و تشکیل ذخیره تقدیم نماید.

ماده 318

اگر در اساسنامه شرکت طور دیگری مقرر نشده باشد، مجالس هیئت مدیره اقلاً با حضور بیش از نصف اعضاء رسمی تلقی شده و تصاویب با اکثریت آراء اعضای موجوده معتبر است.

رأی دادن اعضاء به وکالت یکدیگر جایز نیست. درصورت تساوی آراء، موضوع به جلسه آینده موکول میشود. اگر در جلسۀ آینده نیز آراء مساوی باشد، موضوع رد شده محسوب میگردد.

مذاکرات جلسه هیئت مدیره توسط یک منشی که از بین اعضاء و یا از خارج انتخاب میشود، بطور منظم به دفتر ثبت میگردد.

لازم است تصویبها از طرف اعضای موجوده امضاء شود و اعضائیکه مخالف تصویب میباشند سبب مخالفت خود را در تصویب درج مینمایند.

ماده 319

اگر در اساسنامه طور دیگری مقرر نشده باشد، برای هر روز اجتماع به اعضاء هیئت مدیره که در جمله هیئت عامل شامل نباشند، حق الزحمه حضور داده میشود.

اگر مقدار حق الزحمه در اساسنامه تعیین نگردیده باشد، از طرف مجمع عمومی تعیین میشود.

ماده 320

اعضای هیئت مدیره از معاملاتی که بنام شرکت انجام داده باشند، شخصاً مسئول شمرده نمیشوند مگر در مواد آتی در نزد شرکاء و اشخاص ثالث مسئول خواهند بود:

1- عدم صحت تصدیق تأدیات شرکاء در بدل سند سهام.

2- عدم حقیقت مفادیکه توزیع و تأدیه میگردد.

3- عدم وجود دفاتریکه قانوناً وجود آن لازمیست و یا عدم نظم آن.

4- عدم اجرای فیصلۀ که از طرف مجمع عمومی بعمل می آید.

5- عدم ایفای تمام وظایفی که از روی قانون و یا بر حسب اساسنامه شرکت بدوش ایشان گذاشته شده باشد.

در صورتیکه شرکت، یکی از وظایف فقرات پنجگانه را به یکی از اعضای هیئت مدیره تفویض نموده باشد، مسئولیت تنها بخود همان عضو متوجه بوده و به سایر اعضاء ربطی نخواهد داشت.

ماده 321

اعضای هیئت مدیره که جدیداً تعیین میشوند، مجبورند معاملات غیر اصولی اعضای سابق را که از آن آگاه شوند به هیئت نظار اطلاع دهند و الا در مسئولیت ایشان شریک شمرده خواهند شد.

ماده 322

اعضائیکه بموجب مادۀ (321) در معاملات غیر اصولی هیئت مدیره سابق اظهار مخالفت کرده، سبب مخالفت خود را در رویداد مجلس درج و به هیئت نظار نیز تحریراً خبر دهند و اگر بنابر معذرتی در اثنای مذاکره همان معامله حاضر نباشند، از مسئولیت بری میباشند.

ماده 323

اگر یکی از اعضای هیئت مدیره بصورتی از صور با دسیسه یا بیانات مغایر حقیقت دربارۀ وضعیت حاضره شرکت اشخاص ثالث را اغفال کند، شخصاً مسئول ضرری میباشد که ازین رهگذر وارد میشود.

ماده 324

مسئولیت دعاوی ایکه بموجب مواد (320) و (321) بر علیه اعضاء هیئت مدیره متوجه میشود، از تاریخ وقوع معامله پس از پنج سال ساقط میشود.

ماده 325

در صورتیکه مجمع عمومی به اقامه دعوی بر علیه اعضاء هیئت مدیره تصویبی بعمل آورده باشد، مطابق آن اجراء میشود.

اگر مجمع عمومی عدم اقامه دعوی را تصویب ولی سهمدارانیکه ده درصد سرمایه شرکت را مالک باشند برین تصویب مخالفت کنند، شرکت از تاریخ تصویب و خواهش مخالفین مجبور است تا مدت یکماه دعوی را اقامه نماید.

اقامه دعوی در مورد فوق بنام شرکت به هیئت نظار تعلق دارد.

اگر اقامه دعوی به آراء سهم دارانیکه ده فیصد سرمایه را نمایندگی میکنند صورت بگیرد، سهمداران مذکور ممکن است از خارج وکیل تعیین کنند.

سهمدارانیکه به اقامه دعوی رأی میدهند مجبورند سهام خود را بنام تأمین خسارۀ شرکت تا ختم دعوی به یک بانک معتبری بطور امانت بگذارند.

در حال رد دعوی سهم داران مذکور به جبران خسارۀ شرکت مکلف میباشند.

ماده 326

اجراآت امور شرکت اگر بموجب اساسنامه و یا تصویب مجمع عمومی به مدیریکه از اعضای هیئت مدیره نباشد سپرده شود، درین حال مدیر مذکور مثل عضو هیئت مدیره از عدم ایفای وظایفی که در مادۀ (320) بیان شده در مقابل شرکاء و اشخاص ثالث مسئول میباشند.

قید شرط دیگری مغایر این حکم در اساسنامه و یا ادعای اینکه مدیر مذکور زیر اثر هیئت مدیره میباشد، مسئولیت او را از بین نمی برد.

ماده 327

اعضای هیئت مدیره از قصوریکه از طرف مدیر صادر شود مسئول نمیباشند ولی اگر اعضای هیئت مدیره اشخاصی را که اهلیت نداشته باشند به کار مقرر نمایند و یا راجع به امور و معاملات سوء آنها مسامحه کنند و یا در اموریکه صلاحیت نداشته باشند، اجازه کار بدهند، البته نزد شرکاء مجتمعاً مسئول خواهند بود.

مع ذالک، اعضای هیئت مدیرۀ که بموجب مادۀ (322) درین نوع تقصیرات عدم اشتراک شان را ثابت نمایند، از مسئولیت بری خواهند بود.

ماده 328

اگر در اساسنامه بصورت دیگری مقرر نشده باشد، هیئت مدیره میتواند مدیران را عزل و نصب نماید صورت عزل و نصب اعلان میشود.

ماده 329

مدیرها اجرای بعضی معاملات را که بدان مجاز باشند، میتوانند بدیگری تفویض کنند ولی وظیفۀ مدیریت خود را نمیتوانند بدیگری بسپارند.

ماده 330

مدیر ها برای مدتیکه بیشتر از مدت وظیفه اعضای هیئت مدیره باشد، تعیین شده نمیتوانند و مثل اعضای هیئت مدیره عزل شان در هر وقت ممکن است. مدیریکه از بین سهمدران انتخاب و عزل گردیده باشد، نمی تواند ادعای خساره کند.

ماده 331

هیئت مدیره شرکت سهامی علاوه بر دفاتر تجارتی که به ترتیب آن مجبورند، مؤظف اند دفاتر ذیل را هم ترتیب دهند:

1- دفتر مخصوص سهمداران که در آن اسم، ولدیت، شهرت، عنوان و مسکن سهمداران قید باشد.

2- تادیات در مقابل سرمایۀ که در اول تشکیل شرکت داده شده و یا بعداً تزئید یافته باشد.

3- کتاب رویداد مجامع عمومی.

4- کتاب تصویبات هیئت مدیره.

ماده 332

اگر در اساسنامه راجع مقرری مامورین طور دیگری مقرر نباشد، انتخاب و مقرری آنها از وظایف هیئت مدیره است.

ماده 333

اگر یکی از اعضای هیئت مدیره یا نظار شرکت را افلاس کند و یا اهلیت قانونیه آنها سلب شود و یا به جنحه و جنایت محکوم گردند، صلاحیت شان در وارسی از امور شرکت ختم و عوض شان شخص دیگری انتخاب میشود.

ماده 334

هیئت مدیره میتواند صلاحیت و اقتداری را که دارند با اکثریت آراء به یک یا چند نفر خود تفویض نمایند.

 

—————————    قانون و مقررات افغانستان   —————————

 

حصه سوم : هیئت نظار

ماده 335

اگر در اساسنامه شرکت طور دیگری مقرر نشده باشد، هیئت نظار شرکتهای سهامی مرکب از دو نفر میباشند.

هیئت نظار از شرکاء و یا غیر شرکاء دفعۀ اول برای مدت یکسال از طرف مجمع عمومی تأسیس شرکت و بعداً برای حد اکثر سه سال از طرف مجمع عمومی انتخاب میشوند. هیئت نظاریکه مدت انتخاب شان به اختتام میرسد، مجدداً انتخاب شده میتوانند.

هیئت نظار به عضویت هیئت مدیره انتخاب شده نمیتوانند همچنان بصفت مامور معاملات شرکت را اداره کرده نمی توانند.

اعضای هیئت مدیره که وظایف ایشان خاتمه می یابد، تا وقتیکه از مجمع عمومی برائت حاصل ننمایند، عضو هیئت نظار انتخاب شده نمی توانند.

ماده 336

مجمع عمومی برای تدقیق بعضی موضوعات معینه میتواند هیئت نظار جداگانه انتخاب کند.

ماده 337

کسانیکه با اعضای هیئت مدیره خویشی و قرابت نسبی داشته باشند، مثل پدر، پسر، کاکا، ماما، خسر، داماد، عضو هیئت نظار انتخاب شده نمی توانند و اگر انتخاب شده باشند، مجبور به استعفاء میباشند.

ماده 338

اعضای هیئت نظار در هر زمان از طرف مجمع عمومی عزل و عوض ایشان دیگری نصب شده میتواند و اگر عضوی از بین سهمداران انتخاب گردیده باشد، نسبت به عزل خود دعوی خساره نمی تواند.

ماده 339

تعیین و تبدیل هیئت نظار از طرف هیئت مدیره به دایرۀ ثبت تجارت ثبت گردیده، اعلان میشود.

ماده 340

اگر یکی از اعضای هیئت نظار به علتی از علل از اجرای وظیفه بازماند، اعضای دیگر نظار برای رسیدگی به وظیفۀ او، تا موقع اولین اجتماع مجمع عمومی، یک عضو دیگر را انتخاب میکنند و در صورتیکه اعضای هیئت نظار مرکب از دو نفر باشند، عضو کمبود را محکمه تعیین و تا انعقاد اولین مجمع عمومی اجرای وظیفه میکند.

ماده 341

هیئت نظار به وظائف ذیل مؤظف میباشند:

1- به اتفاق اعضای هیئت مدیره تنظیم شکل بیلانس و تعیین چگونگی وضع سهام.

2- تدقیق جریان امور دفاتر شرکت اقلاً شش ماه یک مرتبه.

3- تفتیش خزانه شرکت اقلاً سه ماه یک مرتبه بصورت ناگهانی و غیر منتظره.

4- موجودی هر نوع اوراق قیمت دار که بصورت رهن یا تضمینات و یا بطور امانت در خزانه شرکت گذاشته شده باشد و تطبیق آن به دفاتر مربوطه اقلاً ماه یک مرتبه.

5- تدقیق رعایت مقررات اساسنامه راجع به دعوت و اجتماع مجمع عمومی.

6- تدقیق بیلانس سنوی.

7- نظارت اعمال اعضای هیئت مدیره در پرتو احکام قانون ومقررات اساسنامه شرکت.

8- دعوت مجمع عمومی عادی و یا فوق العاده در صورت اهمال هیئت مدیره.

9- حضور در مجالس عمومی.

10- نظارت معاملات تصفیه.

ماده 342

هیئت نظار مکلف است تا در اخیر هر سال مالی دوباره راپور و سایر اوراقیکه هیئت مدیره راجع به وضعیت شرکت و بیلانس و حسابات دیگر و توزیع مفاد ترتیب میکند، مطالعات خود را به مجمع عمومی بسپارد.

ماده 343

صلاحیت هیئت نظار که در مواد (335 و 342) درج است، به ذریعه اساسنامه شرکت تجدید شده نمیتواند.

ماده 344

هیئت نظار مجبورند در صورت ظهور عوامل مهم و فوری، مجمع عمومی را به اجتماع فوق العاده دعوت کنند.

ماده 345

هیئت نظار مکلف اند که وظایف خود را به حسن صورت اجراء نمایند و اِلاَّنزد مجمع عمومی مسئول میباشند، حق دعوی راجع به مسئولیت هیئت نظار از تاریخ ظهور مسئولیت بعد از مرور پنج سال ساقط میشود.

ماده 346

هر سهم دار راجع به امور شرکت بر علیه هیئت مدیره و مدیران شرکت میتواند به هیئت نظار مراجعه کند. هیئت نظارت مجبور است نسبت بموضوعی که به ایشان مراجعه شده، تحقیقات کنند.

اگر در نتیجۀ تحقیقات ادعاء صحت پیدا کند، کیفیت را در راپور سالانۀ خود به مجمع عمومی درج میکنند.

در صورتیکه مراجعین از ده فیصد سرمایه شرکت نمایندگی کنند، هیئت نظار مطالعات و نظریات خود را به نسبت واقعه، اعم از اینکه صحت دارد یا ندارد، در راپور درج مینماید و درصورتیکه لازم باشد، میتوانند مجمع عمومی را به اجتماع فوق العاده دعوت کنند.

مراجعینی که به هیئت نظار مراجعت میکنند، لازم است مقدار اسهامی را که معادل ده فیصد سرمایه شرکت باشد، به یک بانک معتبر بطور تضمین بگذارند این اسهام تا ختم اولین اجتماع مجمع عمومی در بانک حفظ میشود.

ماده 347

اعضای هیئت نظار میتوانند در مذاکرات هیئت مدیره حاضر شده پیشنهاداتی را که مناسب بدانند به هیئت مدیره و یا مجامع عادی و فوق العاده تقدیم دارند. ولی اعضای نظار در مجالس هیئت مدیره و مجامع عمومی حق رأی ندارند. ماده مادۀ335:

اگر در اساسنامه شرکت طور دیگری مقرر نشده باشد، هیئت نظار شرکتهای سهامی مرکب از دو نفر میباشند. هیئت نظار از شرکاء و یا غیر شرکاء دفعۀ اول برای مدت یکسال از طرف مجمع عمومی تأسیس شرکت و بعداً برای حد اکثر سه سال از طرف مجمع عمومی انتخاب میشوند.

هیئت نظاریکه مدت انتخاب شان به اختتام میرسد، مجدداً انتخاب شده میتوانند. هیئت نظار به عضویت هیئت مدیره انتخاب شده نمیتوانند همچنان بصفت مامور معاملات شرکت را اداره کرده نمی توانند.

اعضای هیئت مدیره که وظایف ایشان خاتمه می یابد، تا وقتیکه از مجمع عمومی برائت حاصل ننمایند، عضو هیئت نظار انتخاب شده نمی توانند.

ماده 336

مجمع عمومی برای تدقیق بعضی موضوعات معینه میتواند هیئت نظار جداگانه انتخاب کند.

ماده 337

کسانیکه با اعضای هیئت مدیره خویشی و قرابت نسبی داشته باشند، مثل پدر، پسر، کاکا، ماما، خسر، داماد، عضو هیئت نظار انتخاب شده نمی توانند و اگر انتخاب شده باشند، مجبور به استعفاء میباشند.

ماده 338

اعضای هیئت نظار در هر زمان از طرف مجمع عمومی عزل و عوض ایشان دیگری نصب شده میتواند و اگر عضوی از بین سهمداران انتخاب گردیده باشد، نسبت به عزل خود دعوی خساره نمی تواند.

ماده 339

تعیین و تبدیل هیئت نظار از طرف هیئت مدیره به دایرۀ ثبت تجارت ثبت گردیده، اعلان میشود.

ماده 340

اگر یکی از اعضای هیئت نظار به علتی از علل از اجرای وظیفه بازماند، اعضای دیگر نظار برای رسیدگی به وظیفۀ او، تا موقع اولین اجتماع مجمع عمومی، یک عضو دیگر را انتخاب میکنند و در صورتیکه اعضای هیئت نظار مرکب از دو نفر باشند، عضو کمبود را محکمه تعیین و تا انعقاد اولین مجمع عمومی اجرای وظیفه میکند.

ماده 341

هیئت نظار به وظائف ذیل مؤظف میباشند:

1- به اتفاق اعضای هیئت مدیره تنظیم شکل بیلانس و تعیین چگونگی وضع سهام.

2- تدقیق جریان امور دفاتر شرکت اقلاً شش ماه یک مرتبه.

3- تفتیش خزانه شرکت اقلاً سه ماه یک مرتبه بصورت ناگهانی و غیر منتظره.

4- موجودی هر نوع اوراق قیمت دار که بصورت رهن یا تضمینات و یا بطور امانت در خزانه شرکت گذاشته شده باشد و تطبیق آن به دفاتر مربوطه اقلاً ماه یک مرتبه.

5- تدقیق رعایت مقررات اساسنامه راجع به دعوت و اجتماع مجمع عمومی.

6- تدقیق بیلانس سنوی.

7- نظارت اعمال اعضای هیئت مدیره در پرتو احکام قانون ومقررات اساسنامه شرکت.

8- دعوت مجمع عمومی عادی و یا فوق العاده در صورت اهمال هیئت مدیره.

9- حضور در مجالس عمومی.

10- نظارت معاملات تصفیه.

ماده 342

هیئت نظار مکلف است تا در اخیر هر سال مالی دوباره راپور و سایر اوراقیکه هیئت مدیره راجع به وضعیت شرکت و بیلانس و حسابات دیگر و توزیع مفاد ترتیب میکند، مطالعات خود را به مجمع عمومی بسپارد.

ماده 343

صلاحیت هیئت نظار که در مواد (335 و 342) درج است، به ذریعه اساسنامه شرکت تجدید شده نمیتواند.

ماده 344

هیئت نظار مجبورند در صورت ظهور عوامل مهم و فوری، مجمع عمومی را به اجتماع فوق العاده دعوت کنند.

ماده 345

هیئت نظار مکلف اند که وظایف خود را به حسن صورت اجراء نمایند و اِلاَّنزد مجمع عمومی مسئول میباشند، حق دعوی راجع به مسئولیت هیئت نظار از تاریخ ظهور مسئولیت بعد از مرور پنج سال ساقط میشود.

ماده 346

هر سهم دار راجع به امور شرکت بر علیه هیئت مدیره و مدیران شرکت میتواند به هیئت نظار مراجعه کند. هیئت نظارت مجبور است نسبت بموضوعی که به ایشان مراجعه شده، تحقیقات کنند.

اگر در نتیجۀ تحقیقات ادعاء صحت پیدا کند، کیفیت را در راپور سالانۀ خود به مجمع عمومی درج میکنند.

در صورتیکه مراجعین از ده فیصد سرمایه شرکت نمایندگی کنند، هیئت نظار مطالعات و نظریات خود را به نسبت واقعه، اعم از اینکه صحت دارد یا ندارد، در راپور درج مینماید و درصورتیکه لازم باشد، میتوانند مجمع عمومی را به اجتماع فوق العاده دعوت کنند.

مراجعینی که به هیئت نظار مراجعت میکنند، لازم است مقدار اسهامی را که معادل ده فیصد سرمایه شرکت باشد، به یک بانک معتبر بطور تضمین بگذارند این اسهام تا ختم اولین اجتماع مجمع عمومی در بانک حفظ میشود.

ماده 347

اعضای هیئت نظار میتوانند در مذاکرات هیئت مدیره حاضر شده پیشنهاداتی را که مناسب بدانند به هیئت مدیره و یا مجامع عادی و فوق العاده تقدیم دارند. ولی اعضای نظار در مجالس هیئت مدیره و مجامع عمومی حق رأی ندارند.

 

—————————    قانون و مقررات افغانستان   —————————

 

حصه چهارم : مجمع عمومی

ماده 348

اجتماع مجمع عمومی شرکتهای سهامی یا بطور عادی و یا بصورت فوق العاده میباشد. اجتماع عادی بعد از ختم هر دوره حسابیه در ظرف چهارماه و اقلاً در سال یکبار انعقاد مییابد.

درین اجتماع بموجب مادۀ (358) در اطراف موضوعاتیکه درج آنها در آجندا لازم است، بحث و مذاکره میشود و در صورت لزوم، مجمع عمومی به اجتماع فوق العاده دعوت میشود.

ماده 349

دعوت مجمع عمومی برای اجتماع عادی و اجتماع فوق العاده به هیئت مدیره مربوط است. هیئت نظار هم میتواند بموجب مادۀ (344) مجمع فوق العاده را دعوت به انعقاد کند.

ماده 350

اگر در اساسنامه طور دیگر قید نشده باشد، مجمع عمومی در محلیکه مرکز شرکت است به اجتماع دعوت میشود.

ماده 351

اگر در اساسنامه طور دیگری قید نشده باشد، ارباب سهام در مجامع عمومی به تناسب سهم خود حق رای دارند. سهمدارانیکه مالک سهم معینه نباشند، میتوانند بطور مشترک اسهام خود را به حد نصاب رسانیده از بین خویش شخصی را کتباً نماینده معرفی و در مذاکرات مجمع عمومی اشتراک کنند.

ماده 352

برای تشکیل مجامع عمومی (به استثنای موضوعاتیکه درین قانون مقرر شده) نصابیکه اساسنامه آنرا تعیین میکند، معتبر است ولی مشروط بر این که این نصاب از 1بر 4 حصۀ سرمایه کمتر نباشد.

اگر نصاب در اجتماع اول حاصل شده نتواند، به فاصله 15 روز مجمع دوباره به اجتماع دعوت میشود. سهمدارانیکه در اجتماع دوم حضور بهم میرسانند، در مذاکرات اعطاء رای صلاحیت دارند. تصاویب به اکثریت آراء (چه اصالتاً باشد و چه وکالتاً) معبتر است.

ماده 353

هیچ یکی از سهمداران به موضوعیکه شخصاً ذیعلاقه باشد، حق رای ندارد.

ماده 354

سهمدارانیکه اقلاً دارای بیست فیصد سهام شرکت باشند، میتوانند تقاضای کتبی و مستند در انعقاد مجمع عمومی بدهند. هیئت مدیره مکلف است که بموجب این تقاضا مجمع عمومی را به اجتماع فوق العاده دعوت کند.

درینصورت موادیکه مذاکرۀ آن تقاضا شده است، به آجندای مجلس داخل میشود. ممکن است در اساسنامه مقرر شود که سهمدارانیکه ده فیصد از سرمایه شرکت را نمایندگی کنند هم بتوانند این حق را در احضار مجمع عمومی استعمال نمایند.

ماده 355

در صورتیکه به تقاضای کتبی سهمداران طبق مادۀ (354) از طرف هیئت مدیره و یا بموجب مادۀ (346) از طرف هیئت نظار ترتیب اثر داده نشود، محکمه تجارتی محل شرکت میتواند به اثر مراجعه سهمدران مذکور مجمع عمومی را دعوت و موضوعاتی را که خواهش نموده اند، جزو آجندا قرار دهد درینصورت، در اعلان اجتماع باید اجازه محکمه هم تصریح گردد.

در حال مراجعه به محکمه هم حکم فقره اخیر مادۀ (346) تطبیق میشود.

ماده 356

دعوت مجمع عمومی برای اجتماع به ترتیب و شکلیکه در اساسنامه ذکر شده اجراء میشود و اقلاً یکماه قبل از زمان اجتماع به سهمداران اطلاع داده میشود.

ماده 357

برای اینکه مالکین سهام بی اسم بتوانند در مجمع عمومی رای بدهند، لازم است که سهام و اسناد خود را ده روز قبل از روز اجتماع به شرکت بسپارند.

ماده 358

اعلانات و دعوت نامه های انعقاد مجمع عمومی لازم است که حاوی آجندای ذیل باشد:

1- قرائت راپورهاییکه از طرف هیئت مدیره و هیئت نظار ترتیب داده میشود.

2- تصدیق یا تعدیل یا رد بیلانس و حساب نفع و ضرر و پیشنهاد توزیع مفاد.

3- اگر طور دیگری تعیین نشده باشد، تعیین حق الزحمه و منافع اعضای هیئت مدیره و هیئت نظار.

4- انتخاب مجدد و یا تبدیل اعضای هیئت مدیره و نظاریکه مدت خدمت شان ختم شده باشد. موضوعاتیکه در آجندا قید نشده باشد، مورد مذاکره قرار داده نمیشود.

تبصره :

در صورت لزوم، مواد دیگری هم درج آجندا شده میتواند.

ماده 359

هر سهمداریکه حق رأی داشته باشد میتواند قبل از ده روز اجتماع مجمع، دفتر دارایی و حساب نفع و ضرر و بیلانس و راپور های هیئت نظار و هیئت مدیره را در مرکز شرکت تدقیق کرده و نقل راپور و بیلانس را اخذ کند.

تبصره:

ممکن است راپور هیئت مدیره و نظار با بیلانس و حساب نفع و ضرر قبلاً چاپ و حین انعقاد مجمع به سهمداران توزیع گردد.

ماده 360

در اجتماع مجمع عمومی جدولی ترتیب میشود که اسامی و محل اقامت و مقدار سهام سهمداران و یا وکلای شانرا که حاضر شده اند، نشان بدهد. این جدول از طرف رئیس و منشی امضاء شده و در جزء دیگر اوراق مجمع به دوسیه مخصوصی حفظ میگردد.

ماده 361

رئیس مجمع از طرف خود مجمع عمومی انتخاب میشود.

ماده 362

در اثر درخواست اکثریت سهمداران و یا اقلیتی که دهم حصۀ سرمایه شرکت را نمایندگی کند، مذاکره راجع به بیلانس برای (15) روز به تعویق انداخته شده میتواند.

ماده 363

یک نقل تصویبات مجمع عمومی عادی و فوق العاده با جدول اسامی سهمدارانیکه قرار مادۀ (360) به اجتماع حاضر شده اند و اسناد مثبته دعوت که مجمع به قرار قانون منعقد شده ترتیب گردیده و با رویداد مجلس برای ثبت در دایرۀ ثبت تجارتی ارسال میگردد.

ماده 364

اگر سهمدارانیکه دارای ده یک سرمایه شرکت باشند، ادعا کنند که در تأسیسات شرکت و یا معاملات آن سوء استعمالات وجود دارد یا احکام قانون و مقررات اساسنامه شرکت اخلال میشود، میتوانند برای تحقیق آن از مجمع عمومی تقاضا کنند که هیئت نظار خصوصی تعیین شود.

درصورت رد این تقاضا از مجمع عمومی، میتوانند به محکمه رجوع کنند ولی درینصورت لازم است که مصارف لازمه را قبلاً تأدیه و سهامی را که مالک اند، به یک بانک معتبر تودیع نمایند.

درصورتیکه این درخواست از طرف محکمه رد گردد و یا با درنظر گرفتن نتایج تحقیقات بی مورد دیده شود، سهمدارانیکه سؤنیت ایشان در این امر به ثبوت برسد، برای ضرریکه شرکت ازین حیث متحمل گردیده باشد، جمعاً مسئول اند.

ماده 365

تصدیق بیلانس از مجمع عمومی متضمن برائت اعضای هیئت مدیره وهیئت نظار است. با اینهم، اگر در مندرجات بیلانس غموض و پیچیدگی وجود داشته باشد، اعضای هیت مدیره و نظار نمیتوانند با تصدیق آن از طرف مجمع برائت حاصل کنند.

ماده 366

تصویباتیکه از طرف مجمع عمومی بعمل می آید، راجع به شرکاییکه در اجتماع حاضر نباشند و یا رای مخالف بدهند نیز معتبر است.

ماده 367

بر علیه تصویبات مجمع عمومی (که مغایر احکام صریحه قانون و یا اساسنامه شرکت باشد) از تاریخ صدور الی سه ماه میتوان به محکمۀ که در محل شرکت بوده و به فیصله معاملات تجاریه مکلف باشد، مراجعت و اعتراض کرد.

حق اعتراض عاید است به :

1- سهمدارانیکه در اجتماع حاضر بوده لیکن با تصویب مخالف و مخالفت خود را به ورقه رویداد درج کرده اند یا بصورت غیر قانونی از دادن رای محروم شده باشند و یا دعوت به اجتماع بصورت قانونی بعمل نیامده باشند.

2- هیئت مدیره.

3- هر یکی از اعضای هیئت مدیره و هیئت نظار درصورتیکه تصویب برایشان موجب تولید مسئولیت گردد، اگر اعتراضات از تصویب عمومی متعدد باشد، محاکمۀ آنها واحد است و بنابرین تا ختم مدت اعتراض رسیدگی به شکایات معطل میشود.

محکمه به اثر درخواست علاقمندان میتواند از اعتراض کنندگان ضماناتی را در مقابل ضرر احتمالی شرکت تقاضا کند.

تعیین مقدار ضمانات مربوط به محکمه است، اگر اعتراض از جانب هیئت مدیره باشد، از طرف شرکت هیئت نظار نمایندگی میکند.

ماده 368

در صورت اعتراض بر علیه تصویب مجمع بر طبق مادۀ (367)، محکمه میتواند بعد از خواستن توضیح از اعضای هیئت مدیره و هیئت نظار اجرای تصویب را که بر علیه آن اعتراض واقع شده باشد، تأخیر کند.

ماده 369

حکم محکمه راجع به فسخ تصویبی که مورد اعتراض است، بعد از آنکه صورت قطعیه را بخود بگیرد، دربارۀ تمام سهمداران معتبر شمرده میشود. هیئت مدیره مجبور است تا یک نقل حکم مذکور را فوراً ثبت و اعلان کند.

ماده 370

اگر ثابت شود که اعتراض اشخاص بر علیه تصویب مجمع عمومی بنابر سؤ نیت بوده است، از ضرر و خسارۀ که ازین سبب به شرکت وارد میشود، اشخاص مذکور جمعاً مسئول اند.

ماده 371

اگر در اساسنامه خلاف آن مقرر نشده باشد، مجمع عمومی میتواند مقررات اساسنامه را تعدیل کند ولی در تزئید سرمایه شرکت و تبدیل تابعیت اتفاق آراء سهمدران شرط است.در مذاکرات اجتماعاتیکه برای تعدیل اساسنامه بعمل می آید، شخصیکه مالک یک سهم هم باشد، حق اشتراک و رای دارد.

اگر در اساسنامه قیدی بر خلاف این امر باشد، معتبر نیست. اشخاصیکه دارای زیادتر از یک سهم باشند اگر در اساسنامه بر خلاف آن هم مقرر شده باشد، آراء به تناسب اسهام معتبر خواهد بود.

ماده 372

در اجتماعات مجمع عمومی که مربوط به تبدیل موضوع معامله و یا نوع شرکت باشد، حضور سهم دارانیکه اقلاً از سه ربع سرمایه شرکت نمایندگی کنند، شرط است.

برای اعتبار تصویباتیکه در این اجتماعات اتخاذ میشود، اتفاق دو ثلث آرائیکه اصالتاً و یا وکالتاً داده شود، ضروریست.

اگر در اجتماع اول حضور نمایندگی سه ربع سرمایه ممکن نشود، هیئت مدیره میتواند بار دوم مجمع عمومی را دعوت کند. این دعوت مجمع در ظرف پانزده روز در جراید اعلان میشود و درین مرتبه حضور تعداد ارباب سهامیکه نصف سرمایه را نمایندگی کنند، کافیست.

در اعلانات و دعوتنامه هائیکه برای دعوت به اجتماع به مالکین سهام با اسم تحریر میگردد، رویداد مذاکرات و تاریخ انعقاد و نتیجه مذاکرات سابقه هم درج میشود.

اگر نصاب مذاکره در اجتماع دوم هم کامل نگردد، اجتماع سوم در داخل مدت اجتماع دوم به انعقاد دعوت میشود.

برای این اجتماع حضور و نمایندگی از ثلث سرمایه شرکت کافیست، ولی برای اعتبار تصویبات شرط است که دو ثلث آرائیکه اصالتاً یا وکالتاً حاضر شده اند، رای داده باشند.

ماده 373

تصویبی که از طرف مجمع عمومی راجع به تعدیل مواد اساسنامۀ شرکت بعمل می آید، قبل از ثبت و اعلان به محکمۀ تجارتی محلی که مرکز شرکت باشد، معتبر نیست.

ماده 374

در صورتیکه مجمع عمومی برای تعدیل مواد اساسنامه دعوت به اجتماع میشود، باید متن تعدیل هم به موجب مادۀ (356) به علاقه مندان اعلان شود.

ماده 375

تاوقتی که سرمایه ابتدائی شرکت تأدیه نشده، مجمع عمومی نمیتواند به صدور سهام جدید و تزئید سرمایه تصمیم بگیرد.

ماده 376

در صورتیکه مجمع عمومی دربارۀ تزئید سرمایۀ شرکت با صدور سهام جدید تصمیم بگیرد، اسناد مربوطه پس از تکمیل مراسم قانونیه با یک بیان نامه مشترک هیئت مدیره و هیئت نظار به وزارت اقتصاد ملی سپرده شده، پس از تصدیق مقام وزارت مراتب به محکمه تجارتی ثبت و اعلان میشود.

ماده 377

در صورتیکه بدل سهام جدید جنس باشد، بموجب مقرراتیکه درین باره در ابتدای تأسیس شرکت پیش بینی شده اجراء میشود.

ماده 378

اگر تزئید سرمایه مطابق احکام قانون بعمل نیامده باشد، بی اثر بوده و هیئت مدیره و نظار در مقابل شرکت و اشخاص ثالث از این حیث جمعاً مسئول شمرده میشوند.

ماده 379

اگر در تصویب مجمع عمومی راجع به تزئید سرمایه ممانعتی موجود نباشد، هر یکی از سهمداران میتوانند از سهام جدید به تناسب سهمی که در سرمایه شرکت دارند، به اخذ سهام بپردازند.

هیئت مدیره سهام صادره را که به سهمداران داده میشود، اعلان میکند و در اعلان راجع به قبول و یا رد سهمداران یک مدتیکه کم از چهار هفته نباشد، تعیین میشود.

ماده 380

تصویبی که از طرف مجمع عمومی راجع به تنقیص سرمایه به عمل می آید، باید ترتیب و طرز اجرای تنقیص را هم دربر داشته باشد.

ماده 381

بعد از اعلان و ثبت تصویب مجمع عمومی راجع به تنقیص سرمایه، دائنین ذریعه سه مرتبه اعلان در جراید دعوت میشوند.

علاوتاً، به داینینی که نزد شرکت معلوم اند، دعوت نامه های علیحده هم فرستاده میشود.

قبل از ختم تاریخ اعلان اخیر، دائنینی که طلبات ایشان ثابت شود، درصورت درخواست، قروض ایشان پرداخته میشود. برای تصفیه معاملات به داینین از تاریخ اعلان تنقیص تا مرور دو سال به سهمداران تأدیه بعمل نمی آید.

ماده 382

در تنقیص سرمایه اگر تنزیل سهام بطور مبادله یا تاپه نمودن و یا صورت دیگری مناسب دیده شده باشد، این ترتیب اعلان میشود:سهامی را که با وجود اطلاع آورده نشده باشد، ممکن است ابطال نمود.

ولی در اعلانیکه در مورد اعاده سهام به شرکت بعمل می آید، باید صریحاً راجع به ابطال اخطار داده شود.

ماده 383

بعد از آنکه معاملات راجع به تنقیص سرمایه انجام یافت، کیفیت از طرف هیئت مدیره به دایرۀ ثبت تجارت ثبت و اعلان میگردد.

 

—————————    قانون و مقررات افغانستان   —————————

 

حصه پنجم : اسناد سهم

ماده 384

سندات سهم با اسم و یا بی اسم میباشد.

ماده 385

قبل از ثبت شرکت سندات سهم و یا اسناد مؤقتیکه عوض اسناد اسهام میباشند، نباید صادر شود.

ماده 386

در صورتیکه خلاف آن در اساسنامه شرکت مقرر نشده باشد، لازم است که سندات سهم با اسم باشد.

ماده 387

اگر در اساسنامه شرکت شرطی راجع به تبدیل نیافتن سهام با اسم به سهام بی اسم و یا بالعکس درج گردیده باشد، معتبر است.

ماده 388

برای تبدیل سهام با اسم به اسهام بی اسم شرط است که تمام قیمت آن پرداخته شده باشد و اگر قیمت سهام یا اسم از قیمت محرزه آن زیاد باشد، مبلغ زاید باید اخذ شود.

ماده 389

سندات سهمیکه قیمت آن تماماً پرداخته نشده باشد و اسناد مؤقتیکه قبل ازسندات سهم به سهم داران برای معلوم ساختن حق اشتراک ایشان داده میشود، باید که با اسم باشد.

ماده 390

هر سند سهم در مقابل شرکت غیر قابل تقسیم است. اگر ملکیت سند سهم متعلق به چند نفر باشد، میتوانند حقوق خود شانرا در مقابل شرکت تنها بواسطه تعیین وکیل تثبیت کنند.

ماده 391

سندات سهم باید دارای امضای شخصی باشد که به نام شرکت صلاحیت امضاء را دارد. در سند سهم عنوان شرکت، تاریخ اعلان تأسیس و تعداد سندات سهم با مقدار سرمایه شرکت و قیمت های سهام قید شود، امضاء بشکل تاپه یا مهر هم مجاز است.

ماده 392

هر سند سهم باید اقلاً (صد) افغانی قیمت داشته باشد. سند صدور سند سهم کمتر از یکصد افغانی مجاز نیست مگر بشرطیکه در اساسنامه طور دیگری مقرر شده باشد.

ماده 393

در سندات سهم با نام باید اسم، پیشه و مسکن مالک نوشته شده و از طرف شرکت در دفتر مخصوص قید شود.

ماده 394

اگر بر خلاف آن در اساسنامه شرکت پیش بینی نشده باشد، سندات سهم با نام را میتوان بدون موافقت شرکت بدیگری انتقال داد.

ماده 395

سند سهم با نام را میتوان با ظهر نویسی و یا با سند تحریری جداگانه بدیگری انتقال داد و برای اعتبار این انتقال به مقابل شرکت و اشخاص ثالث لازم است که از طرف شرکت به دفتر مخصوص قید شود و قید در اثر نشان دادن سند سهم و یا سند انتقال از طرف گیرندۀ سهم عملی میشود.

ماده 396

تصاحب و انتقال سندات سهم بی نام در مقابل شرکت و اشخاص ثالث تنها به تصرف معتبر شناخته میشود.

ماده 397

سهمداریکه قیمت یک سند سهم را تأدیه نمیکند، از روزیکه لازم الاداء میباشد، به پرداخت تکت پولی قانونی آن خسارۀ که ازین حیث به شرکت وارد شده باشد مجبور است.

مقرره ایکه راجع به تأدیه یک مبلغ معین بنام جبران خساره از رهگذر معطلی پرداخت قیمت سندات سهم در اساسنامۀ شرکت مندرج باشد، معتبر است.

ماده 398

در صورتیکه یک سهمدار قیمت سهم خود را تماماً و یا قسماً در وقت معین آن نپرداخته باشد، اگر در اساسنامه شرکت مقرراتی وجود نداشته باشد، هیئت مدیره میتواند به قرار آتی اقدام نماید:

سهمدارانیکه در پرداخت قیمت اسناد سهم تأخیر کنند، برای ایشان در روزنامه ها دو اخطار در ظرف یکماه داده میشود. هر اخطار به فاصله 15 روز که در هر مرتبه سه روز متوالیاً نشر شود بعمل می آید.

اگر از تاریخ اعلان اخیر در ظرف یکماه قیمت پرداخته نشود، به سهمدار مذکور دو اخطار دیگر به فاصله های ده روز ابلاغ میشود که در صورت عدم پرداخت، تمام حقوق اشتراک خود را از دست خواهد داد.

سهمدارانیکه در وقت معینه پول را نپردازند اگر در اساسنامه بر خلاف آن مقرر نشده باشد، حق اشتراک را ضایع میکنند. این کیفیت هم بصورت جداگانه اعلان میشود.

بعد از اجرای این ترتیب شرکت اسهام مربوطه را به قیمت بورس و یا بطور مزایده به فروش رسانده، اسناد سابق را باطل و عوض آن اسناد جدید اعطا مینماید.

در این اسناد مبالغ تأدیه شده و اقساط باقیمانده درج میگردد اگر مبلغ تحصیل شده از درک فروش اسناد سهمیکه بموجب این ماده فروخته میشود از مبلغ معین سند مذکور کم باشد، فرق آن از مالک اول سند گرفته میشود.

ماده 399

در حال فروش یک سند سهم با نامیکه قیمت آن تماماً پرداخته نشده باشد، مالک اول و کسانیکه بعداً سند را خریده اند از مبلغ باقی سند مذکور در مقابل شرکت جمعاً مسئول میباشند. مسئولیت انتقال دهندگان از تاریخ درج انتقال در دفتر شرکت بعد از سه سال ساقط میشود. قبل از پرداخت بقیه مبلغ سند سهم، انتقال دهنده حق دارد به یکی از انتقال دهندگان بعد از خود و یا آخرین دارندۀ سند برای مبلغی که تأدیه نموده است، رجوع کند.

ماده 400

قبل از تشکیل قطعی شرکت سهامی انتقال سندات سهم بدیگری جائز نیست.

ماده 401

انتقال سندات سهمی که مقابل جنس داده شده باشد، بعد از مرور دو سال از تشکیل شرکت ممکن است.

ماده 402

اگر یک سند سهم و سند مؤقتی طوری پوسیده و خراب شده باشد که استعمال آن غیر ممکن ولی مندرجات اصلی و علامۀ فارقه آن بلا تردد قابل فهم باشد، صاحب آن حق دارد با پرداخت مصارف از شرکت سند سهم و سند مؤقت جدید طلب نماید.

 

—————————    قانون و مقررات افغانستان   —————————

 

حصه ششم : اسناد قرض

ماده 403

شرکت های سهامی میتوانند استقراض کنند. استقراض بموجب اسنادیکه دارای قیمت مساوی و عبارت واحد باشد بعمل می آید.

ماده 404

تا زمانیکه قیمت اسناد قرض صادره تماماً استیفاء نشده، هیچگونه اسناد قرض دیگر صادر شده نمیتواند.

ماده 405

اسناد قرضیکه شرکتهای سهامی صادر میکنند، نباید از مقدار تأدیه شده سرمایه و دارایی شرکت که بموجب آخرین بیلانس تصدیق شده معلوم شده تجاوز کند.

ماده 406

اگر چه در اساسنامه شرکت سهامی برای صدور اسناد قرض اجازه داده شده باشد، مع ذالک تصویب مجمع عمومی نیز لازم است. برای اعتبار این تصویب نصاب مذاکره و اکثریت مندرجۀ قسمت اول مادۀ (372) شرط است.

این تصویب باید به دفتر ثبت تجارت ثبت و اعلان شود.

ماده 407

هیئت مدیره که برای نشر اسناد قرض اقدام میکند، باید بیان نامه به شرح ذیل نشر نماید:

1- اسم، موضوع، مرکز و مدت دوام شرکت.

2- اندازه سرمایه شرکت.

3- تاریخ اساسنامه شرکت و اگر در آن تعدیلات بعمل آمده باشد، تاریخ های آن با تاریخ هایی که اعلان شده.

4- وضعیت مالی شرکت نظر به بیلانس مصدقه.

5- مجموع قیمت اسناد قرض و صورت تأدیه به شرکت با قیمت هر سند، مقدار تکت پولی، نوعیت سند از لحاظ با نام و یا بی نام بودن، صورت و زمان ادای قرض از طرف شرکت.

6- تاریخ ثبت و اعلان تصویبیکه راجع به صدور اسناد قرض از طرف مجمع عمومی شده باشد.

7- اگر اموال منقوله و غیر منقوله شرکت بسبب اسناد قرض که قبلاً صادر گردیده باشد و یا بسبب دیگری تحت رهن و یا تضمین نشان داده شده باشد، این بیان نامه باید اقلاً پانزده روز قبل از صدور اسناد قرض، نشر و اعلان گردد.

ماده 408

در ورقه تعهد خریداری اسناد قرض شرایط بیان نامه مادۀ (407) درج میگردد.

ماده 409

در اسناد قرض علاوه از مندرجات بیان نامه، قیمت و شرایط تأدیه تکت پولی هم درج میشود. سند قرض باید اقلاً از طرف دو عضو هیئت مدیره امضاء شود.

ماده 410

اعضای هیئت مدیره که مخالف احکام مربوطه به قرض رفتار کنند، در مقابل اشخاص ذیعلاقه جمعاً مسئول اند.

ماده 411

قبل از اجتماع مجمع عمومی مالکین اسناد قرض هیئت مدیره باید یک جدول اسناد قرض متداوله را برای تدقیق مالکین اسناد تهیه کنند.

ماده 412

در شرکت سهامی برای قید سند قرض با نام یک دفتر ثبت ترتیب داده میشود.

ماده 413

هیئت مدیره و هیئت نظار عندالایجاب میتوانند مالکین اسناد قرض را مثل مجمع عمومی دعوت به اجتماع نمایند. مالکین اسناد قرض که مالک پنج یک قیمت اسناد قرض متداول باشند، میتوانند انعقاد مجمع عمومی مالکین اسناد قرض را تقاضا کنند.

هیئت مدیره و نظار مکلف اند که به تقاضای آنها ترتیب اثر بدهند، دعوت مالکین اسناد قرض تابع به احکام مخصوص دعوت به اجتماع عمومی سهمداران است.

ماده 414

مجمع عمومی مالکین اسناد قرض صلاحیت دارند که در موارد ذیل ابراز رای و تصویب نمایند:

1- تنقیص یا رفع و یا الغای تضمینات مخصوصه سند قرض.

2- تمدید میعاد تکت پولی، تنزیل مقدار و یا تعدیل شرایط تأدیه تکت پولی.

3- تمدید مدت و تعدیل شرایط استهلاک قرض.

4- اخذ و قبول سندات سهامی بعوض اسناد قرض.

5- تعین یک و یا چند نفر وکیل برای رسیدگی در موارد فوق.

ماده 415

برای اینکه مقررات حصۀ 1- 2- 3- 4- ماده (414) در حق مالکین اسناد قرض معتبر باشد، باید دو ثلث ارباب اسناد تصویب نمایند، در فقره پنجم مادۀ مذکور رای مالکین که نصف اسناد قرض را تمثیل کنند، کافیست.


حصه هفتم : ضیاع اسناد سهم و اسناد قرض

ماده 416

شرکت هاییکه سهام بی نام و اسناد قرض بی نام صادر کرده باشند قیمت و منافع را تنها بحامل اعطا کرده می توانند.

ماده 417

اگر سند سهم و یا سند قرض بی نام به علتی از علل از نزد حامل مفقود شود و به شرکت صادر کننده ذریعه شعبه ثبت محکمه تجارت عدم اجرای تأدیه کتباً تقاضا و هر نوع مسئولیت تأخیر تأدیه قبول شود، شرکت از تأدیه خودداری خواهد نمود.

اگر از تاریخ اطلاع الی بیست روز تصویبی راجع بر منع تأدیه از طرف محکمه تجارتی به شرکت تبلیغ نمیگردد، تقاضای مذکور بی اثر است.

ماده 418

تقاضای تحریری باید محتوی تفصیلات ذیل باشد:

1- عدد قیمت و نمبر های اسناد سهم و اسناد قرض.

2- اگر نشر اسناد قرض و سهم متعدد باشد تذکر آن.

3- کیفیت مفقودی و اگر ممکن باشد، زمان و مکان اخذ تکت پولی و یا مفاد.

ماده 419

شخصیکه بموجب مادۀ (418) ذوالیدی او از سند سهم و یا سند قرض زایل میشود، درصورتیکه به محکمه تجارتی محل شرکت مراجعت کند، محکمه دلایل صحت ادعای او را استیضاح میکند.

اگر قرائن موجوده درین باب کافی باشد، شرکت را از تادیات منع و قرار خود را در جراید اعلان میکند. اگر در ظرف دو سال از تاریخ اعلان شخصی پیدا و به محکمه تجاریه مراجعه کند، محکمه بآن رسیدگی کرده، فیصله لازم صادر میکند.

اگر در ظرف مدت مذکور شخصی دعوی نکند، محکمه به اثر مراجعه کسیکه ادعای زوا ل ذوالیدی سند سهم و سند قرض را نموده امر به اعطای تکت پولی یا مفاد مینماید و نامبرده بحیث مالک شناخته میشود. این تصویب بعد از اعلان لازم الاجراء است.

ماده 420

دعوای استحقاق به سبب سلب ذوالیدی اسناد سهم و اسناد قرض بی نام صرف علیه شخصی اقامه میشود که سندات مذکور را یافته و یا دزدی کرده و یا دانسته از شخصیکه حامل حقیقی آن نیست، گرفته باشد.

 

ماده 421

شخصیکه اسناد سهم و اسناد قرض با نام خود را از دست داده باشد و با مراجعه به شرکت مربوطه خواهان مثنی شود، درصورتیکه از روی ثبت شخص صاحب حقیقی سند سهم و یا سند قرض ثابت شود، بموجب تصویب هیئت مدیره مثنی داده میشود.

ماده 422

تمام مصارفیکه برای سند سهم و یا سند قرض که ذو الیدی آن زایل شده لازم میشود. با مصارفیکه نسبت اعطای (مثنی) از طرف شرکت مطالبه میشود، عاید به مالک سند است.

 

—————————    قانون و مقررات افغانستان   —————————

 

حصه هشتم : انحلال و تصفیه شرکت های سهامی ( انونیم )

ماده 423

شرکتهای سهامی درصورت وقوع یکی از علل ذیل منحل میشود:

1- ختم مدت معینه.

2- حصول مقصد شرکت و یا سلب امکان آن.

3- بموجب مادۀ (314) ضیاع دو ثلث سرمایه شرکت.

4- در صورتیکه مجموع سهمداران از پنج نفر کم شود.

5- ظهور سببیکه در اساسنامه موجب انحلال شمرده شده باشد.

6- اتحاد شرکت با شرکت دیگری.

7- افلاس شرکت.

8- تصویب انحلال شرکت از طرف مجمع عمومی به موجب حصۀ اول مادۀ (372).

ماده 424

اگر بعد از تشکیل قطعی شرکت تعداد سهمداران از پنج نفر کم شود و انحلال شرکت اعلان نگردد، هر شخص ذیعلاقه با مراجعه به محکمه میتواند انحلال شرکت را مطالبه کند.

ماده 425

داینین شرکت با مراجعه به محکمه میتوانند انحلال شرکتی را که دو ثلث سرمایه خود را ضایع کرده باشد تقاضا نمایند. اگر شرکت در مقابل طلبات داینین به محکمه تأمینات مقتضیه را بدهد، محکمه نمیتواند به انحلال شرکت حکم صادر کند.

ماده 426

اگر انحلال شرکت (غیر از افلاس) مستند بعلت دیگری باشد، موضوع از طرف هیئت مدیره سه مرتبه هفته یکبار اعلان میگردد که داینین تا مدت یکسال حقوق خود را از شرکت اخذ نمایند.

مبدأ این مدت از تاریخ نشر اعلان سوم است.

ماده 427

اگر یک شرکت سهامی غیر از افلاس بعلت دیگری منحل شده باشد، متعاقباً تصفیه میشود.

ماده 428

اگر مامورین تصفیه در اساسنامه شرکت پیش بینی نشده باشند، مجمع عمومی حین انحلال شرکت هیئت تصفیه را تعیین مینماید.

ماده 429

اگر مامورین تصفیه بموجب اساسنامه و یا تصویب مجمع عمومی تعیین نگردیده باشند، وظایف تصفیه از طرف هیئت مدیره اجراء میشود.

ماده 430

مامورین تصفیه که بموجب اساسنامه و یا تصویب مجمع عمومی تعیین میگردند و یا هیئت مدیره بموجب مادۀ (429) وظایف تصفیه را اجراء میکنند، از طرف مجمع عمومی قابل عزل و تبدیل اند.

همچنان محکمه میتواند در اثر مراجعه یک یا چند نفر شخص ذیعلاقه پس از رسیدگی مامورین تصفیه را عزل و یا تبدیل نماید.

ماده 431

دارایی شرکت منحل شده بعد از تسویه دیون به تناسب سهام بین سهمداران تقسیم میشود. اشخاصیکه از روی دفاتر و دیگر وثایق معتبر دائن دانسته میشوند، ذریعه مکتوب راجستری برای اخذ حقوق شان دعوت میگردند.

طلبات اشخاصیکه حاضر نمیشوند و یا حق ایشان هنوز مختلف فیه میباشد، به یک بانک معتبر تودیع میگردد.

مامورین تصفیه که مخالف هدایت فوق حرکت کنند و مبالغی را غیر حق بپردازند، شخصاً و جمعاً مسئول اند.

ماده 432

اوراق و دفاتر شرکت سهامی منحل شده در اختتام تصفیه به اثر مراجعه مامورین تصفیه و یا اشخاص ذیعلاقه از طرف محکمه مربوطه تجارتی در جاییکه لازم بداند، برای پانزده سال حفظ میشود.

ماده 433

احکام مواد (205) (206) (207) (208) (209) (210) (211) (216) (217) (218) (219) (220) (221) (222) (223) (224) (225) (226) (227) (228) (229) (230) (232) (233) (239) (240) (241) در شرکتهای سهامی نیز تطبیق میشود.

ماده 434

وظایفی که مطابق مادۀ (217) به مدیران سپرده شده است، در تصفیه شرکتهای سهامی از طرف هیئت مدیره ایفاء میشود.

ماده 435

شرکتهای سهامی بعد از انحلال نیز تا انجام معاملات تصفیه موجود شمرده میشوند.

و اگر هیئت تصفیه لازم ببیند میتواند مجمع عمومی را برای تصویب امور مربوطه به اجتماع دعوت کند.

ماده 436

مامورین تصفیه وضعیت حاضره شرکت را تدقیق و دفتر دارایی و بیلانس را ترتیب نموده برای تصویب به مجمع عمومی تقدیم میدارند.

ماده 437

در ختم کار مامورین تصفیه مؤظفند که یک حساب نهائی و قطعی ترتیب و به مجمع عمومی بسپارند.

ماده 438

مامورین تصفیه مکلفند که وظایف خود را در ظرف یک سال به انجام رسانند.

اگر اکمال معاملات تصفیه در ظرف یک سال ممکن نباشد، مامورین تصفیه باید در اخیر سال نتایج تصفیه را با اسبابیکه مانع اکمال تصفیه شده به مجمع عمومی ابلاغ و برای ادامه عمل تصفیه تصویب حاصل نمایند.

ماده 439

مامورین تصفیه در فروش اموال بطور عمده فروشی مکلف به اخذ تصویب مجمع عمومی میباشند.

ماده 440

دارایی خالص شرکت در بین سهمداران به تناسب مبالغیکه پرداخته اند تقسیم میشود.

راجع به سهام ترجیحی و امتیازی (اگر قمیت سهم امتیازی تأدیه نشده باشد) اگر در اساس نامه پیش بینی نشده باشد، به قرار تصویب مجمع عمومی رفتار میشود.

ماده 441

اگر انحلال شرکت سهامی در اثر اتحاد با یک شرکت دیگر صورت گرفته باشد، احکام آتیه تطبیق میشود:

1- امور اداره به شرکتی که جدیداً در نتیجۀ اتحاد تشکیل یافته مربوط است، اما لازم است که دارایی شرکت منحل شده تا وقتیکه تادیۀ طلبات دائنین مستقلاً اداره و تصفیه شود.

2- صلاحیت محکمه که شرکت منحل شده تا زمان اتحاد تابع آن بوده، الی مدتیکه دارایی این شرکت جداگانه اداره میشود نیز دوام میکند.

3- اعضای هیئت مدیره شرکت جدید تا اجرای حکم فقرۀ اول این مادۀ برای ادارۀ امور شرکت شخصاً و جمعاً مسئول اند.

4- موضوع انحلال شرکت به دایرۀ ثبت تجارتی ثبت و اعلان میشود.

5- اموال دو شرکت متحده تا مرور مدت معینه مادۀ (438) به یکدیگر ممزوج نمی شود.

 

—————————    قانون و مقررات افغانستان   —————————

 

حصه نهم : حساب نفع و ضرر

ماده 442

در توزیع منافع اقلاً پنج فیصد آن بنام سرمایه احتیاطی برای جبران ضررهای احتمالی شرکت نگهداشته میشود.

سرمایه احتیاطی که باینصورت جمع میشود (اگر در اساسنامه راجع به زیادت آن صراحتی موجود نباشد) بعد از آنکه به ربع سرمایه شرکت برسد، دیگر مبلغی نگهداشته نمیشود.

اگر قیمت سهام از قیمت های معینه آنها زیادتر باشد، زیادگی قیمت نیز ممکن است به سرمایه احتیاطی علاوه شود.

بعد از آنکه سرمایه احتیاطی به مقداریکه در اساسنامه و یا قانون تعیین گردیده برسد، باز به هر سببی که باشد تناقض کند، مطابق ترتیب متذکره فقره اول تا وقت اکمال نقصان دوباره به نگهداشت منافع ادامه داده میشود.

ماده 443

تا زمانیکه ضررهای شرکت جبیره نشود و مبلغ سرمایه احتیاطی بموجب مادۀ (442) وضع نگردد، منافع توزیع نمیشود. منافعیکه مخالف این حکم توزیع گردد، غیر حقیقی محسوب شده و احکام مادۀ (444) راجع به آن تطبیق میشود.

ماده 444

اگر مفاد از روی سوء نیت از (قبیل عدم موجودیت بیلانس و یا نشان دادن مفاد غیر حقیقی در بیلانس) توزیع گردیده باشد، مسترد میشود. حق دعوی استرداد منافع غیر حقیقی بعد پنج سال از مدتیکه در اساسنامه برای توزیع منافع معین است، ساقط میگردد.

ماده 445

برای سند سهم ذریعه اساسنامه شرکت و یا تصویب مجمع عمومی تکت پولی قبول و تعیین نمیشود، لیکن به سهمداران شرکت هاییکه موضوع فعالیت آنها جمع شدن سرمایه بزرگ بوده و این ترتیب متضمن مرور مدت باشد، برای قسمت جمع شده سرمایه متعهدۀ شرکت منتها پنج فیصد تکت پولی داده شده میتواند مشروط بر اینکه از پنج سال تجاوز نکند.

مبالغیکه به این صورت از درک تکت پولی تأدیه میشود، مانند مصارف تأسیسات ابتدائیه در بیلانس معامله میشود.

ماده 446

اگر سرمایه احتیاطی برای تلافی کسر ناشی از ضرر کفایت نکند، تا زمان تلافی تمام ضرر منافع به سهمداران تقسیم شده نمیتواند.

 

—————————    قانون و مقررات افغانستان   —————————

 

فصل پنجم : شرکتهای تضامنی مختلط سهامی

ماده 447

شرکتهای تضامنی مختلط سهامی عبارت از شرکتهایی است که در آن یک یا تعداد بیشتری از شرکاء در مقابل دیون شرکت مسئولیت تضامنی و غیر محدود دارند، در حالیکه عده دیگری از شرکاء فقط به اندازه سهامیکه به شرکت دارند مسئول میباشند.

ماده 448

مناسبات حقوقیه شرکای متضامن با یکدیگر و بصورت عمومی با سهمداران محدود المسئولیت و با اشخاص ثالث و بالخاصه صلاحیتهای راجع به اداره شرکت و نمایندگی آن در خارج و خروج از شرکت، تابع به احکام شرکتهای تضامنی مختلط میباشد.

در خصوصیات دیگر اگر خلاف آن درین فصل تصریح نشده باشد، احکام شرکتهای سهامی تطبیق میشود.

ماده 449

در اساسنامه شرکت تضامنی مختلط سهامی غیر از فقره (6) تمام فقرات دیگریکه در مادۀ (270) ذکر شده درج میشود. حکم مادۀ (271) راجع به شرکتهای تضامنی مختلط سهامی جاری نیست.

ماده 450

در اساسنامه شرکت تضامنی مختلط سهامی باید از طرف عموم شرکای متضامن امضاء شود و تمام اشخاصیکه در تنظیم اساسنامه اشتراک میکنند، مؤسس شمرده میشوند.

مؤسسین از پنج نفر کمتر شده نمیتواند و اقلاً یکی از مؤسسین باید از شرکای متضامن باشد. شرکای محدود المسئولیت که بحیث مؤسس شناخته شوند باید مقدار سهامی را که مالک میباشند در اساسنامه درج شود.

ماده 451

احکام راجع به وظایف و مسئولیت هیئت مدیرۀ شرکتهای سهامی دربارۀ شرکاء متضامن، شرکتهای تضامنی مختلط سهامی هم جاریست.

ماده 452

مدیران شرکتهای تضامنی مختلط سهامی در دایرۀ شرایط و احوالیکه برای عزل مدیران شرکتهای تضامنی تعیین شده قابل عزل اند.

ماده 453

یک شریک متضامن طوریکه نمیتواند بی اجازه شرکای متضامن دیگر شرکت به نوع تجارتی که موضوع شرکت است معامله کند، همچنان نمیتواند به یک شرکت تضامنی دیگریکه به همان نوع تجارت مشغول باشد، به صفت شریک متضامن داخل شود.

شریک متضمانیکه بر خلاف این حکم رفتار کند، مقرره مادۀ (159)‌ دربارۀ آن تطبیق میشود.

اگر شرکای متضامن ویا هیأت نظار اشتراک شریک متضامنی را به شرکت دیگر و یا عمل تجارتی او را که برخلاف مقررات این ماده رفتار کرده باشد از تاریخ وقوع تا یک سال اعتراض ننمایند، حق اعتراض ساقط میشود.

ماده 454

اجرای تصویبات مجمع عمومی (در حالیکه در اساسنامه شرکت مقررات دیگری بر خلاف آن موجود نباشد) مربوط به هیئت نظار است.

ماده 455

هیئت نظار در دعاوی ایکه میان شرکای متضامن و مجمع عمومی شرکاء محدود المسئولیت واقع شود، شرکای محدود المسئولیت را نمایندگی میتوانند.

لیک این صلاحیت با تصویب مجمع عمومی شرکاء محدود المسئولیت به وکلای خصوصی هم سپرده شده میتواند.

شرکای متضامن در جمله هیئت نظار شامل شده نمیتوانند.

 

—————————    قانون و مقررات افغانستان   —————————

 

فصل ششم : شرکتهای محدود المسئولیت

ماده 456

شرکتهای تجارتی ایکه سرمایه آن غیر منقسم با سهام بوده و مسئولیت هر شریک محدود باندازه سرمایه متعهده او در شرکت باشد، محدود (لمیتد) نامیده میشود.

ماده 457

غیر از امور بیمه برای هر نوع معاملات شرکت محدود تشکیل شده میتواند.

ماده 458

شرکت لمیتد به اجازه وزارت اقتصاد ملی تشکیل می یابد. در درخواست اجازه لازم است که امضاء‌ تمام شرکاء و یا وکیل های مصدق ایشان درج گردد. باید تمام سرمایه شرکت تعهد و اقلاً نصف آن تأدیه شده باشد.

ماده 459

در شرکتهای محدود عدد شرکا اقلاً دو و اکثراً پنجاه نفر است در شرکت محدود سرمایه نباید کمتر از یکصد هزار افغانی باشد.

ماده 460

در شرکتهای محدود بعد از عنوان کلمۀ (محدود) علاوه شود.

همچنین در تمام اوراق و اسناد در زیر عنوان شرکت مقدار سرمایه درج گردد.

ماده 461

اسناد اشتراک در شرکت محدود با اسم است. انتقال آن مقید بموافقه اکثریت شرکائیکه سه ربع سرمایه را نمایندگی کنند، میباشد. اگر در عوض سرمایه، اشیاء داده شده باشد، در ظرف سه سال اول تشکیل شرکت، به دیگری انتقال داده شده نمیتواند.

ماده 462

شخصیکه یک مقدار از سرمایه متعهده را تأدیه نکرده و حصۀ خود را انتقال دهد، شرکت میتواند باقیمانده سرمایه را از شخص اول و یا انتقال گیرنده مطالبه نماید.

ولی بعد از مرور دو سال از تاریخ انتقال، تنها از انتقال گیرنده قابل مطالبه میباشد.

ماده 463

شرکت محدود از طرف یک و یا چند مدیریکه از طرف شرکاء و یا از خارج تعیین میشوند، اداره میگردد. مدیران یا در مقاوله شرکت یا در اثر تصویب بعدی شرکاء تعیین میشوند.

ماده 464

مدیران شرکت در اجراآت خلاف قانون یا اساسنامه شخصاً و جمعاً مسئول اند.

ماده 465

در شرکت هاییکه عدد شرکاء از بیست نفر متجاوز باشد، اجتماع مجمع عمومی تابع به مراسم و قیودیست که در مورد شرکتهای سهامی پیش بینی شده است. در شرکت هاییکه شرکاء کمتر از بیست نفر باشند، تصویبات برای شرکاء بعمل می آید.

در هر دو صورت لازمیست که شرکائیکه اقلاً نصف سرمایه را نمایندگی میکنند، بر له موضوع که تحت مذاکره است رأی داده باشند.

ماده 466

حکم مادۀ (151) در شرکتهای محدود هم جاری است.

ماده 467

در تصویبات هر شریک به تناسب حصۀ خود دارای رأی میباشد.

ماده 468

در شرکتهای محدود که عدد شرکاء ‌از پنج نفر تجاوز نکند، تعدیل مقاوله نامه با موافقت تمام شرکاء‌ بعمل آمده میتواند. در شرکت هاییکه شرکاء‌ آن از پنج نفر تجاوز میکند، موافقت آراء شرکائیکه دو ثلث سرمایه را تمثیل میکنند، کافیست.

ماده 469

به وفات و یا افلاس یکی از شرکاء شرکت فسخ نمیشود، اگر شرکت مرکب از دو نفر باشد و یک شریک وفات یا افلاس کند، شریک دیگر عوض شریک متوفا دیگری را معرفی میکند و الا شرکت منحل میشود.

ماده 470

در شرکتهای محدود که عدد شرکاء آن از بیست نفر تجاوز میکند، یک و یا چند نفر عضو نظار موجود میباشد که مطابق احکام مربوطه به هیئت نظار شرکتهای سهامی اجراآت خواهند کرد.

تبصره :

در شرکتهای سهامی و لیمتد یک نفر نماینده دولت بنام کمیسر موجود خواهد بود تا در تطبیق مواد اصولنامه مراقبت بدارد. وظایف کمیسر بموجب تعلیمات نامه علیحده معین میگردد.

 

—————————    قانون و مقررات افغانستان   —————————

 

باب سوم – اسناد تجارتی

فصل اول: برات

حصه اول – تحریر و شکل برات

ماده 471

برات باید محتوی شرایط ذیل باشد:

1- کلمۀ برات در متن سند بهر زبانیکه برات تحریر شده باشد.

2- امر تأدیه مبلغ معین بلا قید و شرط.

3- اسم مخاطب (تأدیه کننده برات).

4- موعد تأدیه.

5- محل تأدیه.

6- اسم شخصیکه مبلغ در وجه او و یا حواله کردش باید تأدیه شود.

7- محل و تاریخ تحریر برات.

8- امضای صادر کننده برات.

ماده 472

سندیکه یکی از مندرجات مادۀ (471) را حاوی نباشد، ماهیت برات را نخواهد داشت به استثنای حالاتیکه در فقرات ذیل ذکر گردیده است:

1- براتیکه موعد تأدیه در آن ذکر نشده باشد، عند الرویت قابل تأدیه دانسته میشود.

2- در براتیکه محل تأدیه ذکر نباشد، محلیکه بعد از اسم مخاطب تحریر شده باشد، محل تأدیه شناخته میشود.

3- براتیکه محل صدور در آن ذکر نشده باشد، محلیکه بعد از اسم صادر کننده مذکور باشد، محل صدور شناخته میشود.

ماده 473

برات را میتوان قابل تأدیه به امر صادر کننده یا در وجه صادر کننده یا به حساب شخص ثالث تحریر کرد.

ماده 474

تأدیه برات را میتوان در اقامتگاه شخص ثالث، چه در محل سکونت مخاطب باشد و چه در محل دیگری، مشروط نمود.

ماده 475

براتی که عند الرویت و یا در مدت معینی بعد از ارائه قابل تأدیه باشد، صادر کننده میتواند شرط گذارد که مبلغ تأدیه،‌ تکت پولی دانسته باشد.

در براتهای دیگر شرط تکت پولی معتبر نیست. مقدار تکت پولی باید تعیین شده باشد درصورت عدم تعین، تکت پولی معتبر نیست. اگر تاریخ دیگری مقرر نشده باشد، تکت پولی از تاریخ تحریر برات حساب خواهد شد.

ماده 476

در براتیکه مبلغ هم بحروف و هم به ارقام تحریر شده باشد. اگر بین هر دو تفاوت موجود شود، مبلغیکه با حروف تحریر گردیده معتبر است.

در براتیکه مبلغ تنها با حروف و یا تنها با ارقام مکرر تحریر شده باشد و در بین آنها تفاوت موجود شود، به مبلغ اقل اعتبار داده میشود.

ماده 477

امضای اشخاصیکه واجد صلاحیت و اهلیت در برات نباشند، به اعتبار امضای اشخاص واجد صلاحیت اثری وارد نمیتواند.

ماده 478

کسانیکه برات را بنام ‌و حساب شخصیکه وکالت او را ندارد امضاء‌ کنند، هر نوع مسئولیت راجع به آن برات به ایشان عاید است. دربارۀ وکیلی که از حدود صلاحیت خود تجاوز کند نیز عین همین حکم معتبر است.

ماده 479

قبول و تادیۀ برات تحت ضمانت صادر کننده است صادر کننده ممکن است خود را از ضمانت قبول وارهاند ولی شرطیکه متضمن ابراء‌ از ضمانت تأدیه باشد معتبر نیست.

 

—————————    قانون و مقررات افغانستان   —————————

 

حصه دوم : ظهر نویسی

ماده 480

برات بموجب ظهر نویسی قابل انتقال میگردد. اگر صادر کننده برات جمله قابل انتقال نیست و یا یک جمله دیگریکه عین معنی را افاده کند نوشته باشد، برات مذکور به طریق ظهر نویسی نقل شده نتوانسته تابع احکام طلبات غیر قابل انتقال است.

برات را میتوان به مخاطب و صادر کننده و یا مسئولین دیگری ظهر نویسی نمود. با ظهر نویسی کافه حقوق متولد از برات انتقال می یابد.

ماده 481

ظهر نویسی لازم است از هر گونه قیود و شروط عاری باشد. هر شرطیکه ظهر نویسی به آن متعلق باشد، بلا اثر میباشد و ظهر نویسی یک قسمت از وجه برات باطل است.

ماده 482

ظهر نویسی یا بر خود برات و یا بر یک ورقه دیگر ملصق به برات نوشته میشود.

ظهر نویسی لازم است از طرف ظهر نویس امضاء شود. اگر در ظهر نویسی اسم حامل ذکر نگردیده باشد و یا ظهر نویس در ظهر برات یا ورقه ملصق برات تنها به امضاء اکتفا نموده باشد، این ظهر نویسی صحیح و معتبر است. (ظهر نویسی سفید).

ماده 483

اگر ظهر نویسی از نوع ظهر نویسی سفید باشد، حامل آن میتواند:

1- ظهر نویسی را بنام خود یا بنام شخص دیگری بنویسد.

2- برات بطور ظهر نویسی سفید نقل و یا به یک شخص دیگری تکراراً ظهر نویسی کند.

3- بدون پر کردن جای سفید آن و یا بدون ظهر نویسی برات را بشخص دیگری نقل دهد.

ماده 484

اگر بر خلاف آن قیدی نباشد ظهر نویس متکفل قبول و تأدیه برات است. ظهر نویس میتواند اجرای یک ظهر نویسی جدید را منع کند. دراین صورت ظهرنویس هیچ ضمانتی را در مقابل شخصیکه بعد از آن برات به او ظهر نویسی شده باشد ندارد.

ماده 485

اگر ظهر نویسی سفید را یک ظهر نویسی کامل (بنام شخص معین) تعقیب کند، امضاء‌ کنندۀ ظهر نویسی اخیر برات چنان تلقی میشود که به توسط ظهر نویسی سفید مالک برات است.

ظهر نویس های خط زده شده معتبر نیست. اگر ذو الیدی یک شخص بنابر سببی از برات زایل شده باشد، حامل آن در صورتیکه حقوق خود را اثبات بتواند، مالک آن شمرده میشود.

ماده 486

اگر حامل برات علیه مسئولین دعوی کند، مدعی علیه نمیتواند به استناد معاملات یا حاملین سابق یا صادر کننده دفع مسئولیت کند.

ماده 487

اگر ظهر نویسی حاوی یکی از عباره های ذیل باشد:(برای تحصیل است) (برای قبض است) و یا وکالتاً یا عبارۀ دیگری را که دلالت بر وکالت نماید، حامل با اینکه واجد کافه حقوق متولده از برات است، ظهر نویسی آن را فقط بحیث وکیل میتواند اجراء نماید.

درین حال مسئولین اینگونه برات نمیتوانند پیش از آن ادعائیکه در برابر ظهر نویس مؤکل دارند، در مقابل حامل پیش کنند. وکالتی که در ظهر نویسی موجود میباشد، با مرگ شخص مؤکل و یا بنابر زایل شدن اهلیت قانونی ساقط نمیشود.

ماده 488

درحالیکه در ظهر نویسی عبارت های (برای تضمین است) و یا (برای رهن است) ‌و یا تعبیراتیکه معنی ضمانت و یا رهن از آن فهمیده شود موجود باشد، حامل میتواند از تمام حقوق متولده ازین برات استفاده کند.

اما ظهر نویسی برات از طرف او تنها حکم ظهر نویسی از طرف وکیل را دارد.

ماده 489

ظهر نویسی ایکه بعد از انقضای مدت اجراء‌ شود، در حکم ظهر نویسی است که قبلاً اجرا شده باشد.

اگر بر خلاف آن حکمی موجود نباشد، ظهر نویسی بی تاریخ چنان محسوب میشود که قبل از ختم میعاد اعتراض تحریر شده باشد.

 

—————————    قانون و مقررات افغانستان   —————————

 

حصه سوم : قبولی

ماده 490

برات را قبل از رسیدن موعد از طرف حامل و یا از طرف هر ذوالید دیگری به محل اقامتگاه مخاطب برای قبولی میتوان ارائه نمود.

ماده 491

صادر کننده میتواند در برات برای قبولی مخاطب شرط مرور مدتی را قید کند و یا بدون مدت، مکلفیت حامل را در اخذ قبولی تحریر نماید.

براتیکه تأدیه آن به اقامتگاه و یا بعد از ارائه تأدیه آن به مرور مدتی مقید نشده باشد، صادر کننده میتواند آن را (غیر قابل قبول) بنویسد.

همچنان صادر کننده میتواند شرط بگذارد که ارائه برای قبول قبل از تاریخ معین بعمل آمده نمیتواند.

در صورتیکه از طرف صادر کننده قید (غیر قابل قبول)‌ درج نشده باشد، هر ظهر نویس میتواند با تعیین یک مدت و یا بدون تعیین مدت برات را برای قبول مشروط نماید.

ماده 492

در برات هاییکه تأدیه آن به یک مدت معین بعد از ارائه مشروط باشد، لازم است از تاریخ برات الی ظرف شش ماه ارائه شود. صادر کننده میتواند این مدت را کم یا زیاده نماید.

از طرف ظهر نویس مدت تنها تقلیل شده می تواند.

ماده 493

براتی را که حامل برای قبولی ارائه میکند، مجبور نیست به مخاطب تسلیم کند. مخاطب میتواند فردای روزیکه برات به او ارائه شده باشد، برای بار دوم طالب ارائه گردد.

اگر حامل اعتراض کند و در جواب به مطالبه بار دوم استناد نشود، علاقه مندان نمیتوانند قبول ننمودن مطالبه دوم را ادعا کنند.

ماده 494‌

قبول به عبارت (قبول گردیده است)‌و یا به عبارت دیگریکه مفید همین معنی باشد، افاده میشود و از طرف مخاطب امضاء ‌میگردد. محض امضای مخاطب بر روی برات هم در حکم قبول است.

در حالیکه تأدیه برات بعد از ارائه در یک مدت معین و یا ارائه آن در ظرف یک مدت معین برای قبولی مشروط باشد، اگر حامل درج تاریخ روز ارائه را تقاضا نکند، هر روزی که قبولی در آن واقع شده باشد، تاریخ همان روز درج میشود.

اگر مخاطب در حین قبول، تاریخ درج نکرده باشد، لازم است حامل برای محافظه حقوق خود در مقابل ظهر نویس ها و در مقابل صادر کننده با تنظیم یک ورقه اعتراض (پروتست) که در وقت و زمان معین تحریر شده باشد، این غفلت را اثبات کند.

ماده 495

قبول باید بدون قید و شرط باشد ولی مخاطب میتواند جزئی از مبلغ محتویه برات را قبول نکند. تمام قیود دیگری که در قبول درج میشود، اگر مندرجات برات را تعدیل نماید، در حکم عدم قبول است.

معذالک قبول کننده بشرط در حدود شرطیکه نوشته مسئول است.

ماده 496

اگر برات طوری صادر شده باشد که در محل غیر اقامتگاه مخاطب قابل تأدیه باشد و نام شخصیکه به او تأدیه میشود در آن تصریح نشده باشد، چنان محسوب میشود که قبول کننده تعهد نموده که وجه برات را شخصاً در محل تأدیه اداء نماید.

ماده 497

شخصیکه برات را قبول میکند مسئول تأدیه آنست. در صورت امتناع از تأدیه اگر حامل صادر کننده برات هم باشد، بموجب مواد (518-‌519)‌ همه حقوق قابل مطالبه را میتواند دعوی کند.

ماده 498

اگر قبول کننده، قبولی را بر روی برات نوشته باشد و قبل از تسلیمی برات به حامل آنرا خط بزند، چنان محسوب میشود که از قبول امتناع نموده است.

ولی اگر مخاطب این قبول را به حامل و یا به یکی از اشخاص امضاء کننده برات تحریراً اخبار و بعد از آن قبولی خود را خط زده باشد، در دایرۀ قبول خود مسئول است.

 

—————————    قانون و مقررات افغانستان   —————————

 

حصه چهارم : ضمانت

ماده 499

تأدیه یک برات جزواً و یا کلاً توسط ضمانت تأمین شده میتواند. تضمین ممکن است از طرف شخصی ثالث و یا یکی از امضاء کنندگان بوده باشد.

ماده 500

ضمانت یا در برات و یا در یک ورقه ملحقه درج میشود.

ضمانت یا عبارت (برای ضمانت است) و یا عبارت شبیه آن افاده میشود و از طرف ضامن امضاء‌ میگردد. امضای اشخاص دیگر غیر از صادر کننده و مخاطب بر روی برات افاده ضمانت را میکند.

در ضمانت باید تصریح گردد که به حساب کدام شخص ضمانت شده است و اگر تصریح نگردیده باشد، به حساب صادر کننده شمرده میشود.

ماده 501

ضمانت کننده به اندازۀ شخصیکه ضامن او شده است، مسئول است. اگر برات بشکل قانونی ترتیب نشده باشد، ضامن از تعهد خود بری میباشد.

اگر ضامن وجه برات را تأدیه کند، حق دارد علیه شخص ضمانت شده و اشخاص دیگری که نزد شخص ضمانت شده مسئولیت دارند، رجوع کند.

تأدیه یک برات جزواً و یا کلاً توسط ضمانت تأمین شده میتواند. تضمین ممکن است از طرف شخصی ثالث و یا یکی از امضاء کنندگان بوده باشد.

ماده 500

ضمانت یا در برات و یا در یک ورقه ملحقه درج میشود.

ضمانت یا عبارت (برای ضمانت است) و یا عبارت شبیه آن افاده میشود و از طرف ضامن امضاء‌ میگردد. امضای اشخاص دیگر غیر از صادر کننده و مخاطب بر روی برات افاده ضمانت را میکند.

در ضمانت باید تصریح گردد که به حساب کدام شخص ضمانت شده است و اگر تصریح نگردیده باشد، به حساب صادر کننده شمرده میشود.

ماده 501

ضمانت کننده به اندازۀ شخصیکه ضامن او شده است، مسئول است. اگر برات بشکل قانونی ترتیب نشده باشد، ضامن از تعهد خود بری میباشد.

اگر ضامن وجه برات را تأدیه کند، حق دارد علیه شخص ضمانت شده و اشخاص دیگری که نزد شخص ضمانت شده مسئولیت دارند، رجوع کند.

 

—————————    قانون و مقررات افغانستان   —————————

 

حصه پنجم : موعد

ماده 502

برات را میتوان به شرایط ذیل صادر نمود:

1- در مدت معیین بعد از ارائه.

2- در مدت معین بعد از تاریخ برات.

3- در تاریخ معین.

تبصره :

براتهای خارج از مواعد فوق یا براتهاییکه تأدیه آن مقید باقساط شده باشد باطل است.

ماده 503

براتیکه تأدیه آن به ارائه مشروط باشد، لازم است در موقع ارائه تأدیه گردد و برات هاییکه تأدیه آن در یک مدت معین بعد از ارائه لازم باشد، حتماً باید در ظرف مدتی که برای ارائه جهت قبول مشروط باشد، ارائه شود.

ماده 504

براتیکه وعده تادیۀ آن در یک مدت معین بعد از ارائه میباشد، وقت تادیۀ آنرا تاریخ قبول و یا تاریخ اعتراض تعیین میکند.

در حالیکه اعتراض نشده باشد، نسبت به شخص قبول کننده برات که قبولی او بی تاریخ باشد، روز اخیر مدتیکه ذریعه قانون یا قرارداد برای ارائه تعیین گردیده اعتبار داده میشود.

ماده 505

براتیکه به یک و یا چند ماه بعد از تاریخ صدور و یا بعد از ارائه واجب التأدیه میباشد، میعاد تادیۀ آن تاریخ مقابل همان ماهیست که در آن تأدیه صورت میگیرد.

و اگر تاریخ مقابل موجود شده نتواند، روز اخیر ماه موعد تأدیه شمرده میشود.

اگر برات برای تأدیه در یک یا چند ماه و نیم اصدار شده باشد، اول باید ماه های کامل را حساب نمود.

اگر موعد برات ابتدای ماه و نهایت ماه تعیین شده باشد، مقصد ازین تعبیرات اول پانزدهم و روز اخیر ماه است. ذکر هشت یا پانزده روز ه و یک و یا دو هفته نبوده بلکه هشت و یا پانزده روز حقیقی است. تعبیر نیم ماه به (15) روز اطلاق میشود.

ماده 506

اگر از نظر میعاد تأدیه تقویم محل صدور برات با تقویم محل تأدیه اختلاف داشته باشد، تقویم محل تأدیه معتبر است. اگر موعد پرداخت برات با تعطیل تصادف کند، باید روز بعد از تعطیل تأدیه شود.

همین قاعده درمورد سایر اوراق تجارتی نیز رعایت خواهد شد.

حصۀ ششم: تأدیه

ماده 507

حامل مجبور است به روزیکه برات قابل تأدیه میباشد و یا منتهی تا دو روز کار بعد از آن به مخاطب رجوع نماید.

ماده 508

درحالیکه مخاطب وجه برات را تأدیه میکند، از حامل تقاضا مینماید که به برات رسید تحریر و آنرا تسلیم کند. درصورت تأدیه قسمی، برات رد نمیشود ولی مخاطب میتواند تقاضا نماید که در برات برای قسمت تأدیه شده به او رسید داده شود.

ماده 509

حامل برات قبل از حلول موعد به گرفتن وجه برات مجبور نمیشود.

مخاطبیکه قبل از حلول موعد برات را تأدیه میکند، ضرر این تأدیه به خودش متوجه خواهد شد. شخصیکه در حلول موعد برات را تأدیه میکند، برئ الذمه میشود مشروط بر اینکه حیله و یا غفلت فاحش در تأدیه بعمل نیامده باشد.

شخص تأدیه کننده به تدقیق انتظام و توالی ظهر نویسی ها مجبور است لیکن به تدقیق صحت امضای ظهر نویسان مکلف نخواهد بود.

ماده 510

اگر برات پولی که در محل تأدیه رایج نباشد، صادر گردد و صادر کننده پولی را که تأدیه آن در برات ذکر گردیده شرط نگذاشته باشد، مخاطب میتواند که پول متداول محل تأدیه را قرار قیمت (روز تأدیه) اجرأ نماید.

اگر نوع وجه برات مقید باشد و مدیون برات از تأدیه عاجز آید، حامل میتواند تقاضا کند وجه برات را به پول محل تأدیه به قرار روز نرخ موعد تأدیه کند.

ماده 511

نرخهائیکه در محل تأدیه جاری میباشد، اساس قیمت پول خارجی شمرده میشود. صادر کننده و یا یکی از ظهر نویسان میتواند مبلغی را که تأدیه خواهد شد مطابق قیمت معین تسعیر و در برات درج کند.

اگر وجه برات به پولی تعیین شود که در مملکت صادر کننده و تأدیه کننده اسم واحد و قیمت متفاوت داشته باشد، درین صورت مسکوک (پول رایج)‌ محل تأدیه معتبر دانسته میشود.

ماده 512

در حالیکه برای وجه برات در ظرف مدت معین مادۀ (507)‌ برای تأدیه رجوع نشود، هر یکی از مدیونین برات میتوانند مبلغ برات را به مصرف و خساره حامل به مقام صلاحیت دار تودیع کنند.

 

—————————    قانون و مقررات افغانستان   —————————

 

حصه هفتم : حق رجوع در حال عدم قبول و عدم تأدیه

ماده 513

حامل علیه صادر کننده و ظهر نویس و اشخاص مسئول دیگر در حالات ذیل میتواند رجوع کند:

1- اگر در حلول مدت برات تأدیه بعمل نیامده باشد.

2- اگر از قبول کلاً یا قسماً امتناع شده باشد.

3- در صورت افلاس مخاطب، خواه برات قبول شده باشد و یا نشده باشد، یا در صورت معطلی تأدیه از جانب مخاطب، چه به حکم محکمه باشد یا نباشد و یا درصورتیکه حامل به محکمه مراجعه نموده و معادل وجه برات از اموال مخاطب تحت مراقبت گرفته شده و نتیجه نداده باشد.

4- در صورت افلاس صادر کننده براتیکه غیر قابل قبول باشد.

ماده 514

استنکاف از قبول یا تأدیه، لازم است با یک ورقه رسمیه که اعتراض عدم قبول و یا عدم تأدیه گفته میشود، اثبات کرده شود. باید اعتراض عدم تأدیه در روزیکه تأدیه برات لازم می آید و یا در ظرف دو روز کار متعاقبه بعمل آید و اعتراض عدم قبول باید در ظرف مدتیکه برای ارائه برات به جهت قبول تعیین شده، اجراء شود.

در موضوع فقرۀ دوم مادۀ (493)‌ اگر ارائه اول برات در روز اخیر موعد بوقوع آمده باشد، اعتراض را میتواند در روز آیندۀ همان روز هم بعمل آورد.

اعتراض عدم قبول، اعتراض عدم تأدیه و ارائه را از بین میبرد. در حالات متذکرۀ فقرۀ سوم مادۀ (513)‌ حامل بدون اینکه برات را به مخاطب ارائه کند و یا اعتراض نماید، میتواند از حق رجوع خود در مقابل مسئولین استفاده کند.

راجع به فقره چهارم مادۀ مذکور حامل با داشتن دلیل افلاس صادر کننده میتواند رجوع کند.

ماده 515

حامل مجبور است در ظرف چهار روز کار بعد از روز اعتراض و یا اگر در برات شرط اعاده بی مصرف موجود باشد، در ظرف چهار روز کار بعد از روز ارائه کیفیت عدم قبول یا عدم تأدیه را به ظهر نویس و صادر کننده اخبار کند.

هر ظهر نویسی که به او اخبار میشود، مجبور است خبری را که گرفته در ظرف دو روز کار با علاوه کردن اسم و آدرس کسانیکه به او اخبار کرده اند، به ظهر نویس خود اطلاع بدهد.

تا زمانیکه به صادر کننده میرسد، بهمین منوال معامله دوام میکند. مدت های مذکوره از تاریخ اخذ خبر آغاز مییابد.

اگر یک ظهر نویس آدرس خود را تحریر ننموده باشد و یا بصورتی تحریر نموده باشد که خوانده شده نتواند، اخبار به ظهر نویس مقدمتر از او کافی است شخصیکه مجبور به اخبار است لازم است این خبر را به واسطه دائره مربوطۀ رسمی تبلیغ کند.

شخصیکه در داخل مدت مقرره اخبار نکند، حقوق او ساقط نمیشود و اگر بنابر غفلت او ضرر و زیانی تولید شده باشد، به خود او مربوط است. مقدار این ضرر و زیان از وجه برات تجاوز نمیتواند.

ماده 516

اگر صادر کننده یا ظهر نویس یا ضامن در برات کلمات (اعاده بی مصرف) و یا (بی اعتراض)‌ ویا کلماتیکه این منظور را افاده کند نوشته باشد.

حامل آن برات برای رجوع خود از اعتراض عدم قبول یا عدم تأدیه معاف دانسته میشود اما حامل برات مکلف است که در ظرف مدت معینه به ظهر نویس ها و صادرکننده اخبار نماید.

اثبات عدم رعایت مدت ها به شخصی راجع است که در مقابل حامل مدعی میشود، شرطیکه صادر کننده وضع کرده در حق کافی آنانیکه ببرات امضا نموده اند مرعی است.

اگر چنین شرط از طرف یک ظهر نویس یا ضامن نوشته شده باشد، تنها راجع بظهر نویس یا ضامن مرعی میباشد.

اگر با وجود شرطیکه از طرف صادر کننده نوشته شده باشد حامل اعتراض نماید، مصارف مربوط به خود اوست.

ماده 517

اشخاصیکه برات را صادر و یا قبول و یا ظهر نویسی و یا ضمانت میکنند، در مقابل حامل بصورت منفرد و مجتمع مسئول اند. حامل برات بدون اینکه مراتب را در نظر بگیرد، حق دارد علیه تمام ایشان منفرداً یا مجتمعاً اقامه دعوی کند.

عین همین حق را هر صاحب امضائیکه وجه برات را تأدیه میکند دارا است.

اقامه دعوی به مرتبه اول علیه یکی از اینها مانع اقامه دعوی علیه دیگران نمیشود، اگر به یکی از ظهر نویسان رجوع شود که تاریخ امضاء‌ او از دیگران مؤخر باشد، مانع دعوی حامل به دیگران نمیشود.

ماده 518

حامل میتواند از شخصیکه علیه او رجوع کرده مطالبات ذیل را بنماید:

1- وجه براتی را که قبول نگردیده و یا قبول شده و یا تأدیه نشده باشد و نیز تکت پولی آنرا اگر مشروط باشد.

2- فی صد شش تکت پولی آنرا از تاریخ حلول موعد.

3- مصارف اعتراض و اخباریکه از طرف حامل به ظهر نویس ها و صادرکننده تبلیغ گردیده باشد با مصارف دیگریکه از همین حیث متحمل شده باشد.

اگر حق رجوع قبل از حلول موعد استعمال شده باشد، برات تنزیل میشود.

این تنزیل از روی نرخ رسمی تنزیل (نرخ بانک) ‌و یا نرخ بازار آزاد که در زمان رجوع در اقامتگاه حامل جریان داشته باشد حساب میشود.

تبصره :

تکت پولی فیصد شش که در فقره (2)‌ تصریح شده در تمام مواردیکه موافقت موجود نباشد، معتبر است.

ماده 519

شخصیکه وجه برات را تأدیه میکند، از اشخاصیکه در مقابل او مسئول اند مطالبات ذیل را می تواند:

1- تمام مبلغی را که تأدیه کرده.

2- تکت پولی مبلغ مذکور را از تاریخ تأدیه.

3- هر مصارفی را که متحمل شده باشد.

ماده 520

هر مسئولیکه حق رجوع علیه او استعمال شده باشد، می تواند در مقابل تأدیه وجه برات تقاضا کند که در مقابل برات با ورقه اعتراض به او رسید داده شود.

هر ظهر نویسیکه وجه برات را تأدیه میکند، میتواند ظهر نویسی خود و ظهر نویسی های مابعد را خط بکشد.

ماده 521

در صورت استعمال حق رجوع پس از قبول قسمی، شخصیکه مبلغ قبول نشدۀ برات را تأدیه مینماید میتواند تقاضا کند که تأدیه مذکور بر روی برات قید شده رسید آن هم به او داده شود.

حامل برات باید یک نقل مصدق برات را نیز با اعتراض به او بدهد تا آنکه استعمال مزید حق اعتراض ممکن شده بتواند.

ماده 522

شخصیکه دارای حق رجوع است اگر در برات برخلاف آن مشروط نباشد میتواند به ذریعه یک برات جدیدیکه به برات اعاده (Rechange) موسوم میشود وجه برات را از یکی از اشخاصیکه نزد او مسئول اند دریافت کنند و لازم است (برات اعاده) از نوع قابل تأدیه در اقامتگاه و عند الرویه باشد.

برات اعاده غیر از مبالغی که در مواد (518- 519 )‌ نشان داده شده حاوی بر مبلغ دلالی و مخارج صکوکی و مصارف انتقال پول نیز میباشد.

ماده 523

حق رجوع حامل به صادر کننده ظهرنویسان و سایر مسئولین برات (به استثنی حق رجوع به قبول کننده)‌ در موارد ذیل ساقط میگردد:

1- هرگاه مدت معینه قانونی برات هاییکه عند الارائه یا بعد از یک مدت پس ارائه قابل تأدیه باشد، منقضی شده باشد.

2- در صورتیکه اعتراضات مربوط به عدم قبول یا عدم تأدیه بعد از مدت معینه قانونی بعمل آمده باشد.

3- اگر براتی دارای شرط (بی مصرف) بعد از مدت معینه ارائه شده باشد و یا اگر از طرف صادر کننده قید باشد که در ظرف مدت معینه برای قبول برات ارائه گردد، در صورت عدم مراعات به آن و این قید در صورتی اعتبار دارد که از فحوای آن استنباط نشود که مقصد صادر کننده ابراء‌ ذمه از مسئولیت قبول بوده است.

اگر یک ظهر نویس در ظهر نویسی خود مدتی را برای ارائه درج نموده باشد، از ین مدت تنها همان ظهر نویس میتواند استفاده نماید.

ماده 524

اگر در ظرف مدت هاییکه قانوناً معین است ارائه برات و اعتراض به سبب یک مانع غیر قابل رفع (فورس ماژور)‌ ممکن نشود، مدت ها ی مذکور تمدید میشود.

حامل برات مجبور است بلا تأخیر علل مجبره (فورس ماژور)‌ را به ظهر نویس خود اطلاع دهد و این اطلاع باید در برات و یا یک ورقه ضمیمه منضمه که در آن تاریخ نوشته و امضاء شده باشد، تحریر شود.

بعد از رفع علل مجبره حامل باید برات را بدون فوت وقت برای قبول و یا تأدیه ارائه کند و درصورت لزوم اعتراض نامه صادر نماید.

اگر علل مجبره بیشتر از سی روز بعد از حلول موعد دوام کند، بدون اینکه به ارائه برات و تحریر اعتراض حاجت باشد، حق رجوع استعمال شده میتواند.

دربارۀ برات هاییکه با ارائه و یا در یک مدت معین بعد از ارائه قابل تأدیه باشد، مدت سی روز از تاریخی حساب میشود که حامل علل مجبره را به ظهر نویس خود خبر داده باشد ولو این تاریخ قبل از اختتام موعد ارائه هم بوده باشد.

در احوالیکه اعتراض تنها به شخص حامل و یا شخصیکه مامور به ارائه برات است عاید گردد، از علل مجبره(فورس ماژور)‌ شمرده نمیشود.

 

—————————    قانون و مقررات افغانستان   —————————

 

حصه هشتم : توسط

ماده 525

صادرکننده یا ظهر نویس میتواند شخص دیگری را معرفی کند تا در صورت نکول مخاطب برای قبول یا تأدیه به او مراجعه شود. شخص ثالث و مخاطب و هر شخصیکه بنابر امضاء‌ برات مسئولیت داشته باشد (غیر از شخصیکه برات را قبول میکند) میتوانند توسط کنند.

شخصیکه برای یکی از امضاء‌ کنندگان توسط میکند مجبور است به کسیکه برای او توسط نموده باشد از وساطت خود در ظرف دو روز کار اخبار کند.

قبول بالتوسط

ماده 526

در صورتیکه موعد برات حلول نموده و حامل صلاحیت رجوع را داشته باشد قبول بالتوسط بعمل آمده میتواند.

حامل در قبول وساطت مختار است و اما اگر حامل پیشنهاد بالتوسط را قبول مینماید، حق مراجعتی را که پیش از حلول موعد علیه مسئولین برات دارد، از دست میدهد.

ماده 527

کیفیت قبول بالتوسط در برات تحریر و ازطرف توسط کننده امضاء‌ میشود. قبول بالتوسط به حساب هر کسیکه بعمل آمده باشد، تصریح میگردد. در صورت عدم تصریح به حساب صادر کننده محسوب میشود.

ماده 528

قبول کننده بالتوسط در مقابل حامل مسئول است و اگر این قبول بالتوسط به حساب مخاطب باشد، در مقابل ظهر نویسی هاییکه بعد از آن میآیند، مثل مخاطب مسئول است.

با وجود قبول بالتوسط شخصیکه برای او توسط واقع میشود و یا کفیل قانونی او میتواند طبق مادۀ (518)‌ وجه را تأدیه کرده برات یا در صورت ایجاب، ورقه اعتراض را طلب کند.

تادیۀ بالتوسط

ماده 529

در تمام احوالیکه حامل دارای حق رجوع میباشد، چه در حلول موعد و چه قبل از آن تأدیه بالتوسط ممکن است. تأدیه بالتوسط باید شامل تمام مبلغ قابل تأدیه باشد و باید منتهی فردای روز آخری که برای اعتراض عدم تأدیه مقرر است، اجراء شود.

ماده 530

اگر برات بالتوسط قبول شده و تأدیه بعمل نیامده باشد، حامل فردای روز آخری که برای اعتراض مقرر است اعتراض عدم تأدیه را تحریر میکند. در حالیکه در ظرف مدت مذکوره اعتراض تحریر نگردد، شخصیکه برات به حساب او قبول شده و همچنان ظهر نویسان مابعد از مسئولیت بری میشوند.

ماده 531

حاملیکه تأدیه بالتوسط را مطابق مادۀ (518)‌ قبول نمیکند، حق رجوع خودرا در مقابل اشخاصیکه تأدیه باعث برائت ذمه ایشان میشود، از دست میدهد.

ماده 532

تأدیه بالتوسط برای هر شخصیکه اجراء میشود با تحریر و امضای روی برات اثبات میگردد.

اگر در برات نشان داده نشده باشد که تأدیه برای کدام شخص بعمل آمده، چنان فرض میشود که برات صادرکننده است. برات ورقه اعتراض در صورتیکه اجراء شده باشد، به شخصیکه به طریق توسط برات را تأدیه مینماید، تسلیم میشود.

ماده 533

تأدیه بالتوسط برای هر کسیکه بعمل آید حقوقی را که حامل در مقابل آن شخص و اشخاص دیگری که نزد او مسئولند دارد، به شخص تأدیه کننده انتقال مینماید. ولی آن شخص برات را نمیتواند مکرراً ظهر نویسی کند. تأدیه بالتوسط (برای هر کسیکه توسط واقع شده باشد) مستلزم برائت ذمه ظهر نویسان ما بعد میباشد.

در حالیکه برای تأدیه بالتوسط متوسطین متعددی موجود باشد، توسط هر کدام آنها که برائت اشخاص زیاده تر را در برداشته باشد، ترجیح داده میشود.

 

—————————    قانون و مقررات افغانستان   —————————

 

حصه نهم : تعداد نسخه های برات

ماده 534

برات بصورت نسخه متعددی که از هم دیگر تفاوت نداشته باشد، صادر شده میتواند.

در متن برات هاییکه به نسخه های متعدد نوشته میشود باید نمبر مسلسل نسخه ها تحریر شود.

هر نسخه برات که دارای نمبر مسلسل نباشد، برات جداگانه شناخته میشود.

اگر در متن برات عبارت تنها یک نسخه نوشته نباشد، حامل میتواند با تحمل مصارف نسخه های متعددی مطالبه کند.

اگر برات یک نسخه بوده و در آن ظهر نویسی بعمل آمده باشد و پس از آن حامل نسخه های متعددی بگیرد، بایستی به ظهر نویس قریب خود مراجعه کند و این ظهر نویس مکلف است بر له حامل به ظهر نویس ماقبل رجوع کند و به همین ترتیب ظهر نویسی جریان می یابد.

ظهر نویسان مجبور اند که به نسخه های جدید برات ظهر نویسی های خود شانرا تحریر کنند.

ماده 535

اگر تأدیه بمقابل یک نسخه از براتیکه به نسخه های متعدد تحریر گردیده واقع شود، نسخه های دیگر بی اثر میگردد.

با وجود، این مخاطب به نسبت هر یکی از نسخه های قبول شده که مسترد نگردیده باشد مسئول است. ظهر نویسیکه نسخه های متعددی را به اشخاص متعدد تفویض میکند و همچنان ظهر نویسهای دیگریکه بعد از او می آیند، بمقابل نسخه هائیکه امضای شانرا محتوی بوده و مسترد نشده باشد، مسئول اند.

 

—————————    قانون و مقررات افغانستان   —————————

 

حصه دهم : جعل کاری -‌ تحریفات

ماده 536

جعل یک امضاء در برات، چه امضای صادر کننده باشد و یا قبول کننده، به امضاهای دیگری که در برات موجود است خللی وارد نمیکند.

ماده 537

اگر در متن برات تحریف واقع شود، اشخاصیکه بعد از تحریف امضاء نموده اند، به مبلغ بعد از تحریف و آنانیکه قبل از آن امضا نموده اند، بر طبق متن اصل برات مسئول اند.

 

—————————    قانون و مقررات افغانستان   —————————

 

حصه یازدهم : مرور زمان

ماده 538

کافه دعاوی ایکه علیه قبول کننده از رهگذر برات نشئت نماید، از تاریخ حلول موعد بعد از مرور مدت سه سال ساقط میشود.

دعاوی ایکه حامل علیه ظهر نویسان و صادرکننده اقامه کند و از تاریخ اعتراضیکه در وقت معین آن نوشته شده باشد (و اگر در سند شرط اعاده بدون مصرف موجود باشد از تاریخ انقضای موعد) به مرور یک سال ساقط میشود.

دعواییکه ظهر نویسان بر علیه همدیگر شان و یا علیه صادر کننده اقامه کنند از تاریخ تأدیه برات از طرف ظهر نویسان و یا از تاریخیکه علیه خود آنها اقامه دعوی شده باشد، به مرور شش ماه ساقط میشود.

ماده 539

معامله ایکه مستلزم قطع مرور زمان است، تنها در حق کسیکه از آن استفاده میکند معتبر است.

 

—————————    قانون و مقررات افغانستان   —————————

 

حصه دوازدهم : احکام عمومیه

ماده 540

اگر موعد یک برات با ایام تعطیل مصادف باشد، تأدیه آن در روز اول کاری که یوم تعطیل را تعقیب میکند، طلب میگردد و همچنان جمله معاملات متعلق به برات بالخاصه موضوع ارائه برای قبول و تحریر اعتراض در روز کار اجراء میشود.

در صورتیکه یکی از معاملات مذکوره در داخل یک مدتی تصادف کند که روز آخر آن قانوناً تعطیل شمرده شود مدت مذکور تا روز اول کاری که روز انقضای مدت مذکور را تعقیب میکند تمدید میشود.

روزهای تعطیل که در بین واقع میشود بحساب مدت داخل است.

ماده 541

مدتیکه قرار قانون با مقاوله معین باشد، روزهای اول آن به این مدتها شامل نمیشود.

ماده 542

اهلیت اشخاص در تعهدات برات نظر به قوانین دولت متبوع اشخاص تعهد کننده، تثبیت میگردد.

ماده 543

اجرای هرگونه تعهدات در معامله برات تابع قوانین مملکتی است که تعهد در آنجا بعمل آمده است.

ماده 544

اعتراض و بالعموم هر اقدامی که برای حفظ حقوق ناشیه از برات و استفاده از آن بعمل می آید، تابع قوانین مملکتی خواهد بود که آن اقدام در آنجا عملی میشود.

 

—————————    قانون و مقررات افغانستان   —————————

 

فصل دوم : حجت

ماده 545

حجت تجارتی باید دارای شرائط ذیل باشد:

1- تحریر کلمه (حجت)‌ بر روی سند به هر زبانی که حجت نوشته شده باشد.

2- تأدیه بلا شرط مبلغ معین.

3- موعد تأدیه.

4- محل تأدیه.

5- اسم شخصیکه تأدیه مبلغ در وجه و یا به امر او میشود.

6- محل و تاریخ تحریر حجت.

7- امضای صادر کنندۀ حجت.

ماده 546

سندیکه یکی از مواد متذکره مادۀ فوق را حاوی نباشد (به استثنای موارد ذیل) (حجت) شناخته نمیشود.

حجتی که موعد تأدیه آن تحریر نگردیده باشد، عند المطالبه قابل تأدیه است.

اگر در یک حجت محل تأدیه آن تحریر نشده باشد، محل صدور آن محل تأدیه و در عین زمان محل اقامت صادر کننده دانسته میشود.

اگر در متن حجت محل صدور تحریر نگردیده باشد، محل صدور همان محلی دانسته میشود که پهلوی اسم امضاء کننده تحریر گردیده باشد.

ماده 547

مقررات ذیل که به برات تعلق دارد راجع به حجت نیز قابل تطبیق است:

راجع به ظهر نویسی مواد (480 – 510).

راجع به ضمانت مواد (499- 501).

راجع به موعد مواد (502- 506).

راجع به تأدیه مواد (507-‌ 512).

راجع به حق رجوع درصورت عدم تأدیه مواد (513- 520- 522- 523).

راجع به توسط تأدیه بالواسطه مواد (525- 529- 533).

راجع به جعل و تحریف (536- 537).

راجع به مرور زمان (538-‌ 539).

راجع به صورت حساب ایام رسمیه (540- 541).

همچنان راجع به تأدیه در اقامتگاه شخص دیگر احکام مواد (474- 496) و دائر به مقاوله تکت پولی (475) و دربارۀ بیانات مختلف راجع به مبالغیکه تأدیه میشود (476) راجع به نتایج امضای شخصی که واجد اهلیت میباشد (477) و راجع به نتایج امضای کسیکه وکیل نباشد و یا از حدود وکالت تجاوز کند، حکم مادۀ (478) ‌در خصوص حجت هم معتبر است.

ماده 548

شخصیکه حجت را امضاء میکند مثل شخصی قبول کنندۀ یک برات مسئول است حینیکه بعد از مدتی از رویت تأدیه آن قبول میشود (بشرطیکه از طرف امضاء‌کننده عباره (ملاحظه شده) بر آن تحریر شده باشد) در ظرف مدت های معینه مادۀ (492)‌ لازم الارائه است اگر صاحب امضاء از تحریر عباره (ملاحظه شده است) با قید تاریخ آن امتناع کند باید قرار مادۀ (494) امتناع توسط یک ورقه اعتراض اثبات شود، تاریخ این ورقه اعتراض مبدأ موعد تأدیه بعد از ارائه سند دانسته میشود.

 

—————————    قانون و مقررات افغانستان   —————————

 

فصل سوم

حصه اول : چک

ماده 549

چک محتوی شرایط ذیل باشد:

1- در متن سند ذکر کلمۀ چک.

2- امر بلا قید و شرط تادیۀ مبلغ.

3- اسم شخصیکه تأدیه میکند (مخاطب)

4- ذکر محل تأدیه.

5- قید محل و تاریخ صدور چک.

6- امضای شخصی که چک را صادر میکند (صادر کننده).

ماده 550

سندیکه یکی از شرایط متذکره مادۀ (549)‌ حاوی نباشد چک شناخته نمیشود. مگر در دو مورد آتیه:

اگر محل تأدیه در چک ذکر نشده باشد، محلیکه به پهلوی اسم مخاطب نوشته باشد محل تأدیه و در عین زمان اقامتگاه مخاطب شناخته میشود.

اگر محل صدور چک ذکر نشده باشد، محلیکه بعد از اسم صادر کننده ذکر شده باشد، محل صدور شناخته میشود.

ماده 551

چک در حالی صادر میشود که صادر کننده در نزد مخاطب دارایی داشته و مخاطب در اثر موافقه صریح یا ضمنی به تأدیه آن مکلف باشد.

ماده 552

چک را میتوان (بصورت) ذیل قابل تأدیه دانست:

1- به یک شخص معین یا به امر او.

2- به حامل.

یک چکی که شخص مودی الیه آن معلوم نباشد، محرر به حامل شناخته میشود.

ماده 553

صادرکننده میتواند چک را در وجه خود صادر کند.

ماده 554

هرگاه چک با شرط تکت پولی صادر شده باشد‏‏، چنین شرط معتبر نیست.

ماده 555

در صورتیکه بین ارقام و حروف مبلغ مندرجۀ چک اختلاف باشد، حروف معتبر است.

ماده 556

اگر چک علاوه از امضای شخص صلاحیت دار، دارای امضای اشخاص باشد که اهلیت تعهد چک را دارا نباشند و یا امضاء های جعلی و اشخاص غیر حقیقی باشد، تعهد اشخاص دارای اهلیت که در چک امضاء نموده اند باز هم معتبر است.

ماده 557

کسانیکه چک را بنام و حساب شخصیکه وکالت او را ندارند صادر یا تأدیه کنند، مسئول نتایج آنند.

ماده 558

شخص صادر کننده ضامن تأدیه است و شرطی که متضمن ابراء ضمانت تأدیه باشد، معتبر نیست و پس از تأدیه وجه چک صادر کننده از ضمانت بری میشود.

 

—————————    قانون و مقررات افغانستان   —————————

 

حصه دوم : ظهر نویسی

ماده 559

هر چک به استثنای چک محرر به حامل بطریق ظهر نویسی به دیگر قابل انتقال است.

اگر صادر کننده بر چک جمله (قابل انتقال نیست) و یا یک جمله دیگریکه عین معنی را افاده کند نوشته باشد، چک مذکور بطریق ظهر نویسی نقل شده نمیتواند. چک را میتوان به مخاطب و صادر کننده و مسئولین دیگر ظهر نویسی نمود.

این اشخاص میتوانند از طرف خود چک را تکرار به دیگران ظهر نویسی کنند. با ظهر نویسی کافه حقوق متولد از چک انتقال می یابد.

ماده 560

ظهر نویسی باید بلا شرط باشد. تعیین شرط در ظهر نویسی معتبر نیست. همچنین ظهر نویسی یک قسمت از مبلغ مندرجه چک صحیح نیست.

ظهر نویسی اگر از طرف مخاطب به عمل آید، باطل است. ظهر نویسی بنام مخاطب حکم رسید را دارد.

ماده 561

ظهر نویسی یا بر خود چک یا بر یک ورقه ملحقه دیگر چک نوشته میشود. ظهر نویسی لازم است از طرف ظهر نویس امضاء شود.

اگر ظهر نویس بدون ذکر حامل تنها به امضاء‌ اکتفا نموده باشد، ظهر نویسی صحیح است (ظهر نویسی سفید) راجع به ظهر نویسی چک مقررات مواد 483 الی 488 قابل تطبیق است.

 

—————————    قانون و مقررات افغانستان    —————————

 

حصه سوم : ضمانت

ماده 562

مقررات مادۀ (499) الی (501) حصۀ چهارم راجع به ضمانت برات در خصوص ضمانت چک هم معتبر است.

 

—————————    قانون و مقررات افغانستان   —————————

 

حصه چهارم : ارائه و تأدیه

ماده 563

چک عند الرویت قابل تأدیه است هر شرطیکه بر خلاف آن باشد، غیر معتبر است.

ماده 564

اگر چک در همان مکانیکه صادر شده قابل تأدیه باشد، دارندۀ چک مکلف است که در ظرف پانزده روز از تاریخ صدور وجه آنرا مطالبه کند و اگر از یک نقطه به نقطه دیگر مملکت صادر شده باشد، باید در ظرف دو ماه از تاریخ صدور چک مطالبه شود.


در مورد چک هاییکه از خارج صادر شده و باید در افغانستان پرداخته شود، مقررات راجعه به چک هاییکه در افغانستان صادر شده رعایت خواهد شد، ولی مدتیکه در ظرف آن دارنده این چنین چک ها میتواند وجه آنرا مطالبه کند، چهار ماه از تاریخ صدور است.

ماده 565

اگر محل صدور و محل تأدیه چک تقویم مختلف داشته باشد، تاریخ صدور همان روز دانسته خواهد شد که با روز تقویم محل تأدیه مطابق باشد.

ماده 566

اگر دارنده چک در ظرف مواعد قانونی پرداخت وجه چک را مطالبه نکند، دعوی او علیه ظهر نویس مسموع نخواهد بود و اگر وجه چک به سببی که مربوط به مخاطب است از بین برود، دعوی دارنده چک علیه صادر کننده نیز مسموع نیست؛ ولی مخاطب بعد از اختتام موعد چک هم میتواند تأدیه کند.

ماده 567

اگر صادرکننده چک بعد از اصدار آن فوت یا واجد عدم صلاحیت و اهلیت شود، در اعتبار چک تأثیر ندارد.

ماده 568

کسیکه وجه چک را دریافت میکند باید ظهر آنرا رسید نماید. دارنده میتواند تأدیه قسمی را قبول نماید، دراینصورت، به اندازه مبلغیکه دریافت داشته در ظهر چک رسید نماید.

ماده 569

اگر چکی به پولی قابل تأدیه نوشته شود که پول مملکت تأدیه نباشد، مبلغ قابل تأدیه را میتوان به پول مملکت مطابق به قیمت آن در روز تأدیه (بخواهش حامل) بعمل آورد.

اگردر وقت ارائه پول تأدیه نشده باشد دارنده چک می تواند بر حسب میل خود تقاضا کند که تأدیه به پول آن مملکت از روی نرخ روز ارائه و یا نرخ روز تأدیه به عمل آید. قیمت پول خارجی بر طبق رواج محل تعیین میشود.

معذالک صادر کننده میتواند شرط گذارد که مبلغ قابل تأدیه بر طبق نرخی که در چک نوشته شده است، حساب شود.

 

—————————    قانون و مقررات افغانستان   —————————

 

حصه پنجم : چک های مخطط (کراس)‌ و چک های قابل انتقال به حساب

ماده 570

صادر کننده و یا دارنده چک میتواند چک را خط (کراس)‌ بکشد. خط کشیدن عبارت است از کشیدن دو خط متوازی بر روی چک که یا عام است یا خاص.

اگر در بین دو خط چیزی ذکر نشده باشد و یا کلمه (بانکدار) و یا کدام کلمه دیگری معادل آن نوشته باشد، این خط کشیدن عام است و اگر اسم (بانکدار) در بین دو خط نوشته شده باشد، این خط کشیدن خاص است.

خط عام را میتوان به خط خاص تحویل داد، مگر عکس آن و یا امحای خط و بانکدار و یا اسم بانکدار جایز نیست.

ماده 571

یک چک که بطور عام خط کشیده شده باشد، مخاطب تنها به (بانکدار) و یا مشتری خود انتقال داده میتواند.

چکی که بصورت خاص خط کشیده شده باشد، مخاطب فقط به بانک داریکه اسم او نوشته شده و یا اگر بانکدار مخاطب باشد فقط به مشتری خود انتقال داده میتواند.

بانکداریکه اسم او ذکر شده است، می تواند چک را به بانکدار دیگری برای تحصیل تسلیم کند، بانکدار چک مخطط را به جز در حساب مشتریان خود و یا بانکدار دیگر نمیتواند معامله کند.

مخاطب یا بانک داریکه مقررات فوق را رعایت نکند، برای ضرریکه تولید میشود تا به اندازه مبلغ چک مسئول است.

ماده 572

صادر کننده یا دارنده چک میتواند تأدیه نقدی چک را به اینصورت منع کند که بر روی چک عرضاً عباره (قابل معامله به حساب است)‌ را بنویسد. محو عباره (قابل تأدیه به حساب است) از چک جایز نیست.

 

—————————    قانون و مقررات افغانستان   —————————

 

حصه ششم : مراجعه بنا بر عدم تأدیه

ماده 573

در صورت امتناع از تأدیه، دارنده چک میتواند به ظهر نویسان صادر کننده چک و اشخاص مسئول دیگر مراجعه کند. دارنده میتواند با یکی از دلایل ذیل امتناع از تأدیه به اثبات برساند:

1- اعتراض توسط یک ورقه رسمی.

2- تحریر در ظهر چک از طرف مخاطب با قید تاریخ.

3- تصدیق محکمه تجارتی مبنی بر ارائه چک به قید تاریخ.

ماده 574

اعتراض باید قبل از انقضای مدتیکه برای ارائه مقرر است، عملی شود.

اگر چک در آخرین روز مقرره ارائه شود، اعتراض را ممکن است در روز کاری که بعد از آن می آید، عملی ساخت.

ماده 575

در صورت امتناع از تأدیه پس از اعتراض دارنده چک میتواند به ظهر نویس خود و یا صادر کننده در داخل چهار روز کاری که بعد از تحریر اعتراض می آید اطلاع بدهد.

هر ظهر نویس باید در داخل چهار روز کاری که بعد از گرفتن اطلاع می آید، از عدم تأدیه به ظهر نویس ماقبل خود خبر بدهد.

و درین اطلاع اسم و آدرس اشخاصی را که اطلاع سابق را داده اند، ذکر نماید و به همین صورت، مسلسلاً تا به صادر کننده برسد.

اگر چک ضمانت شده باشد، باید در داخل همان مدت به ضامن هم خبرداده شود.

اطلاع ممکن است با اعاده چک و یا با مکتوب راجستری توسط پوسته اجراء شود.

تاریخ رسید پوسته در تعیین موعد اطلاع اعتبار داده میشود.

شخصیکه در داخل مدت معینه اطلاع ندهد، حقوق خود را از دست نمی دهد ولی اگر بنابر غفلت او کدام ضرری عاید شده باشد، مسئول جبران آن میباشد.

معذالک، اندازه مسئولیت او از مبلغ مندرجه چک اضافه تر شده نمیتواند.

ماده 576

حامل چک میتواند بر علیه تمام اشخاصیکه در چک مسئولیت دارند، مجتمعاً یا منفرداً اقامه دعوا نماید و درین کار مکلف به رعایه ترتیب ظهر نویسی نمیباشد و همین حق را هر شخص تأدیه کننده دیگر نیز دارا میباشد دعوی بر علیه یکی از اشخاص مسئول، مانع دعوی بر علیه اشخاص دیگر نیست.

ماده 577

حامل چک یا تأدیه کننده میتواند از شخص مسئول مصارف ذیل را مطالبه کند:

1- مبلغ تأدیه ناشده چک.

2- تکت پولی.

3- مصارف اعتراض و غیره که متحمل شده باشد.

ماده 578

هر شخص مسئول که مورد مراجعه واقع شده باشد، میتواند در بدل تأدیه چک را با اعتراض و رسید تقاضا نماید. ظهر نویسی که چک را گرفته و تأدیه نموده باشد، میتواند ظهر نویسی خود و ظهر نویسی ظهر نویسان مابعد را ابطال نماید.

 

—————————      قانون و مقررات افغانستان    —————————

 

حصه هفتم : تعدد نسخه های چک

ماده 579

صدور چک به نسخه های متعدد ممکن است.

دراینصورت باید هر نسخه دارای نمرۀ واحد بوده و در آن تصریح شود که تعداد نسخه چند است و به موجب نسخه اول وجه قابل تأدیه میباشد.

ماده 580

چون تأدیه بذریعه نسخۀ اول صورت گرفته، نسخه های دیگر از اعتبار ساقط است.

 

—————————    قانون و مقررات افغانستان   —————————

 

حصه هشتم : ساخته کاری و تحریفات

ماده 581

احکام مواد 536 و 537 که مربوط ساخته کاری و تحریفات میباشد در بارۀ چک نیز مرعی الاجراء است.

 

—————————    قانون و مقررات افغانستان   —————————

 

حصه نهم : مرور زمان

ماده 582

دعاوی ایکه حامل علیه ظهر نویس ها و صادر کننده اقامه میکند، شش ماه بعد از انقضای مدت ارائه ساقط است. همچنین دعوی هر یک از مسئولین از تاریخ تأدیه وجه بعد از انقضای شش ماه ساقط میشود. حکم مادۀ (539) دربارۀ چک نیز معتبر است.

ماده 583

احکام عمومیه مواد (540 و 541) که راجع به برات و حجت میباشد، درباره چک ها نیز قابل تطبیق است.

 

—————————    قانون و مقررات افغانستان   —————————

 

فصل چهارم : ضیاع اسناد تجارتی

ماده 584

اگر حامل یک سند تجارتی مالکیت خود را ذریعه ظهر نویسی های بلا انقطاع به اثبات برساند، مجبور نیست وجه آنرا که اخذ نموده اعاده بدارد؛ مگر اینکه ثابت شود که آنرا به ذرایع غیر قانونی بدست آورده است.

ماده 585

سند تجارتی ایکه از نزد حامل مفقود شده باشد، میتواند بطلان آنرا در محکمۀ مربوطه که مکلف به استماع دعاوی تجارتی است، ادعاء نماید.
سند و کیفیت به تملک و فقدان را حتی الامکان شرح دهد.

در صورتیکه محکمه دلائل درخواست کننده را کافی بداند، اگر سند مفقود برات قبول شده باشد، آنرا به قبول کننده و اگر سند چک یا برات قبول ناشده باشد، به صادر کننده و مخاطب اگر سند در وجه حامل باشد، به مخاطب عدم تأدیه وجه آنرا تحریراً امر میدهد.

محتویات سند و لزوم ارائه آنرا در ظرف دو ماه توسط جراید رسمی و غیر رسمی سه مرتبه اعلان می نماید.

در ختم این مدت تصمیم لازم را در ابطال سند اتخاذ خواهد نمود.

این مدت راجع به سندیکه موعد آن به سر رسیده باشد، سر از تاریخ اعلان منتشره در جریدۀ رسمی و درباره سندیکه موعد آن بعد از اعلان سوم بسر میرسید.

سر از تاریخ به سر رسیدن موعد آن و راجع به سندیکه تأدیه آن مشروط به ارائه بوده و در تاریخ اعلان سوم مدت ارائه آن هنوز نرسیده باشد، سر از روز اخیر مدت ارائه معتبر است.

ماده 586

شخصیکه خواهش بطلان سند را مینماید، میتواند بیانیۀ مبنی بر محتویات اساسی سند ترتیب و در مدت و محلیکه قانوناً تعیین شده باشد، به مخاطب ارسال نماید. همین ورقه راجع به تأدیه و عدم تأدیه و رؤیت به منزله اعتراض تلقی میشود.

ماده 587

اگر سند در خاتمۀ مدتی که تعیین شده ارائه نشود، محکمه میتواند در اثر تقاضای مدعی، راجع به ابطال سند حکم صادر و به اشخاصیکه در مادۀ (585) ذکر شده ابلاغ نماید.

بموجب حکم ابطال، مدعی مثل اینکه اصل سند ضایع شده را مالک باشد، حقوق خود را از قبول کننده برات و اگر برات قبول نشده باشد و یا حجت و چک باشد، از صادرکننده مطالبه نماید.

شخصیکه علیه او دعوی میشود حق دارد که از تاریخ صدور حکم تا یک ماه به محکمه رجوع و عدم استحقاق محکوم له را به اثبات برساند.

ماده 588

اگر سند الی ختم مدت اعلان به محکمۀ معین ارائه شود، محکمه هدایت مادۀ (585) راجع به ابلاغ را اجراء و مطابق اصول به دعوی رسیدگی نموده؛ حکم صادر می نماید.

 

—————————    قانون و مقررات افغانستان   —————————

 

باب چهارم: تعهدات تجارتی

فصل اول – احکام عمومی

ماده 589

اگر دو شخص و یا اشخاص متعدد در ضمن یک معاملۀ که خواه برای یک نفر و یا همه ایشان ماهیت تجارتی را دارا باشد در مقابل شخص ثالثی مشترکاً داخل تعهد شوند، درصورتیکه خلاف آن در قرارداد تصریح نشده باشد، مجتمعاً مسئول شمرده میشوند.

عین همین حکم بر اشخاصیکه ضمانت دیون را می نمایند نیز تطبیق میشود.

ماده 590

پولیکه در نتیجه کدام عقد تجارتی واجب التأدیه شود و در داخل مملکت رواج قانونی نداشته باشد، در انقضای وعده تبدیل آن نظر به نرخ روز به پول افغانی جائز است.

لیکن اگر در حین عقد تأدیه پول خارجی که رواج قانونی نداشته باشد تصریح شود و یا به این معنی کدام عبارت دیگری استعمال شده باشد شرط تأدیه عین پول خارجی معتبر است.

ماده 591

شخصیکه تعهد تجارتی خود را در اثر حیله و تقصیر ایفاء نکند و یا در ایفای آن تأخیر نماید، بعد از اینکه رسماً و یا به ارسال مکتوب راجستری به او اخطار میشود مجبور است که خسارۀ را که متعهدله دچار شده با مفادیکه از آن محروم گردیده جبران کند.

اسباب مجبره (فورس ماژور) ازین حکم مستثنی است.

ماده 592

اگر متعهد تعهد خود را نقض نماید یا تعهدی را که بصورت مطلق در یک وقت معین و یا در ظرف یک مدت معین لازم الاجراء باشد ایفاء ننماید و یا موضوع تعهد عبارت از نکردن یک عمل باشد و آنرا اجراء نماید، بدون اخطار دعوی جبران خساره شده میتواند.

ماده 593

اگر مبلغی که در تعهد بنام جبران خساره معین شده باشد از مقدار منفعتی که متعهدله در صورت ایفای تعهد حاصل مینمود اضافه هم شود، محکمه نمیتواند اندازۀ آنرا تنزیل دهد.

در صورتیکه برخلاف آن در قرارداد صراحت نباشد، متعهدله به اخذ مبلغیکه بنام جبران خساره مقررداشته است به عوض ایفای تعهد مجبور نمیشود.

اگر ضرری که متعهد له به آن دچار شود از مبلغی که بنام جبران خساره معین میشود زیادتر باشد، در صورتیکه در قرارداد صراحتی بر خلاف آن موجود نباشد، متعهد مجبور است مبلغ اضافی را هم تأدیه کند.

ماده 594

اگر عدم ایفای تعهد در اثر علتی باشد که قبلاً قابل پیش بینی نبوده و یا از تقصیر دائن تولید شده و یا در اجرای تعهد قید احترازی از جانب متعهدله قبول شده باشد، متعهد به هیچ نوع به جبران خساره مکلف شده نمیتواند.

ماده 595

دادن بیعانه دلیل عقد شمرده میشود درحال ایفای تعهد طرفین بیعانه محاسبه میشود. اگر عقد در اثر رضای طرفین ویا نظر به سبب دیگریکه موجب جبران خساره نباشد فسخ گردد، بیعانه به صاحب آن اعاده میشود.

ماده 596

درصورتیکه برخلاف آن در قرارداد ویا عرف تجارتی مقرر نباشد، طرفیکه در اثر تقصیر خود به ایفای تعهد نمی پردازد، اگر بیعانه داده باشد، حق مطالبه آنرا ندارد و اگر شخصی تعهد را بنابر تقصیر خود ایفاء نکند، گیرنده بیعانه علاوه از اعاده بیعانه مجبور است که معادل آنرا هم بجانب مقابل بپردازد.

در هردو صورت طرفیکه تعهد خود را ایفاء نکند، مجبور است خساره طرف دیگر را ولو اینکه از پول بیعانه اضافه هم باشد، جبران کند.

ماده 597

اگر یکی از طرفین در مقابل تأدیه و یا وعده تأدیه مبلغ معین، حق رجوع از عقد را برای خود شرط گذاشته باشد، شروع ایفای تعهد و یا قبول ایفای تعهد طرف مقابل مانع اجرای حق رجوع میگردد.

ماده 598

تکت پولی دین تجارتی بعد از انقضای ایام معین و درصورت تعیین موعد معین از تاریخ اخطار حساب میشود.

ماده 599

شخصیکه واجد اوصاف تجارتی بوده برای یکنفر تاجر و یا غیر تاجر عملی را انجام دهد که از ایجابات تجارتی وی باشد و یا بصورت دیگری تحصیل منفعت نموده باشد، حق دارد عوض آن عمل را مطالبه و اخذ نماید.

علاوه بر این حق دارد مبلغی را که برای اجرای کار و یا تحصیل منفعت بطور پیشکی داده و مصارفی را که بعمل آورده باشد، از تاریخ مصرف با تکت پولی طلب نماید.

ماده 600

تکت پولی در امور تجارتی به اساس موافقه جانبین آزادانه تعیین شده میتواند.

 

—————————    قانون و مقررات افغانستان   —————————

 

 

قانون تجارت افغانستان

برای مشاهده و دانلود فایل “ قانون تجارت افغانستان ” کلیک کنید.

 

قانون گمرک افغانستان

برای مشاهده و دانلود فایل “ قانون گمرک افغانستان ” کلیک کنید.

 

تعرفه گمرکی افغانستان

برای مشاهده و دانلود فایل “ تعرفه های گمرکی افغانستان ” کلیک کنید.

برای مشاهده و دانلود فایل “ تعرفه های گمرکی صادرات و واردات کشور افغانستان ” کلیک کنید.

 

عوارض گمرکی افغانستان

برای مشاهده و دانلود فایل “ عوارض گمرکی افغانستان ” کلیک کنید.

 

قانون سرمایه گذاری در افغانستان

برای مشاهده و دانلود فایل “ قانون سرمایه گذاری افغانستان ” کلیک کنید.

 

مقررات صادرات مواد نفتی و میعانات گازی افغانستان

برای مشاهده و دانلود فایل “ مقررات صادرات مواد نفتی و میعانات گازی افغانستان ” کلیک کنید.

 

قانون ثبت شرکت های خارجی در افغانستان

برای مشاهده و دانلود فایل ” قانون ثبت شرکت های خارجی در افغانستان ” کلیک کنید.

 

—————————    قانون و مقررات افغانستان   —————————

 
 

راهنمای جامع تجارت با افغانستان

راهنمای جامع صادرات ، واردات ، بازرگانی و تجارت کشور افغانستان با ایران و دیگر کشورهای جهان را به صورت جامع در لینک زیر مطالعه و آموزش ببینید .

 
فهرست مطالب :
  • بررسی کلی کشور افغانستان
  • بررسی بازار واردات از کشور افغانستان
  • بررسی بازار صادرات به کشور افغانستان
  • سیاست و اقتصاد افغانستان
  • گمرک ، قوانین و مقررات و استانداردهای کشور افغانستان
  • تحلیل فرهنگ و اجتماع کشور افغانستان
  • منابع اطلاعاتی کشور افغانستان
  • اتاق بازرگانی ایران و افغانستان
  • چالش های بازار افغانستان
  • فرصتهای بازار کشور افغانستان

 

درباره کشور افغانستان بیشتر بدانیم :
 
برای مشاهده آخرین اخبار مقررات صادرات و واردات در خصوص کشور افغانستان به لینک زیر مراجعه نمایید :
 

 

3 پاسخ

  1. با سلام و وقت بخیری خدمت دوستان عزیز
    دوستان ممنون میشم در زمینه سوال ذیل با بنده با توجه به ذکر رفرنس همکاری کنید
    براساس آئین نامه معاملات دولتی و خصوصی خرید از لحاظ کمیت و مبلغ به چند دسته تقسیم می شود و اینکه این مبالغ چه مقدار است.
    به طور مثال در آیین نامه معاملات دولتی ایران سه نوع خرید به لحاظ کمیت و مبلغ وجود دارد
    خرید های جزئی که مبلغ اش 300000 ریال تجاوز نمیکند
    خرید متوسط مبلغ اش بین 300000 الی 2000000 ریال است
    و خرید عمده که مبلغ اش بیشتر از 2000000 ریال است
    حالا چنین چیزی در آیین نامه دولیت افغانستان هم وجود دارد اگر دارد چه مبالغی ذکر شده است؟

  2. سلام بسیار عالی بود من بیشتر در مورد محصول خودم که خرما هست می خواستم بفرستم افغانستان طریقه و نحوه ارسال رو می خ.اینم بدونم که نه بازرگانی نه شرکت دارم 09361743622

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *